رد پایِ اولین انسان‌ها در بریتانیا

۵ نظر »

NYTimes

از آخرین باری که موزه بریتانیا ادعا کرد که اولین نوع بشر شناخته‌شده بریتانیایی بوده است حدود ۹۸ سال می‌گذرد. از مدارک مورد استناد آنها جمجمه Piltdown بود که باستان‌شناسان بریتانیایی تا سال ۱۹۵۳ ساختگی بودن آن‌را پنهان کردند.

پژوهشگران موزه بریتانیا و دیگر موسسات به‌تازگی ادعا کردند (این‌بار قابل باور‌تر!) که سخره‌های درحال فرسایش در Norfolk در انگلستان حکایت از وجود قدیمی‌ترین مدارک از حضور بشر در شمال اروپا دارد.

کشف ۷۸ سنگ چخماق با قدمت بیش از ۸۰۰,۰۰۰ سال نشان می‌دهد برخلاف تصور قبلی که انسان‌های اولیه فقط قادر به زندگی در مناطقی با آب و هوایی گرم (مانند نواحی مدیترانه‌ای) هستند، می‌توانند در مناطق بسیار سردتری با بهره‌بردن از لوازم و آلات سخت و سنگی هم زندگی کنند.

زمین در آن زمان دچار تغییر و تحولات شدید اقلیمی در فرم سرمایش جهانی، در اواسط دوره Pleistocene آخرین دوره عصر یخی که حدود ۱۰,۰۰۰ سال پیش به پایان رسید، به‌سر می‌برد.

جنگل‌های متراکم در شمال اروپا در آن عصر یخ‌بندان از تعداد کمی حیوان یا گیاهان خوراکی برخوردار بودند ولی در مناطقی که ابزار چخماق پیدا شدند مواد غذایی بیشتر موجود بودند. ماموت‌ها و گوزن‌ها در دشت‌ها چرا می‌کردند و توسط ببرهای دندان شمشیری شکار می‌شدند. انسان‌ها خود را به شکل محقری در این اکوسیستم جا داده بودند و از ته‌مانده غذای کفتارها که آن‌هم توسط ببرهای دندان‌شمشیری شکار شده‌بودند تغذیه می‌کردند.

انسان‌های اولیه در بریتانیا

از روی آثار کشف‌شده و فسیل‌ها می توان تخمین زد که انسان‌های اولیه پیش‌تر از ۷۸۰,۰۰۰ سال قبل در شمال اروپا ساکن بودند.

البته کفتارها کمک شایانی به گروه کاوشگران بریتانیایی به سرپرستی Simon A. Parfitt  و Chris B. Stringer از موزه تاریخ طبیعی و Nick M. Ashton از موزه بریتانیا کردند.

درست بالای لایه‌ای که چخماق‌ها یافت شدند ، در نزدیکی روستای Happisburgh در Norfolk، فسیل مدفوع کفتارها پیدا شد. دانه گرده‌ها از فسیل‌های یافت‌شده نشان دادند که منطقه زمانی علفزار بوده که رویِ دشت سیلابی را می پوشانده‌اند.

قدمت تکه های سنگ چخماق را  نمی توان بطور مستقیم بدست آورد. مورخان برای بدست آوردن سرنخی از قدمت یافته‌هایشان معمولا به مطالعه مواد لایه‌های بالایی و پایینی می‌پردازند. از فسیل موش‌‌های صحرایی که در تاریخ‌های شناخته یکدیگر را جابجا کردند و از روی علایم مغناطیسی روی صخره‌ها، باستان‌شناسان قدمت چخماق‌ها را بین ۷۸۰,۰۰۰ تا ۹۹۰,۰۰۰ سال تخمین زدند. آنها حتی قدمت این لوازم را با کمک فسیلِ گونه‌ای از سوسک‌هایی که فقط در دماهای گرم زندگی می کردند، دقیق‌تر تخمین‌زدند. حضور این گونه نشان می دهد که منطقه در یکی از دو دوره پیشرفت یخبندان‌ها که ۸۴۰,۰۰۰ و ۹۵۰,۰۰۰ سال قبل رخ داد، اشغال شده‌بود.

Andrew P. Roberts متخصص روش دیرینه مغناطیسی۱ از Australian National University از روی این مجموع شواهد بدست‌ آمده در سایت Happisburgh، آن‌را «بطور بلامنازع، قدیمی‌ترین سایت اشغال شده توسط بشر در اروپا» خواند. سازندگان سنگ‌های چخماق، انسان‌های آرکاییک بوده‌اند. آنها گونه‌ی ناشناخته‌ی انسان‌های اولیه بودند که نیاکان‌ آنها حدود ۱ ملیون‌سال قبل و قبل از پیدایش انسان‌های عصر جدید در ۱۰۰,۰۰۰ سال پیش، آفریقا را ترک کردند.

Ian Tattersall انسان‌شناس American Museum of Natural History در نیویورک گفت: «حضور انسان‌های آرکاییک در ناحیه مدیترانه در آن زمان مستند شده‌است، اما حضور آنها در شمال غیر منتظره است. یافته‎های جدید بدرستی نشان می‌دهند که انسان‌های اولیه با بهره‌گیری از وسائل و ابزارآلات توانستند بر محیط سخت جنگل‌های انبوه چیره شوند و فراتر از انتظار، خیلی زود به شمال برسند.»

—-

۱روش دیرینه مغناطیسی: paleomagnetic

قدم بزرگ دنیای پزشکی در جستجوی واکسن HIV

۲ نظر »

Wall Street Journal
تحقیقات در زمینه HIV درحال گذراندن رنسانسی است که می‌تواند منجر به پیدایش شیوه‌های جدیدی برای تولید واکسن مقابله با ویروس ایدز و دیگر بیماری‌های ویروسی شود. در آخرین دست‌آوردها، دانشمندان دولت آمریکا گقتند که موفق به کشف سه پادتن قدرتمند شدند که قدرتمندترین آنها می تواند %۹۱ سویه‌۱های HIV  را خنثی کند. آنها هم اکنون بدنبال استفاده از این تکنیک برای تشخیص پادتن‌های ویروس سرماخوردگی هستند.

پادتن‌های HIV در سلول‌های یک مرد همجنس‌گرای ۶۰ ساله آفریقایی-آمریکایی کشف شدند که در پزشکی به آن اهداکننده ۴۵ گفته می شود. بدن این مرد بطور طبیعی می تواند این پادتن را تولید کند. اکنون پژوهشگران باید بدنبال راهی برای تولید واکسنی باشند که بتواند باعث تولید پادتن برای مقابله با این ویروس در بدن هر شخصی شود.

Gary Nabel مدیر Vaccine Research Center در National Institute of Allergy and Infectious Diseases که پژوهشگر پیشروی پروژه نیز بوده است می گوید: «ما در این مرحله زمان زیادی را سپری خواهیم کرد تا بتوانیم فوایدش را به کلینیک‌ها منتقل کنیم»

این تحقیق روز پنچشنبه در قالب دو مقاله در نسخه آنلاین مجله Science، ده روز قبل از گشایش یک کنفرانس بین المللی بزرگ AIDS در وین منتشر شد. طبق آمار سازمان ملل، بیش از ۳۳ ملیون نفر تا پایان سال ۲۰۰۸ مبتلا به HIV و حدود ۲٫۷ ملیون نفر ناقل ویروس AIDS بودند.

کشف جدید بخشی از حرکتی است که Wayne Koff مدیر بخش تحقیقات و توسعه موسسه غیرانتفاعی International AIDS Vaccine Initiative، “یک رنسانس” در تحقیقات واکسن HIV می نامد.

پادتن‌هایی که عملا بی‌تاثیر هستند یا قابلیت غیرفعال کردن یک یا دو سویه را دارند، رایج هستند. تا سال پیش، تعداد کمی پادتن‌هایی با قابلیت خنثی‎سازی گسترده۲ که می توانند تعداد قابل توجهی از سویه‌های HIV را بطور موثر خنثی کنند کشف شدند، اما هیچکدام از آنها نتوانستند بیش از %۴۰ از سویه‌های مختلف HIV را خنثی کنند.

اما در سال گذشته، با گسترش روشهای موثر تشخیص، بیش از شش پادتن خنثی کننده HIV از جمله سه نمونه پیشین در مجله‌های معتبر شناسایی شده‌اند. Dennis Burton از Scripps Institute در La Jolla, Calif رهبری تیمی را برعهده دارد که دو پادتن خنثی کننده HIV را کشف کرد. او می‌گوید که تیمش پادتن‌های جدیدی که نتایج آن منتشر نشده است، کشف کرده‌است. اغلب پادتن‌های جدید نیرومند هستند و می‌توانند در غلظت های کمتر در مقایسه با نمونه‌های مشابه برای نابودی HIV به کارگرفته شوند.

HIV یک ویروس بسیار ناپایدار است، اما در مکانی که ویروس خودش را به مولکولهای ویژه روی سلولهایی که آن را آلوده می‌کند پایدارتر است. برپایه‌ی تحقیقات گذشته، پژوهشگران با حسگری یک محیط پایدارتری را شبیه سازی کردند و از آن برای جذب پادتن‌هایی که به طور موثر به ویروسها حمله می‌کنند، استفاده کردند. آنها از این طریق پادتن‌های مخصوصِ اهداکننده ۴۵ را پیدا کردند و از بین ۲۵ ملیون سلول توانستند ۱۲ تای آن که می‌توانست پادتن‌ها را تولید کند، پیدا کنند.

پادتن‌های اهداکننده۴۵ نتوانستند او را در برابر HIV حافظت کنند، بدین دلیل که شاید ویروس توانسته بود تا حدودی در بدن او اثر مخرب را بجا گذارد، قبل از اینکه بدن او بتواند پادتن‌ها را تولید کند. با اینکه او توانسته بود قدرتمندترین پادتن‌های HIV را که تاکنون کشف شده، تولید کند، پژوهشگران می‌گویند آنها چیز خاصی از ژن‌های او نمی‌دانند که او را اینگونه منحصر به فرد کرده. پژوهشگران انتظار دارند که اگر بتوانند راه درستی برای تحریک تولید پادتن‌ها پیدا کنند، اغلب مردم قادر به تولید آنها خواهند بود.

Dr. Nabel گفت تیمش تکنیک جدید را برای ویروس آنفولانزا بکار می‌برد. مانند HIV، آنفولانزا نیز بسیار ناپایدار است و به‌همین دلیل هرسال نیاز به واکسن جدید است.

Anthony Fauci مدیرNIAID کفت: «ما بدنبال یک واکسن همگانی هستیم. می‌خواهیم با استفاده از این تکنیک پادتن‌های اجزاء تشکیل‌دهنده ویروس آنفولانزا که تغییر نمی‌کند، پیدا کنیم.» بطور کلی دکتر Fauci گفت که این روش می تواند برای هر بیماری ویروسی و شاید حتی برای تولید واکسن برای سرطان‌ها بکار رود. برخی از پادتن‌های جدید HIV که در سالیان اخیر کشف شده‌اند به نقاط مختلف ویروس حمله می‌کنند و از اینرو امید به اینکه بتوان از آنها باهم استفاده کرد را زیاد می‌کند.

John Mascola معاون Vaccine Research Center در یک تحقیقی که منتشرنشده نشان داده‌است که یکی از پادتن‌های دکترBurton می‌تواند بطور مجازی تمام سویه‌هایی که در مقابل پادتن‌های اهداکننده۴۵ مقاوم هستند را خنثی کنند. او همچنین عکس این قضیه را هم نشان داد: پادتن‌های اهداکننده۴۵ می ‌تواند سویه‌هایHIV که در مقابل بهترین پادتن‌ دکترBurton مقاوم هستند را خنثی کند. دکتر Mascola یکی از نویسندگان مقاله‌ی روز پنجشنبه گفت: «تنها یکی از سویه‌ها از میان ۹۵ سویه آزمایش‌شده در مقابل هردو پادتن‌ها مقاوم بود.»

پژوهشگران می‌گویند آنها قصد دارند تا معجونی قدرتمند از این پادتن‌های جدید را در سه روش آزمایش کنند.

اولین روش، پادتن‌ها را می‌توان به‌صورت خام به افراد تجویز کرد، مانند یک دارو تا از انتقال ویروس جلوگیری کرد. اما این روش احتمالاً پرهزینه خواهد بود و مدت کمی، شاید چند هفته، اثر داشته باشد. بنابراین این روش برای همگان تقریباً غیرعملی است و فقط می‌توان در موارد خاص مانند جلوگیری از انتقال ویروس از مادر به کودک هنگام زایمان استفاده کرد.


حمله! حمله، حمله .. ای پادتنِ کوبنده

ویروس HIV چگونه به سلول‌ها حمله می‌کند؟
پادتن‌ها چگونه به ویروس HIV حمله می‌کنند؟
(برای بزرگ‌نمایی تصویر، روی آن کلیک نمائید)

همچنین پادتن‌ها را زنان یا شریک مرد همجنسگراها قبل از س.ک.س می‌توانند در قالب یک ژل ضد میکروب یا “microbicide” برای جلوگیری از سرایت استفاده کنند. افرادی هم که به ویروس آلوده شده‌اند هم می‌توانند از پادتن‌ها برای معالجه استفاده کنند. تاحدودی بنظر می‌رسد که پادتن‌ها نتوانند بطور کامل HIV را از کار بیاندازد ولی کارآمدی آنها داروهای ضدایدز مانند antiretroviral ها را پشت سر می‌گذارد.

دکتر Nabel گفت که Vaccine Research Center با یک شرکتی قرارداد منقعد کرده‌است تا یک پادتن‌ مناسب برای استفاده برای انسان تولید کند تا بتوان آزمایش‌ها را روی انسان شروع کرد.

روش دوم برای استفاده از نتایج تحقیقات جدید، تحریک سیستم دفاعی بدن برای تولید پادتن‌ها می‎باشد. همانگونه که می‌دانید Jonas Salk به افراد ویروس نابود شده فلجِ اطفال را تزریق کرد و متعاقباً سیستم دفاعی تمام افراد به آسانی قادر به تولید پادتن‌هایی شدند که ویروس فلج اطفال را از بین می‌بُرد. اما برای HIV، گستره وسیعی از پادتن‌ها کارآمد نیستند. اما حالا دانشمندان می‌دانند چه پادتنی باید ساخته‌شود-بطور مثال پادتن‌های یافته‌شده در اهداکننده۴۵ و آزمایشگاه دکترBurton. مدیر تحقیقاتی واکسن در  Mayo Clinic در Rochester, Minnesota، دکترGreg Poland گقت: «بنابراین پژوهشگران در این زمینه نیاز به یک تکنولوژی مهندسی معکوس دارند تا بتوانند راهی پیدا کنند که هر شخصی بتواند آنها را تولید کند.»

این همان‌کاری است که پژوهشگران در Merck & Co انجام داده‌اند. در یک تحقیق که نتایج آن در National Academy of Sciences منتشر شد، دانشمندان این شرکت می‌دانستند که یک پادتن‌ قدیمی که از پادتن‌های تازه کشف‌شده ضعیف‌تر بود، به یک نقطه خاص آسیب‌پذیر HIV متصل می‌شود. آنها سپس مشابه آن قسمت ویروس را برای آموزش سیستم دفاعی بدن برای تولید پادتن‌ها تولید کردند. در نهایت دانشمندانِ Merck موفق به تولید واکسن آزمایشی شدند که قادر است خوکچه هندی و خرخوش را ترغیب به تولید پادتن‌هایی برای خنثی‌سازی HIV کند. اگرچه این واکسن‌ها به اندازه کافی قدرتمند نبودند، اما دکتر Koff گفت که تحقیقات Merck یک برهان قوی است بر آنکه مهندسی معکوس می‌تواند برای تولید پادتن‌های جدید و قوی‌تری بکار گرفته‌شود.

البته ممکن است مشکلات احتمالی دیگری هم سر راه وجود داشته‌باشد. نشانه‌هایی وجود دارد که برای سلول‌های اهداکننده ۴۵ ماه‌ها و شاید سال‌ها طول کشیده تا بتواند پادتن‌های قوی را تولید کند. بنابراین پژوهشگران باید واکسن‌های متعددی را تجویز کنند یا باید بدنبال یافتن راهی برای تسریع این فرآیند شوند.

آخرین روش، روش‌هایی عملی هستند که از تاکتیک‌هایی مانند ژن ‌درمانی استفاده می‌شود. برنده جایزه علمی نوبل David Baltimore از افرادی است که روی این روش کار می‌کند. گروه پژوهشی او در California Institute of Technology در Pasadena, Calif ژن‌هایی را سرهم کرده‌است می‌تواند پادتن‌‌ها را تبدیل به ویروس‌های بی‌ضرر ‌کند. آنها سپس این ویروس‌ها را به موش تزریق کردند. ویروس سلول‌های موش را آلوده می‌کند و آنها را تبدیل به کارخانه تولید پادتن می‌کند.

—————————————-

۱سویه: Strain

۲پادتن‌هایی با قابلیت خنثی‎سازی گسترده:  Broadly Neutralizing Antibodies

پژوهشگران نشان دادند: شواهد DNA قابل جعل کردن هستند!

۵ نظر »

NYTimesدانشمندان اسراییلی نشان دادند که امکان عوض کردن و دست بردن در شواهد DNA وجود دارد. این کشف، باور قبلی مبنی بر این که DNA به عنوان مدرک طلایی و غیر قابل بحث در جرم شناسی می تواند مورد استفاده قرار گیرد را زیر سوال می برد.

این دانشمندان موفق شده اند نمونه ی خون و بزاق فردی را طوری بازسازی کنند که این خون و بزاق حامل DNA فرد دیگری باشد. آنها همچنین نشان دادند که اگر به مشخصات DNA شخصی دسترسی داشته باشند، می توانند حتی بدون نمونه برداری از بافتهای بدن آن شخص، نمونه ای از DNA وی را بسازند.
دکتر دن فرامکین، پژوهشگر اصلی مقاله ای که در مجله علمی آنلاین Forensic Science International: Genetics منتشر شده است می گوید: “ما [با استفاده از DNA] فقط می توانیم یک صحنه ی جرم را بازسازی کنیم. کاری که هر دانش آموخته ی زیست شناسی می تواند انجام دهد!”
دکتر دن فرامکلین بنیانگذار Nucleix، شرکتی واقع در تل آویو است، آزمایشی را ابداع کرده است که می تواند نمونه های واقعی DNA را از نمونه های دروغین شناسایی می کند. وی امیدوار است که بتواند این آزمایشها را به آزمایشگاه های پزشکی قانونی بفروشد.

قرار دادن مدرک DNA در صحنه ی جرم تنها یکی از روشهای به کارگیری یافته ها است. در حالی که تجاوز به حریم خصوصی افراد خطر بالقوه ی دیگر است.

با استفاده از روشهای مشابه، حتی این امکان وجود دارد که بتوان از ته سیگار یا لیوانی که از آن نوشیدنی خورده است، به بزاق فرد دست یافت و از آن DNA آن را به دست آورد. سپس به راحتی می توان این نمونه ها را به کمک آزمایشگاه تجزیه و تحلیل کرد و امکان وجود بیماریهای ژنتیکی را در فرد مورد نظر شناسایی کرد.

Gail H. Javitt از مرکز سیاستگزاری ژنتیک و مردم دانشگاه جانز هاپکینز گفت “این مساله می تواند نگرانیهایی برای هنرپیشه ها و بازیگران مشهور ایجاد کند که روزنامه ها با دسترسی به اطلاعات ژنتیکیشان و انتشارش آنها را به دردسر بیندازند.”

دکتر Tania Simoncelli مشاور علمی American Civil Liberties Union می گوید ” یافته ها نگران آور است. DNA را راحت تر از اثر انگشت می توان در صحنه جرم کاشت. ما در حال خلق یک سیستم جرم یابی هستیم که بطور افزون بر این تکنولوژی تکیه می کند [تشخیص مجرم از روی اثر DNA]”

John M. Butler مجری اصلی پروژه تست هویت انسانی در موسسه ملی استاندارد و تکنولوژی می گوید  ” از دیدن اینکه مشخصات DNA جعلی چقدر بخوبی تولید میشوند تحت تاثیر قرار گرفته است. اما او اضافه کرد “من فکر می کنم طبقه متوسط جنایتکاران قادر به انجام چنین کاری نخواهند بود”

در یکی از روش ها پژوهشگران توانستند نمونه های DNA را با استفاده از یک نمونه واقعی DNA که می تواند از یک تار مو یا اثر بجا مانده روی لیوان باشد، جعل کنند . آنها نمونه کوچک را با استفاده از تکنیک متدوالی به نام تقویت کل ژن [whole genome amplification] به مقدار بزرگی DNA تفویت کردند.

البته که یک لیوان یا تار مو به راحتی می تواند در صحنه جرم بجا گذاشته شود تا شخصی را در معرض اتهام قرار داد اما لکه خون یا بزاق شاهد قابل باورکردنی تری است.

نویسندگان مقاله از یک زن نمونه خون گرفتند و به کمک دستگاه گریز از مرکز، سلولهای گلبول سفید را که حاوی DNA است، خارج کردند. آنها به باقیمانده سلول های گلبول قرمز، DNA ای که از تقویت تار موی شخص دیگری به دست آمده بود اضافه کردند!

از آنجایی که سلول های قرمز حاوی DNA نیستند، تمام مواد ژنتیکی نمونه خونی به شخص دیگری تعلق داشتند. نویسندگان نمونه را به یک آزمایشگاه پزشک قانونی پیشرفته در آمریکا فرستادند. آنها نمونه خونی را آزمایش کردند و آنرا یک نمونه معمولی از شخص دیگر(صاحب تار مو) تشخیص دادند!


منبع:

NYTimes: DNA Evidence Can Be Fabricated, Scientists Show

پیوند مطلب در بالاترین

میدانید زمین در دوران جوانی(حدود ۴ملیارد سال پیش) چگونه مکانی بوده؟

۱ نظر »

۷۰۰ ملیون سال اولیه از عمر ۴.۵ ملیارد ساله زمین به هادن (Hadean) شهرت دارد. ریشه این کلمه یونانی و از هادس (Hades) به معنی جهنم برگرفته شده است. شاید تصور خیلی از ما از زمین طی آن سال ها یک مکانی گرم، بیابانی و با مذاب های گداخته و روان باشد و از اینرو تشبیه همچین مکانی به جهنم چندان بی جهت نباشد.

مطالعات روی سطح کره ماه و از روی آثار بجامانده از برخورد های کیهانی نشان میدهد سطح زمین هم تا حدود بیشتری حداقل تا ۳.۸۵ ملیارد سال پیش آماج چنین برخورد هایی بوده است و تا چندی اخیر تصور عمومی بر این بوده که حیات تا آن زمان روی کره زمین وجود نداشته است.

طی دهه اخیر مطالعات روی گونه ای از کریستال ها به نام زرکُن (Zircon) در صخره های موجود در کشور استرالیا تصویری متفاوت از آنچه ما از زمین در دوران هادن داشته ایم ترسیم کرده است! زرکن ها تنها ‘تکه هائی’ از کره زمین هستند که یقیناْ از ۴ ملیارد سال پیش بجامانده اند و بررسی مواد معدنی که داخل آن گیر افتاده، حکایت از در جریان بودن شکل گیری قاره ها و اقیانوس ها در آن زمان دارد.

اکنون زمین شناسان متفق القول هستند که زمین در ۴.۲ ملیارد سال پیش مکانی آرام بوده و دریاها و خشکی ها وجود داشته اند. حتی آنها احتمال می دهند سطح زمین منجمد بوده است زیرا خورشید ۳۰٪ کمتر از امروزه انرژی ساطع می کرده است

تصورات قبلی براین بوده که حیات بلافاصله پس از دوران پایانی بمباران های سنگین کهکشانی (Late Heavy Bombardment) روی کره زمین شروع شده، اما بررسی های جدید می گوید حیات ممکن است صد ها ملیون سال قبل تر روی کره زمین جریان داشته است. این بدان معنی است که امکان فعل و انفعلات شیمیائی بصورت آرام و طولانی وجود داشته است. خلاصه اینکه بقول دکتر Mojzsis: صحنه نمایش احتمالاً از ۴.۴ ملیارد سال پیش روی زمین برقرار بوده ولی مشخص نیست بازیگران (حیات) حاضر بوده اند یا خیر!؟

ادعای جدید دانشمندان:گرمایش جهانی از ۷۰۰۰ سال پیش شروع شده است

بدون نظر »

Telegraph دانشمندان امریکایی براین عقیده هستند که افراد کمی که در گذشته کشاورزی می کردند، با پاکسازی وسیع زمین و با کارهایی مانند آتش زدن جنگلها برای بهره وری از زمین برای کشاورزی باعث انتشار مقدار قابل توجهی گاز کربن به هوا شده اند. کاری که شاید حاصلش برای آنها تنها مقدار کمی غذا بود.

کشاورزی آنان بهره وری خیلی کمی نسبت به کشاورزی امروزه داشته زیرا در گذشته هیچ محدودیتی بر زمینهای کشاورزی وجود نداشت.
یک مطالعه که توسط محققانی از دانشگاه ویرجینیا و دانشگاه مری لند-بالتیمر کاونتی (UMBC) در نشریه علمی Quaternary Science Reviews بصورت آن لاین منتشر شد، گزارش می دهد کشاورزان اولیه تا ۵ یا ۶ برابر زمینی را که برای کشاورزی استفاده می کردند پاکسازی می کرده اند.

طبق گفته ی پژوهشگران، جمعیت ۶ ملیاردی امروز در مقایسه با جامعه ی کشاورزان اولیه، ۹۰درصد از زمین/نفر (زمین به ازای هر نفر) کمتری برای رشد و پرورش غذا بهره می برد.

William Ruddiman نویسنده ی اصلی مقاله و استاد بازنشسته ی رشته ی محیط زیست در دانشگاه ویرجینیا گفت: “کشاورزان اولیه احتمالاً جنگلها را می سوزاندند تا زمین مساعد کشاورزی را بدست بیاورند. سپس دانه ی گیاهان را در میان کنده ی درختان مرده می کاشتند و وقتی که حاصلخیزی کم می شد، به زمینهای جدید برای کشاورزی روی می آوردند.”

kangaroo

او گفت “آنها از زمین های بیشتری برای کشاورزی استفاده می کردند، زیرا از طرفی مشوق چندانی برای بهینه کردن برداشت از زمینهای کمتر وجود نداشت و از سویی دیگر جنگلهای فراوانی برای سوزاندن وجود داشتند. آنها ممکن است نا خواسته آب و هوا را تغییر داده باشند.”

آقای Ruddiman نظریه ای را پنج سال پیش منتشر کرد که انسانها هزاران سال پیش شروع به تغییر دادن آب و هوا کرده اند. بعضاً فعالیت انسانها در ۷۰۰۰ سال پیش منجر به افزایش تولید گاز دی اکسید کربن شده است.

نظریه او توسط دانشمندانی که براین عقیده بودند که نقش بشر روی آب و هوا با انقلاب صنعتی شروع شد مورد انتقاد قرار گرفته است. آنها بیان داشتند که جمعیت بشر خیلی کم شمار بوده و نمی توانسته تاثیری برروی مقدار انتشار گاز کربن به جو داشته باشد.

اما آقای Ruddiman امروز گفت که علی رغم جمعیت کم انسان ها در تمدنهای نخستین، روشهایی که در کشاورزی اولیه مورداستفاده قرار می گرفته (با استفاده از ۱۰ برابر زمین/نفر در مقایسه با کشاورزی مدرن) می توانسته نقش زیادی بر روی آب و هوا داشته باشد.

او افزود “وقتی که جمعیت زیادتر شد تکنولوژی های کشاورزی بهبود پیدا کردند و باعث افزایش بهره وری با استفاده از زمین های کمتری شدند.”

نویسنده ی دیگر مقاله از Erle Ellis، UMBC گفت: “بسیاری از مدلهای آب و هوایی براین فرض استوار هستند که زمین هایی که در گذشته و حال مورد استفاده قرار گرفته اند، مشابه هستند و انفجار جمعیتی در ۱۵۰ سال گذشته متناسباً باعث افزایش استفاده از زمین شده است. ما پیشنهاد می دهیم که جمعیت بسیار کم اولیه مقدار بسیار بیشتری زمین/نفر استفاده می کرده و منجر به تاثیرگذاری بیشتری روی آب و هوا در مقایسه با مدل های کنونی شده اند.”


منبع:

Telegraph (17/08/2009): Early farmers ‘began global warming process’

داستان سگ گمشده ای که پسری را از تشنج کشنده نجات داد

بدون نظر »

استیسی (Stacey) سگ کوچکی را در مقابل یک مدرسه ابتدایی پیدا کرده بود. سگ نه چندان بزرگی که شبیه سگ تریر هست. او را به دامپزشک برد در حالی که اون حتی تراشه ی مخصوصی که مشخصاتش در آن ثبت شده است هم به همراه نداشت. حالا وقتی استیسی می خواست بره سر کار، آیا یولاندا (Yolanda) می تونست از سگ نگهداری کنه؟ یولاندا یک مادر مطلقه است که دو پسر دارد. وی در طول دو سال اخیر از سرطان سی.نه و رحم جان سالم به در برده است. موها و مژه هایش را به خاطر شیمی درمانی از دست داده است. وی یک آرایشگر بود که از سال ۲۰۰۶ کار نمی کند. یولاندا به استیسی پیشنهاد داد که: استیسی با عکسی که از این سگ گرفت، به امید پیدا کردن صاحب سگ، یک آگهی درست کرد و ۴۰۰۰ نسخه از اون را به کمک یولاندا در صندوق پست افراد مختلف انداخت. وی حتی در وب سایت Craigslist هم آگهی زد.

رایی لی و یولوندا

ری لی و یولوندا (Photo: AP)

یولاندا به پسرهاش گفت که به مغازه ی ارزان فروشی بروند و برای سگ یک قلاده، یک بند، یک توپ، و یک تخت خواب بگیرند. پسر ۱۰ ساله ی یولاندا،آزیاه (Azaiah) اسم سگ را “ری لی” (RaeLee) گذاشت. اسمی که توی تلویزیون شنیده بود.
آزیاه تمام بعداز ظهر را با سگ مشغول بازی و خندیدن با سگ بود. گاهی با توپ به همراه سگ بازی می کرد، و گاهی سگ صورتش را لیس می زد.

یولاندا دائما به پسرش هشدار می داد که مواظب باشه زیاد به این سگ دلبسته نشه.
کریستین ۲۱ ساله، پسر بزرگتر یولاندا، از پنجره به برادرش نگاه می کرد. کریستسن از سندروم داون و دیگر ناهنجاری ها (عقب ماندگی ذهنی و تشنج) رنج می برد.
او تا الان یک عمل جراحی قلب و یک جراحی پیوند کلیه را پشت سر گذاشته است. با این حال هنوز قادر به صحبت کردن و یا حمام گرفتن نیست. اون شب وقتی بچه ها رفتند که در تحت دوطبقه ی خودشون بخوابند، سگ، تختخواب جدید خودش را از اتاق یولاندا به اتاق بچه ها کشوند.

چهار روز بعد، هنوز سگ در خانه ی آنها بود و داشت آروم آروم به اسم جدیدش عادت می کرد و وقتی اون را می شنید واکنش نشون می داد.

عاشق از سر و کول آزیاه بالارفتن بود و می دونست که باید با کریستین با نرمی برخورد کنه. روز شنبه آزیاه به خانه ی پدرش رفت. کریستین به اتاقش برگشت تا ویدیوی مورد علاقه اش را تماشا کنه. سگ هم در کنار او آرام گرفت.

یولاندا تازه قدم به ورودی خانه گذاشته بود تا گیاهان را آبیاری کنه که ناگهان سگ خودش را به جلوی در خانه کوبوند و دیوانه وار پارس کرد. وقتی که او در را باز کرد، سگ به طرف اتاق نشمین و سپس اتاق کریستین حرکت کرد. یولاندا جیغ زد! چیزی که دید باورنکردنی و وحشتناک بود. کریستین دچار تشنج شده بود و پیکر بی جانش نقش بر زمین شده بود. خون، دماغ و دهانش را فراگرفته بود. سگ تا وقتی که یولاندا کریستین را در آغوش گرفت سر و صدا می کرد.

متخصص عصب شناس بعدها به یولاندا گفت اگر اون سگ خبرش نکرده بود، کریستین در خون خودش غرق می شد و می مرد.

یولاندا وقتی نتونست سگ را پیدا کنه، تصمیم گرفت خودش از اون نگهداری کنه.

***

صبح روز بعد تلفن استیسی زنگ خورد. اون طرف خط آقای رندی صاحب سگ بود که تلفن استیسی را از روی آگهی پیدا کرده بود و با شماره ی روی آن تماس گرفته بود.

استیسی شوکه شد. خیلی تلاش کرده بود تا صاحب سگ را پیدا کند ولی حالا که صاحب سگ پیدا شده، دنیا وارونه جلوه می کند.

او از مرد چندین سوال پرسید تا مطمئن شود که او صاحب واقعی سگ است. مرد تمام سوالات را درست جواب داد. سوالاتی که فقط صاحب اون سگ می تونست درست جواب بدهد. سگی که حالا می دونستند اسم واقعیش اُدی (Odie) است.

رندی کلیف، ۳۴ ساله، یک لوله کش بیکار است که ۶ تقاطع دورتر از خانه یولاندا به همراه همسر، ۴ فرزند و نوه خردسالش زندگی می کند. او گفت که بیشتر از یک هفته دنبال ادی می گشته است. استیسی به او گفت که آن سگ جان پسر دوستش را نجات داده است.

***

وقتی اُدی صدای وانت رندی را که اومده بود دنبالش شنید، به سمت اون رفت و با خوشحالی بالا و پایین پرید و در نهایت خودش را در آغوش رندی رها کرد. رندی هم از خوشحالی صورتش را هی به پوست ادی می مالوند.

آزیاه که این صحنه را دید نتونست جلوی اشکهاش را بگیره و جلوی در خانه، گریان ایستاد. او گفت”دلمون برایت تنگ می شه!”

رندی به یاد می آوره که به پسرک نگاه کرد و چهره ی ترسان کریستین را در پنجره دید. رندی پرسید “او برادرت است؟” آزیاه به نشونه ی تایید سرش را تکان داد.

رندی سگ را به پای آزیاه بست. و گفت:

“شاید تقدیر بر این بوده که اُدی شما را پیدا کند. شاید شما باید از او نگهداری کنید.”


پیوند مطلب در فاکس نیوز

پیوند مطلب در بالاترین

آیا ربات های هوشمند انسان ها را پشت سر خواهند گذاشت؟

بدون نظر »

تصور کنید رباتی وجود دارد که می تواند در را بازکند، پریز برق را پیدا کند و با اتصال به آن خودش را شارژ کند. ویروسهای کامپیوتری را تصور کنید که هیچ چیز جلودارشان نیست. به نظر می رسد اجرام پرنده ای که هنوز عده ای فکر می کنند به وسیله ی انسان هدایت می شوند، به زودی می توانند بدون نیاز به کنترل انسان، آدم بکشند.

روبتی که به طور خودکار شارژ می شود

روباتی که به طور خودکار شارژ می شود (Photo: Ken Conley/Willow Garage)

عده ای ازدانشمندان علوم کامپیوتر در عین حال که از پیشرفتهای هوش مصنوعی متحیر شده اند، مشغول بحث درمورد این نکته هستند که آیا باید برای تحقیقاتی که ممکن است منجر به از دست دادن کنترل انسان بر رباتها شود حد و مرزی معین کرد یا خیر؟

نگرانی دانشمندان از این جهت است که پیشرفت های بیشتر در این زمینه منجر به اختلال های اجتماعی و پیامدهای ناگوار می شود. بطورمثال، دانشمندان به تکنولوژی هایی از قبیل سیستم های پزشکی که قادر به برقراری حس عواطف انسانی با مریضان هستند، ویا کرم ها و ویروس های کامپیوتری که به هیچ طریفی نمی توان آنها را نابود کرد و میتوان گفت به مرحله پلیدی از هوش ماشینی دست پیدا کرده اند.

دانشمندان علم کامپیوتر متفق القول موافق هستند که تا تولد “هال” کامپیوتری که در فیلم ادیسه ی فضایی ۲۰۰۱ کنترل سفینه رو بدست گرفت راه زیادی باقی مانده است. نگرانی دانشمندان بی دلیل نیست. آنها می گویند پیشرفتهای تکنولوژی باعث از دست رفتن مشاغل بسیار زیادی در زمینه های مختلف و مجبور شدن بشر به فراگیری زندگی با ماشین که دائم در حال فرگیری رفتارهای انسان است می شود و بدین سان نیروی کار دگرگون خواهد شد.

پژوهشگران برجسته ی کامپیوتر، هوش مصنوعی و رباتیکس که در Asilomar Conference Grounds در مانتری بی در کالیفرنیا شرکت کرده بودتد، احتمال خلق یک سیستم اَبَرهوشمندِ مرکزیِ پیشرفته و این ایده را که اینترنت باعث پیدایش خودبخودی هوش و فکر می شود کنار گذاشتند. اما موافق بودند که ربات های کشنده خودگردن یا وجود دارند یا به زودی خواهند آمد.

هواپیماهای شکاری هوشمند که هنوز هم به انسان نیاز دارند

هواپیماهای شکاری هوشمند که هم اکنون در افغانستان استفاده می شوند، فعلا برای هدایت شدن به انسان نیاز دارند

آنها به این نکته هم توجه داشتند که هوش مصنوعی پس از تکامل ممکن است مورد سوءاستفاده خرابکاران و جنایتکاران قرار بگیرد. تصور کنید چه کار هایی که یک جنایتکار با یک سیستم مصنوعی که می تواند مانند انسان صحبت کند و در پوشش انسان گنجانده شود، انجام دهد. چه اتفاقی می افتد اگر هوش مصنوعی برای استخراج داده های شخصی از گوشی های پیشرفته (امثال گوشی های موبایل و …) مورد استفاده قرار گیرد؟

پژوهشگران همچنین در مورد تهدید احتمالی مشاغل انسانی مانند ماشینهای خودران، کمکیار شخصیِ نرم افزاری، و ربات های سرویس دهنده در منزل هم بحث کردند. اتفاقا ماه پیش یک ربات سرویس دهنده به وسیله ی Willow Garage در سیلیکن وَلی ساخته شد و ثایت کرد که قادر به پیمایش دنیای واقعی است. (مانند حرکت، باز و بسته کردن درها و حتی شارژ کردن خود!)

یک گزارش از این کنفرانس خصوصی که در تاریخ ۲۵ فوریه برگزارشد، قرار است امسال منتشر شود.

این کنفرانس توسط اتحادیه ای برای پیشرفت هوش مصنوعی برگزار شد. این گروه تعمداً محل کنفرانس را اسیلومار انتخاب کردند تا یک واقعه ی برجسته در تاریخ علم را یادآوری کرده باشد. در سال ۱۹۷۵، زیست شناسان پیشروی جهان در اسیلومار ملاقات کردند تا در مورد توانایی جدیدی بحث کنند که می تواند با تبادل مواد ژنتیکی در بین اندامها به زندگی شکل دیگری دهند. پیرو نگرانیهای ناشی از احتمال خطرات بیولوژیکی و مسائل اخلاقی، پژوهشگران بعضی موارد از آزمایش های خاص را متوقف کردند. کنفرانس، خط مشی مطالعات DNA نوترکیب را مشخص کرد و بدین ترتیب پژوهشگران را به ادامه آزمایشها ترغیب کرد.

جلسه ای هم برای آینده ی هوش مصنوعی توسط Eric Horvitz، یک پژوهشگر شرکت مایکروسافت، که هم اکنون ریاست اتحادیه را بر عهده دارد، برگزارشد . او عقیده دارد دانشمندان علم کامپیوتر باید به اوهام شکل گرفته حول ماشبنهای اَبَرهوشمند و سیستمهای هوش مصنوعی که دیوانه وار بکار خواهند افتاد واکنش نشان دهند.

ایده ی یک “انفجار هوش” اتفاقی که در آن ماشینهای هوشمند می توانند حتی ماشینهای هوشمندتر از خود را طراحی کنند به وسیله ی یک ریاضی دان به نام I. J. Good در سال ۱۹۶۵ مطرح شد. بعدها در مباحث علمی و رمانهای علمی تخیلی، یک پژوهشگر کامپیوتر به نام Vernor Vinge این فکر را بر سر زبانها انداخت که زمانی فرا می رسد که انسانها ماشینهای هوشمند تر از خود خواهند ساخت و این اتفاق منجر به تحول آنچنان سریعی می شود که بشر به پایان عمر خود می رسد. او این تغییرات را منحصر بفرد خواند.

این تصویر که بارها در بعضی از فیلمها و نوشته ها هم نمایش داده شده، توسط بعضی از دانشمندان مانند William Joy یکی از پایه گزاران Sun Microsystems، محتمل و اعصاب خورد کن توصیف شده است. دیگر کارشناسان تکنولوژی، از جمله Raymond Kurzweil، از پیدایش ماشینهای اَبَرهوشمند استقبال کردند و می گویند آنها می توانند پیشرفتهای زیادی در زمینه افزایش طول عمر و تولید ثروت به ارمغان بیاورند.

آرمان شهر از نوع آقای Kurzweil ذهنها را در سیلیکون ولی به خود مشغول کرده است. همین تابستان، یک موسسه به نام Singularity University شروع به ارائه ی دروس برای ایجاد آمادگی گروهی کرده است تا پیشرفت را هدایت کند و به جامعه در راستای ‘ساختن’ با این آرمان شهر و با پیچیدگیهای آن کمک کند.

دکتر Horvitz می گوید: “من فکر می کردم دیر یا زود ما باید به نوعی نگرانی فزاینده ی مردم را درمورد افزایش بی رویه ی ماشینهای هوشمند بررسی یا حداقل ابراز کنیم”
گزارش A.A.A.I تلاش خواهد کرد تا احتمال از دست دادن کنترل بشر بر روی هوش مبتنی بر کامپیوتر را بررسی کند. دکتر Horvitz می افزاید: “این گزارش همچنین مسائل اجتماعی، اقتصادی، قانونی، و اخلاقی این ماشیتها را بررسی می کند. علاوه بر این، تغییرات پیش رو در تعامل انسان و کامپیوتر موشکافی می شود. به عنوان مثال، چگونه می توان رابطه با یک ماشین را به عنوان زوج یا همسر تعریف کرد؟”
وی اضافه کرد: “تلاش این مجمع در راستای ارائه ی خط مشی مشخصی به پژوهشگران بوده است تا آنها بتوانند با پیشرفتهای علمی به ارتقای جامعه کمک کنند، نه این که به یک فاجعه ی تکنولوژیک منتهی شوند. به عنوان نمونه برخی از پژوهشها ممکن است در آزمایشگاه هایی تحت تدابیر شدید امنیتی انجام شوند.”

جلسه ای که در ارتباط با هوش مصنوعی برگزارشد می تواند برای آینده این رشته پراهمیت باشد. Paul Berg که از برگزارکنندگان جلسه سال ۱۹۷۵ در اسیلومار بود و جایزه نوبل در رشته شیمی را در سال ۱۹۸۰ دریافت نمود، گفت “برای جامعه علمی خیلی مهم بود که عموم را قبل از اینکه هشدارها و مخالفت ها جدی شوند، درگیر مسئله کند. همانطور که در مورد قضیه مواد غذایی ژنتیکی (G.M.O) این اتفاق اقتاد و شرایط دشوار و پیچیده ای رغم خورد.

Tom Mitchell از اساتید هوش مصنوعی و فراگیری ماشین در Carnegie Mellon University گفت”جلسه ماه فوریه نظر او را تغییر داده است. من قبل از جلسه خیلی به آینده هوش مصنوعی خوش بین بودم ودر این فکر که پیش بینی های Bill Joy و Ray Kurzweil دور از واقعیت هستند. این جلسه مرا متقاعد ساخت که صریحتر درباره ی مشکلات، از قبیل جمع آوری داده های شخصی که به طور وسیع صورت خواهد گرفت، صحبت کنم.

به رغم نگرانیهای او، آقای Horvitz امیدوار است که تحقیقات هوش مصنوعی برای بشر سودمند خواهدبود و حتی شاید بتواند کاستی های بشر را جبران کند. او به تازگی یک سیستم نرم افرازی را طراحی و معرفی کرده است که از بیماران راجع به علائم بیماریشان می پرسد و به آنها با عواطف انسانی پاسخ می دهد. وقتی مادری گفت فرزندش از اسهال رنج می برد، صورت روی نمایشگر گفت: “اُه، با شنیدن این خبر متاثر شدم”. یک پزشک بعدها به آقای Horvitz گفت که برایش خیلی جالب است که این سیستم به احساسات انسانی پاسخ می دهد. من برای این کارها وقت ندارم.

[media id=7]

___________________________________________________________________
چند اسکرین شات از ویدیوی فوق:

روبت | روبت | روبت | روبت

منبع:
نیویورک تایمز: آیا ربات های هوشمند انسان ها را پشت سر خواهند گذاشت؟ (۲۵/۰۷/۲۰۰۹)

لینک مطلب در بالاترین

پزشکان گلوله ای را پس از ۴۲ سال از سر زن چینی بیرون کشیدند

بدون نظر »

Daily Mail بر اساس گزارش روزنامه بریتانیایی دیلی میل خانم هی ونینگ ۶۵ ساله اوایل این ماه زیر تیغ جراحان قرار گرفت تا آنها بتوانند گلوله ای را که در سال ۱۹۶۷ در سرش فرورفنه بود بیرون بکشند. این گلوله ۳٫۳ سانتی متری درجریان درگیری داخلی گروه های بنیادگرای کمونیست در اوایل انقلاب فرهنگی چین پس از برخورد به دیوار بازگشت و به صورت خانم هی بین فک و گوش وی اصابت کرد .

گلوله در تصویر رادیولوژی از سر خانم ونینگ نمایان است

ولی خانم هی تا سال ۱۹۷۸ و زمانی که پزشکان متوجه سردرد او شدند متوجه حضور گلوله در سر خود نشده بود. با این حال وی پس از تشخیص پزشکان با توجه به شرایط افتضاح پزشکی در بیمارستان محلی شهر دورافتاده محل سکونتش، راه خانه را در پیش گرفت تا ۳۰ سال دیگر از سردرد رنج ببرد؛ اگاه از علت سردرد ولی عاجز ازمقابله با آن.

این ماجرا ادامه داشت تا این که درد در سرتاسر بدن او پخش شد و اوایل این ماه، خانم هی درمانده خودش را به بیمارستانی در شهر چنگکین واقع در جنوبغربی چین رساند. خوشبختانه پیشرفت پزشکی این بار این امکان را برای خانم هی فراهم کرد تا پزشکان بتوانند گلوله ۴۲ ساله را از سر او بیرون کشند.

گلوله

تصویر گلوله ای که از سر خانم ونینگ بیرون کشیده شد


ببینید:

news.com.au: گزارش وب سایت خبری استرالیا از این ماجرا (۱۵/۰۵/۲۰۰۹)

لینک مطلب در بالاترین

Simplified Theme by Nokia Theme transform by TowFriend | Powered by Wordpress | Aviva Web Directory
XHTML CSS RSS