عربستان به «فریب دادن آمریکا» اعتراف کرده است

بدون نظر »

محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران در روز ۱۳ سپتامبر ۲۰۱۶ مقاله‌ای در نیویورک تایمز منتشر کرد. او در این مقاله به مردم جهان درباره خطرات وهابیت هشدار می دهد و انتقادهای بی‌سابقه‌ای از عربستان سعودی می‌کند.

نوک پیکان انتقادهای جواد ظریف، شرکتهای روابط عمومی (PR) است که برای حمایت از عربستان سعودی پول می گیرند. تصادفی نیست که درست یک روز پس از انتشار مقاله آقای ظریف، زلمی خلیل زاد، مقاله‌ای در پولیتیکو منتشر می کند و درباره «سیاستهای جدید» عربستان سعودی صحبت می کند.

آقای خلیل زاد می گوید که عربستان سعودی به اشتباه خود در حمایت از تروریسم پی برده است و در سیاستهای «جدید» و «صادقانه» خود، تروریسم را دشمن خود می داند.

یادآوری می کنم که زلمی خلیل زاد، یکی از دیپلماتهای ارشد دولت بوش و از نزدیکترین مشاوران او بعد از یازده سپتامبر بود.

ترجمه بخشی از این مقاله در ادامه آمده است اما توصیه می کنم که کل مقاله را بخوانید.

zarif-saudiarabia

POLITICO

در سفر اخیر من به عربستان سعودی، با اعتراف تکان دهنده‌ای روبرو شدم. در گذشته، هروقت که ما مسئله تامین بودجه افراط گرایان اسلامی را با سعودی‌ها مطرح می کردیم، فقط انکار می شنیدیم. اما در این دوره از جلسات که با حضور ملک سلمان، ولیعهد نایف، معاون ولیعهد، محمد بن سلمان و چندین وزیر برگزار شد، یکی از مقام‌های عربستان اعتراف کرد: «ما شما را گمراه کردیم.» او توضیح داد که حمایت عربستان از افراط گرایی اسلامی در آغاز اوایل دهه شصت میلادی به عنوان مقابله با ناصریسم بود. ناصریسم، ایدئولوژی سیاسی سوسیالیستی بود که از تفکر جمال عبدالناصر ریشه می گرفت و عربستان سعودی را تهدید می کرد. این ایدئولوژی به جنگ بین دو کشور مصر و عربستان سعودی در امتداد مرز یمن منتهی شد. تاکتیک افراط گرایی اسلامی به آنها اجازه داد که ناصریسم را مهار کنند. عربستان سعودی به این نتیجه رسید که اسلام گرایی می تواند یک ابزار قدرتمند با کاربرد وسیع تر باشد.

تحت این سیاست جدید و صادقانه، رهبری عربستان همچنین به من توضیح داد که حمایت از افراط گرایی در واقع راهکار مقاومت در برابر اتحاد جماهیر شوروی بود. این حمایت، اغلب در همکاری با آمریکا در کشورهایی مثل افغانستان در دهه هشتاد میلادی صورت می گرفت. در این عرصه هم آنها استدلال می کردند که این تاکتیک موفقیت آمیز بوده است. بعدتر و در رقابت ژئوپلیتیکی بین کشور عربستان و ایران، آن را در برابر جنبش‌های شیعی مورد حمایت ایران به کار گرفتند.

اما عربستان سعودی می گوید با گذشت زمان این حمایت از افراط گرایی تبدیل به تهدیدی برای خود آنها و غرب شده است. آنها هیولایی را خلق کرده بودند که شروع به بلعیدن خودشان کرده است. این مقام بلندپایه عربستان سعودی ادامه داد: «ما تا یازده سپتامبر نمی توانستیم به این مساله اعتراف کنیم، چون می ترسیدیم که شما ما را رها کنید یا با ما مثل یک دشمن رفتار کنید. به همین دلیل تا آن زمان فقط در حال انکار بودیم.»

اما دلیل این صراحت جدید چیست؟ اول، سوال اصلی این است که این سیاست جدید واقعا تا کجا پیش می رود؟ واضح است، که سوالاتی وجود دارد مثل این که آیا برخی از گروه‌های سنی افراطی، مانند جبهه نصرت در سوریه، هنوز هم از عربستان پول می گیرند یا نه.

در تفکر جدید، عربستان سعودی افراط گرایی اسلامی را به عنوان یکی از دو تهدید عمده خود می داند. تهدید دیگر ایران است. من به خاطر دارم که که ملک عبدالله از من خواسته بود که پیغام او را مبنی بر تصویب طرح «قطع کردن سر افعی» به جورج بوش، رئیس جمهوری آمریکا در سال ۲۰۰۶ برسانم. یعنی حمله به ایران و سرنگون کردن رژیم این کشور. رهبری جدید، مانند پیشینیان خود، ایران را مسئول بی‌ثبات کردن منطقه و بسیاری از درگیریها می داند.

به عبارت دیگر، به نظر می رسد که رهبری جدید عربستان، «ایدئولوژی» را به نفع «نوسازی» کمرنگ کرده است. یکی از مقامات ارشد عربستان به صراحت گفت که این کشور به دنبال یک «انقلاب تحت پوشش مدرن سازی» است. به این معنی که مدرنیزاسیون، عامل پیش برنده سیاستهای عربستان است.

اما آیا این کشور موفق می شود؟


منبع عکس: نیویورک تایمز

تمجید از شاه و متلک به رهبر ایران در وبسایت سفارت ایران

۶ نظر »

وب سایت سفارت ایران در پاریس مدتی است در صفحه اصلی خود لینکی را تحت عنوان» گزارش فیگارو در باره تخت جمشید» قرار داده است که در واقع ترجمه ای است از مشاهدات نویسنده ضمیمه هفتگی این روزنامه فرانسوی در تخت جمشید.

اما به نظر می رسد یا مسوولان وب سایت خودشان یک بار هم این مطلب را نخوانده اند یا شیطنت مترجم یا مسوول این صفحه باعث شده است که مطلبی این چنین در وب سایت رسمی وابسته به وزارت خانه ایران مدتها جا خوش کند.

در این مطلب نویسنده نه تنها بارها از محمدرضا شاه پهلوی تمجید می کند، بلکه به آیت الله خامنه ای، رهبر کنونی ایران هم متلک می اندازد. از آن جالبتر این که نظرات پای این مطلب در فیگارو هم ترجمه شده اند و در این نظرات می بینیم که از «حکومت اسلامگراها» بر ایران انتقاد شده است و یک نفر آرزو می کند که با تغییر رژیم در ایران، سفر به این کشور ممکن شود.

قسمتهایی از این مقاله که در وب سایت سفارت ایران منتشر شده است در زیر می آید اما برای خواندن متن کامل آن می توانید بر روی این لینک کلیک کنید. هر چند ممکن است این فایل به زودی از سرور سفارت ایران برداشته شود. در این صورت از این لینک جایگزین استفاده کنید.

فضای خوبی بر محیط [تخت جمشید] حاکم است. صدای موسیقی راک ایرانی به گوش می رسد. حداقل این که این موسیقی از نوع رای یا رپ محلی نیست. در هر حال، شاید خیلی خوشایند آقای خامنه ای نباشد، ولی شبیه به سوره های قرآنی هم نیست.

چهل سال پیش در همین مکان، نمایش دیگری در برابر دیدگان تماشاچیان حاضر در حال اجرا بود. برای بزرگداشت جشنهای ۲۵۰۰ ساله امپراتوری فارس، شاه ایران ۶۰۰ تن از دوستان نزدیک خود را برای این مراسم دعوت کرده بود و به همین تعداد روسای دولتها، پادشاه و وزیر و غیره دعوت شده بودند. برگزیده های کره زمین با اتومبیلهای لیموزین حضور می یافتند و برای اسکان مهمانان تشریفاتی چادرهای فوق العاده مدرن در اطراف محل نصب شده بود. در حالی که امروزه فقط آرماتورهای آن به جای مانده اند.

“در شبی به یادماندنی، مشروبهایی از نوع Dom Pérignon که سرو آنها از سوی Maxim’s انجام می گرفت و سرمهماندارانی که لباسهای Lanvin پوشیده بودند و در ظروف چینی ساخت لیموژ غذا سرو می کردند در محل حضور داشتند.

ایرانیها به پرسپولیس تخت جمشید می گویند و این نامگذاری بعد از اسلامی شدن کشور مورد استفاده قرار گرفت. جمشید یکی از پادشاهان افسانه ای است که فردوسی در شاهنامه خود در قرن دهم از آن سخن می گوید.

نظرات بازدیدکنندگان فیگارو

– جواب به پییر: این که شما می گویید در ایران امنیت بیشتر از پاریس است، پس این کسانی را که به خاطر زنا و ارتداد و غیره محکوم می کنند پس چیست؟ من قبول دارم ایران گذشته بزرگی دارد، ولی متاسفانه از یک هزار سال پیش به این طرف گرفتار «اسلام گرایی» شده است.

– مونتسکیو می گفت چگونه می توان ایرانی بود و من می گویم چگونه می توان این قدر احمق بود؟ قبل از این که این مزخرفات را بنویسید، کمی فکر کنید.

به محض این که اسلامگراها کشوری را فتح می کنند همه چیز خراب می شود. مثل شمال آفریقا.

من یک شهروند آمریکایی هستم ولی تاکنون جرات نکرده ام به ایران سفر کنم. امیدوارم روزی با تغییر رژیم این سفر ممکن شود.

افسوس که فارس و عظمت این تمدن و بزرگی سازندگان آن و زردشت و پیامبری که احترام به زنان و تحمل را ترویج می کرد بعد از آمدن اسلام چه شده است.


لینک این فایل در وبسایت سفارت ایران در پاریس
لینک جایگزین در سرور تردید
لینک این مطلب در وبسایت فیگارو به زبان فرانسه
ویدیوی این گزارش به زبان فرانسه

جاذبه های جن.سی جدیدترین ترفند سیاستمداران زن در انتخابات

۸ نظر »

در فرهنگ رسانه‌ای غرب جمله معروف وجود دارد:
S.e.x sells
جاذبه جن.سی می‌فروشد.
به این جاذبه‌های جن.سی هم S.e.x Appeals می‌گویند و امکان ندارد مشاور تبلیغاتی را پیدا کنید که قدرت بالای جاذبه‌های جن.سی را انکار کند.

لازم نیست برای درست بودن این جمله دلیلی آورده شود. کافی است نگاهی گذرا به تبلیغات محصولات مختلف بکنید تا حضور پررنگ جاذبه‌های جن.سی را در تبلیغات ببینید. اگر شما هم از جمله کسانی هستید که هنوز با دیدن یک زن نیمه عریان در تبلیغ محصولات بی ربطی مثل روغن موتور ماشین شگفت زده می‌شوید، بهتر است در دیدگاهتان تجدیدنظر کنید. چون مدتی است دامنه جذب مخاطب از طریق جاذبه‌های جن.سی حتی به سیاستمداران هم کشیده شده است. زنان سیاستمدار اروپایی است چند سالی است فهمیده‌اند بهترین و ساده‌ترین راه برای تشویق مردان به رای دادن، نه ارائه برنامه های خوب اقتصادی و اجتماعی است و نه دادن وعده زندگی بهتر. بلکه لخت شدن برای آنهاست.

بهتر است از جدیدترین نمونه شروع کنیم. نامزدهای زن نمایندگی مجلس چک در تقویمهای دیواری با عکسهایی که شبیه عکسهای مدلها است خود را به رای دهندگان عرضه کردند. این تبلیغات موثر بود و امسال تعداد زنان راه یافته به پارلمان چک از تمام دوره‌های قبل بیشتر بود. برای دیدن عکسهای بزرگتر این سیاستمداران بر روی تصویرهای کوچک زیر کلیک کنید.

تبلیغات سیاستمداران زن چک | تبلیغات سیاستمداران زن چک | تبلیغات سیاستمداران زن چک | تبلیغات سیاستمداران زن چک |

تبلیغات سیاستمداران زن چک | تبلیغات سیاستمداران زن چک | تبلیغات سیاستمداران زن چک | تبلیغات سیاستمداران زن چک |

اگرچه ایده استفاده از جاذبه‌های جن.سی در انتخابات ایده نسبتا جدیدی است، در سالهای گذشته در کشورهای دیگر اروپایی آزمایش شده است. سه سال پیش حزب نوپای زنان لهستان (Partia Kobiet, PK) از پوستر عریان نمایندگانش در تبلیغات استفاده کرد. رهبر این حزب اعتقاد داشت «ما زیبا هستیم، لخت هستیم و به آن افتخار می‌کنیم.»

تبلیغ حزب زنان در لهستان

تبلیغ حزب زنان در لهستان

در همان سال تانیا دروو (Tania Derveaux) از حزب Nee (که به معنای نه در زبان هلندی است) در بلژیک در یک اقدام بحث برانگیز در یک پوستر با تصویری عریان از خود از شهروندان خواست به او رای دهند. او با تمسخر حزب رقیب که وعده ایجاد شغل برای دویست هزار نفر را داده بود، در این پوستر به رای دهندگان خود قول داد با چهل هزار نفر از آنها می‌خوابد. مردم بلژیک به این تبلیغات حزب «نه»، نه گفتند و هیچ یک از نامزدهای این حزب برنده انتخابات نشد.

بیلبورد تبلیغاتی تانیا دروو در انتخابات بلژیک

بیلبورد تبلیغاتی تانیا دروو در انتخابات بلژیک

شاید لخت شدن برای رای جمع کردن ایده خوبی برای یک نماینده مجلس از یک شهر کوچک و از یک حزب تازه تاسیس باشد، اما قطعا برای صدر اعظم یکی از قدرتمندترین اقتصادهای دنیا اصلا ایده خوبی نیست. با این حال این نکته به این معنی نیست که آنگلا مرکل نخواهد از جاذبه‌های جن.سی خود استفاده کند. دو سال قبل یقه باز لباس آنگلا مرکل جنجال زیادی در فضای سیاسی آلمان به راه انداخت. بازتابهای این لباس تا یک سال گریبانگیر صدر اعظم موفق آلمان بود. ورا لنگسفلد پنجاه و هفت ساله از حزب رقیب مرکل در تبلیغات انتخاباتی پارسال با چاپ عکس زیر در کنار عکس معروف مرکل، صدر اعظم را هجو کرد. او در زیر این پوستر با طعنه به آنگلا مرکل نوشته بود:
«ما [زنان] چیزهای بیشتری برای عرضه داریم»

یقه باز آنگلا مرکل، دستمایه تبلیغات حزب رقیب

یقه باز آنگلا مرکل، دستمایه تبلیغات حزب رقیب

پس از انتشار این پوستر در مدت کوتاهی بیش از صد و پنجاه هزار بازدید کننده از وبلاگ ورا لنگسفلد دیدن کرده بودند.

هرچند خانم مرکل به نشان دادن اندکی از بالاتنه اش قناعت کرد، یک شرکت تولیدی لباس زیر کار او را تکمیل کرد و او را نیمه عریان در بیلبوردهای بزرگ تبلیغاتی نمایش داد.

آنگلا مرکل در بیلبورد تبلیغاتی یک شرکت تولیدی لباس زیر زنانه

آنگلا مرکل در بیلبورد تبلیغاتی یک شرکت تولیدی لباس زیر زنانه

قطعنامه شورای امنیت و شکست دیپلماسی ایران

بدون نظر »

از پانزده عضو شورای امنیت سازمان ملل متحد دوازده کشور به قطعنامه دور چهارم تحریم‎های ایران رای موافق دادند. در حالی که تصویب این قطعنامه چندان دور از انتظار نبود، رای کشورهای عضو پیامی فراتر از تصویب قطعنامه ای دیگر علیه ایران دارد. پیامی حاکی از شکست فعالیتها و رایزنی های دستگاه دیپلماسی ایران.

این قطعنامه با رای نصف به اضافه یک عضو شورای امنیت هم تصویب می‌شد، اما رای مثبت دوازده عضو از پانزده عضو شرکت کننده لااقل برای دولتمردان ایران کمی بعید بود. شاید بد نباشد نگاهی بیندازیم به ترکیب شورای امنیت و انتظاری که ایران از هر یک داشت.

گروه اول: دشمنان (آمریکا، بریتانیا، فرانسه)

شورای امنیت سازمان ملل، از پنج عضو دائم و ده عضو غیر دائم تشکیل شده است. رای موافق آمریکا، بریتانیا، و فرانسه به عنوان سه عضو دائم شورای امنیت اصلا خلاف انتظار نبود. چون ایران هیچ‌وقت از این سه کشور انتظار همراهی نداشت، از ماه‌ها قبل نیروی خود را بر قانع کردن کشورهای دیگر متمرکز کرده بود.

گروه دوم: دوستان نیمه راه (روسیه، چین)

روسیه سالهاست گاهی به سمت تهران متمایل می‌شود و گاهی به سمت غرب. اما تاریخ نشان داده است که همیشه مسکو در روزهای حساس تهران را تنها می‌گذارد. دیپلمات‌های روس اغلب با رای خود بر لبان متحدان غربی خود لبخند نشانده‌اند، و با سخنان دوپهلو سعی کرده‌اند از ایران دلجویی کنند.
چین هم با وجود این که بارها اعلام کرده بود مخالف تحریم‌هاست سرانجام راضی شد به قطعنامه رای مثبت بدهد. مخالفت چین با تحریم‌ها به قدری جدی بود که هیلاری کلینتون، موضوع ایران را در سرفصل گفتگوهای خود با مقام‌های چین در سفر دو هفته پیش خود قرار داده بود.
به این ترتیب دو کشور عضو دائم شورای امنیت که ایران سالها بر روی آنها سرمایه گذاری کرده بود، در زمان حساس ایران را تنها گذاشتند.

گروه سوم: دوستان جدید (ترکیه، برزیل)

ایران که مدتی قبل دریافته بود نمی تواند به همراهی روسیه و چین دل خوش کند، تصمیم گرفت جایگزین‌هایی برای این دو دوست سابق بیابد. برای کشوری مثل ایران که متحد استراتژیک معنایی ندارد، ترکیه و برزیل دو انتخاب معقول به نظر می‌رسید.
هر دو کشور عضو غیر دائم شورای امنیت سازمان ملل بودند. دولت اسلامگرای ترکیه، ناخرسند از رفتار اتحادیه اروپا به شرق متمایل شده بود. برزیل هم که امروز یک قدرت اقتصادی به حساب می‌آید، مدتهاست به دنبال گسترش نفوذ سیاسی خود در جهان است. ضمنا بزرگترین تولید کننده شکر دنیا با آن که متحد آمریکاست، ایران را شریک اقتصادی خوبی برای خود می‌بیند.
اگر چه ایران توانست در جلسه دیروز شورای امنیت، برزیل و ترکیه را با خود همراه کند، تعویض دو عضو دائم شورای امنیت، یعنی روسیه و چین، با دو عضو غیر دائم شورای امنیت، ترکیه و برزیل، موفقیت چندانی برای دستگاه دیپلماسی ایران به حساب نمی‌آید.

گروه چهارم: دوستان بی‌وفا (لبنان، بوسنی و هرزگوین، اوگاندا)

اگر بخواهیم شاهدی بر شکست دیپلماسی کوتاه مدت ایران پیدا کنیم، بدون شک این سه کشور بهترین نمونه هستند.
ایران سالها بر دوستی خود با لبنان تکیه کرده بود. اما لبنان که خود را در واقع نماینده کشورهای عرب در شورای امنیت می‌دید، علی‌رغم میل باطنی برخی از دولتمردانش، ترجیح داد به جای رای موافق یا مخالف، رای ممتنع بدهد.

ایران از مدتها پیش رایزنی خود را با اعضای غیر دائم شورای امنیت آغاز کرده بود. در راستای همین هدف محمود احمدی نژاد در معدود سفرهای خارجی خود یک ماه و نیم پیش به اوگاندا سفر کرد تا این کشور را به همراهی با ایران در شورای امنیت راضی کند. در حالی که نمایندگان سیاست خارجی ایران دستاوردهای این سفر را مثبت خوانده بودند، رای موافق اوگاندا به تحریم ایران بیانگر داستان دیگری بود.

بوسنی و هرزگوین برای مردم ایران یادآور کشوری است که در زمان جنگ بالکان و به دست آوردن استفلال از کمک همه جانبه ایران بهره برد. ایران در دهه نود از هیچ کمکی به مردم این کشور مسلمان فروگذار نکرد. زمانی روابط دیپلماتیک دو کشور به قدری خوب بود که شهروندان ایران و بوسنی برای سفر به کشور دیگر به ویزا نیاز نداشتند. اما بوسنی و هرزگوین هم در کنار روسیه، چین، لبنان و اوگاندا قرار گرفت تا نماینده ایران در سازمان ملل بیش از آن چه انتظار داشت در صحن شورای امنیت احساس تنهایی کند.

گروه پنجم: بی طرفها (ژاپن، اتریش، نیجریه، مکزیک، گابن)

ایران هرگز تلاش نکرد این کشورها را به همراهی با خود راضی کند و همان طور که انتظار می‌رفت این کشورها همسو با کشورهای قدرتمند شورای امنیت به قطعنامه تحریم ایران رای موافق دادند.


ببینید:
وب سایت سازمان ملل متحد: مشروح مذاکرات شورای امنیت سازمان ملل متحد و متن قطعنامه چهارم تحریم ایران

ده حقیقتی که درمورد سلاح هسته ای نمی دانیم

۸۴ نظر »
این روزها کنفرانس بازنگری پیمان منع گسترش سلاح های هسته ای (ان پی تی) در مقر سازمان ملل در نیویورک برقرار است. این پیمان که در سال ۱۹۶۸ منعقد شد کشورهای فاقد سلاح هسته ای را از هرگونه تلاش برای دستیابی به سلاح هسته ای منع می کند.
رسانه ها معمولا به حواشی حضور کشورها در این کنفرانس و سخنرانیهای سران آنها می پردازند، و ورای خبرها و حاشیه ها حقایقی وجود دارند که معمولا کمتر به آنها پرداخته می شود. نوشته زیر تلاش می کند به بیان ده حقیقتی درمورد سلاحهای هسته ای بپردازد که احتمالا خیلی ها نمی دانند.

۱- اگرچه فقط هشت کشور سلاح هسته ای دارند، این کشورها تقریبا نیمی از جمعیت جهان را در خود جا داده اند

پیش از پیمان منع گسترش سلاح های هسته ای، پنج کشور آمریکا، روسیه، بریتانیا، فرانسه، و چین بمب اتم داشتند. پس از پیمان منع گسترش سلاح های هسته ای سه کشور هند، پاکستان، و کره شمالی به بمب اتم دست پیدا کردند. در حالی که هند و پاکستان هیچ وقت عضو پیمان منع گسترش سلاح های هسته ای نشده اند، کره شمالی تا سال ۲۰۰۳ عضو این پیمان بود. هم اکنون ۱۸۹ کشور عضو پیمان منع گسترش سلاح های هسته ای هستند. جمعیت این هشت کشور تقریبا ۴۶ درصد جمعیت جهان است.
آفریقای جنوبی تنها کشوری است که پس از دستیابی به سلاح هسته ای، پیش از عضویت در پیمان منع گسترش سلاح های هسته ای به طور داوطلبانه تاسیسات سلاح هسته ای خود را نابود کرد.
اگرچه تعداد کشورهای دارای سلاح هسته ای به ۸ محدود می شود، برنامه اشتراک سلاح هسته ای ناتو به کشورهای فاقد سلاح هسته ای اجازه می دهد میزبان سلاح هسته ای کشورهای دارای این سلاح باشند. بر اساس این برنامه تعدادی از سلاح های هسته ای آمریکا هم اکنون در خاک بلژیک، آلمان، ایتالیا، هلند، و ترکیه است.
(منبع، منبع)

۲- اسرائیل، پاکستان، هند، و کره شمالی عضو پیمان منع گسترش سلاح های هسته ای نیستند

با توجه به این نکته که پاکستان، هند، و کره شمالی اعلام کرده اند سلاح هسته ای دارند، عدم عضویت اسرائیل در این پیمان به این معنی است که اگر تا کنون به بمب اتم دست پیدا نکرده باشد و بخواهد به بمب اتم دست پیدا کند از نظر قوانین کار خلافی انجام نداده است.
(منبع)

۳- آمریکا و روسیه مالک بیش از ۹۵ درصد سلاح های هسته ای هستند

(منبع)

۴- روسیه بیش از دو برابر آمریکا کلاهک هسته ای دارد

امروز آمریکا برای اولین بار رسما تعداد کلاهکهای هسته ای خود را اعلام کرد. بر اساس بیانیه وزارت دفاع آمریکا این کشور ۵۰۰۰ کلاهک هسته ای دارد. تعداد غیر رسمی کلاهکهای هسته ای روسیه ۱۲۰۰۰ است.
(منبع)

۵- اسرائیل تنها کشوری است که هرگز به طور رسمی داشتن یا تولید بمب اتم را تائید یا تکذیب نکرده است

سیاست رسمی اسرائیل درباره داشتن برنامه بمب اتمی عدم موضع گیری است. به این معنی که مقام‌های این کشور همواره به این سوال که آیا اسرائیل بمب اتم دارد یا خیر، پاسخ نداده‌اند. این سیاست راهبردی «عدم تائید یا تکذیب» را اسرائیل درمورد سلاح هسته‌ای و ترور مخالفان فلسطینی به کار می‌برد.
با این حال آمار غیر رسمی می‎گوید این کشور بین ۷۵ تا ۲۰۰ سلاح هسته ای دارد. تیتر اول روزنامه بریتانیایی ساندی تایمز در در ۵ اکتبر ۱۹۶۸ این بود:
«افشای اسرار سلاح هسته ای اسرائیل»
(منیع)

۶- قدرت تخریب مجموع کلاهکهای هسته ای روسیه و آمریکا ۱۳۰ هزار برابر قدرت تخریب بمب اتمی هیروشیما است

متوسط قدرت یک کلاهک هسته ای هشت برابر بمب اتمی هیروشیما است. با توجه به تعداد کلاهکهای هسته ای دو کشور یک محاسبه ساده نشان می دهد قدرت تخریب سلاح های هسته ای دو کشور روسیه و آمریکا ۱۳۰ هزار برابر بمب اتم استفاده شده در هیروشیما است که ۹۰ هزار نفر را کشت.
(منبع)

۷- امسال آمریکا و روسیه متعهد شدند تعداد کلاهکهای هسته ای خود را حتی بیشتر از مقدار توافق شده در پیمان قبلی کاهش دهند

روسای جمهوری آمریکا و روسیه در ۸ آوریل ۲۰۱۰ پیمان تاریخی کاهش سلاح هسته ای را در پراگ امضا کردند. این پیمان دو کشور را متعهد می کند تعداد کلاهکهای هسته ای استراتژیک خود را به ۱۵۵۰ کلاهک کاهش دهند. این مقدار تقریبا سی درصد کمتر از سقفی است که قبلا توافق شده بود.
البته ایالات متحده آمریکا در سال ۲۰۰۲ و در زمان ریاست جمهوری جورج بوش پسر به طور یک جانبه از پیمان ضد موشکهای بالستیک (موشکهای ضد موشک) خارج شد تا بتواند قدرت دفاع موشکی خود را تجهیز کند. این پیمان در سال ۱۹۷۵ بین شوروی سابق و آمریکا امضا شده بود.
(منبع، منبع)

۸- قدرت تخریب بمب هیدروژنی که آمریکا در سال ۱۹۵۴ آزمایش کرد ۱۲۰۰ برابر از بمب اتمی هیروشیما بیشتر بود

بزرگترین انفجار تاریخ را آمریکا در آزمایش موسوم به قلعه براوو به نمایش گذاشت. آزمایشی که بعدها برای این کشور دردسرهای زیادی به همراه داشت. چرا که غبار انفجار کیلومترها آن طرف تر در اقیانوس باعث بیماری و مرگ تعدادی از خدمه یک کشتی ماهیگیری ژاپنی شد. پرتوهای رادیو اکتیو ناشی از این انفجار باعث شد ساکنان تعدادی از جزایر اقیانوس آرام مجبور به تخلیه جزیره شوند. از آن روز تا کنون دولت آمریکا پانزده میلیون و سیصد هزار دلار به ژاپن غرامت پرداخته است.
(منبع)

۹- دستکم تا سپتامبر ۲۰۰۹ هیچ مدرک قابل استنادی مبنی بر تلاش ایران برای دستیابی به سلاح اتمی وجود نداشت

در سال ۲۰۰۹ محمد البرادعی رئیس آژانس انرژی هسته ای گفت: «هیچ سند محکمی مبنی بر تلاش ایران برای توسعه و تولید سلاح هسته ای وجود ندارد». البته او در همین سخنان از مواضع اتمی دولت ایران انتقاد کرد. محمد البرادعی این مطلب را در پاسخ به نیروهای اطلاعاتی بریتانیا گفت. بریتانیا مدعی شده بود ایران دستکم از چهار سال قبل از آن تاریخ برنامه سلاح هسته ای خود را فعال کرده بود.
(منبع)

۱۰- رهبر ایران که شخصیت نخست مذهبی این کشور محسوب می شود «کاربرد» سلاح هسته ای را حرام اعلام کرده است

۱۷ آوریل ۲۰۰۹ آیت الله خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، در پیامی به مناسبت آغاز کنفرانس «خلع سلاح و عدم اشاعه» گفت:
«کاربرد سلاح هسته ای را حرام می دانیم»
اگرچه می توان این پیام را به عنوان فتوایی شرعی از جانب رهبر ایران علیه بمب اتمی تلقی کرد، برخی این نکته را برجسته می کنند که در این پیام «کاربرد» سلاح هسته ای حرام اعلام شده است و نه «تولید» آن. آیت الله خامنه ای در سال ۲۰۰۵ هرگونه تولید، نگهداری، و استفاده از سلاح اتمی را خلاف اسلام اعلام کرده بود.
(منبع، منبع)

تاریخ می‌گوید خطر حمله اسرائیل به ایران جدی است

۱,۱۶۵ نظر »
بروز رسانی:‌ ۸ اسفند ۱۳۹۰:
اول از همه بازدیدکنندکان عزیزی که در بحث زیر این لینک شرکت کردند و شمار نظرات را به بالای ۱۰۰۰ نظر رساندند تشکر می کنم.
اما متاسفانه به دلیل منحرف شدن بحثها و بالا رفتن تعداد نظرات حاوی فحش و ناسزا، چون وقت نظارت بر همه نظرات ارائه شده را ندارم،‌ فعلا بخش نظردهی بسته می شود.
از همه شما تشکر و عذرخواهی می کنم.
لازم به یادآوری نیست که همچنان مشتاقانه منتظر نظرات شما پای لینکهای دیگر هستم.
بروز رسانی:‌ ۸ فروردین ۱۳۹۱:
بخش نظرات باز شد. امیدوارم نظرات دوستان حاوی ناسزا و توهین نباشد.

در حالی که کشورهای قدرتمند دنیا مدتها است راه‎های مختلفی را برای حل پرونده هسته‎ای ایران ارائه می‎کنند، اسرائیل در تمام این سالها با جدیت فقط بر به کارگیری یک راه حل تاکید داشته: راه حل نظامی
راه حلی که تندروهای هر دو کشور ایران و اسرائیل از آن استقبال می‎کنند.

اما ببینیم تاریخ چه می‎گوید. چقدر می توان برای صحبتهای تند و تیز سران اسرائیل اعتبار قائل شد. رهبرانی که گاهی برای راضی نگه داشتن طرفداران تندرویشان چندان وعده هایشان با تواناییهایشان همسان نیست.

در سال ۱۹۸۱ زمانی که صدام حسین مشغول جنگ با همسایه شرقی اش ایران بود، اسرائیل در یک حمله ناگهانی و بدون مجوز سازمان ملل تنها رآکتور اتمی عراق را نابود کرد. رآکتور اوسیراک پیشتر و تنها یک هفته پس از آغاز جنگ، توسط نیروی هوایی ایران آسیب نه چندان جدی دیده بود، اما اسرائیل در عملیات اوپرا آن را به طور کامل از بین برد. چرا که اعتقاد داشت عراق «قصد دستیابی به سلاح هسته‎ای دارد». این جمله برایتان جمله‎ی آشنایی نیست؟

عملیات اورچرد (Operation Orchard) در سال ۲۰۰۷ اما پیچیده تر بود. نیروی هوایی اسرائیل در عملیاتی مخفیانه به تاسیسات هسته‎ای سوریه حمله کرد و این تاسیسات را از بین برد. اسرائیل پس از این حمله ترجیح داد سکوت کند و سوریه هیچ‎وقت آسیب‌های ادعا شده به تاسیسات خود را نپذیرفت. تاسیساتی که برخی اعتقاد دارند ساخت کره شمالی بود.

نامهای عراق و کره شمالی که در کنار هم می‎آید، ناخودآگاه به یاد «محور شرارت» می‎افتیم. نامی که جورج بوش به این دو کشور در کنار ایران داد. شاید همین نام‎گذاری اسرائیل را به تشویق جمهوریخواهان برای حمله به ایران ترغیب کرد. اسنادی که بعدها منتشر شد نشان داد اسرائیل یک سال پس از حمله به تاسیسات هسته‎ای سوریه، از دولت جورج بوش درخواست تجهیزات نظامی برای حمله به ایران را ارائه کرده بود. این درخواست اگرچه رد شد، نشان دهنده عزم جدی دولتمردان این کشور برای حمله نظامی به ایران در آن زمان بود.

جورج بوش جنگ طلب جایش را به باراک اوبامای برنده جایزه صلح نوبل داده است. اما وقتی رئیس جمهوری صبور آمریکا از ضرورت تحریم ایران نه در چند ماه آینده، که از «چند هفته پیش رو» سخن می‎گوید، باید پرسید اگر تحریم‎ها نتیجه نداد چه؟
ما ایرانیان با تهدیدهای اسرائیل و تحریم‎های آمریکا چندان بیگانه نیستیم. اما به ‏آن‎چه که کمتر عادت داریم این است که یک روز از خواب بیدار شویم و ببینیم موشکهای اسرائیلی در سکوت قدرتهای بزرگ، تاسیسات هسته‎ای ایران را بمباران کرده‎اند و رفته‎اند. درست مثل همان کاری که در عراق و سوریه کردند.

ببینید:

حمله اتمی ایران به اسراییل چگونه خواهد بود؟

دلیل سکوت معنی دار اوباما در قبال حوادث ایران چیست؟

۲ نظر »

BBC logo بی بی سی در مقاله ای به قلم جاناتان بیل (Jonathan Beale) به تحلیل سکوت معنادار واشنگتن در قبال حوادث بعد از انتخابات ایران پرداخته است. پرزیدنت اوباما بر خلاف اسلاف خویش که در مقابل حوادثی از این دست در ایران بلافاصله واکنش نشان می دادند، تا کنون از اظهار نظر شتابزده و صریح در این مورد خودداری کرده است.


واقعا باراک اوباما درمورد نتایج انتخابات ایران و حوادث آن چگونه می اندیشد؟ هم کاخ سفید و هم وزارت خارجه ی امریکا از واکنش فوری به حوادث ایران خودداری کردند و ترجیح دادند با تاخیر معناداری نسبت به این اتفاقات ابراز نظر کنند. باراک اوباما نخستین واکنش از سوی واشنگتن شنبه بعد از ظهر ابراز شد. کاخ سفید در یک بیانیه ی محتاطانه اعلام کرد: “همانند بقیه ی دنیا ما هم تحت تاثیر مباحث حول و حوش انتخابات ایران قرار گرفته ایم. ما تمام اتفاقات مربوط، از جمله گزارشهای مرتبط با تقلب در انتخابات را از نزدیک زیر نظر داریم.” یکشنبه صبح آقای جوزف بایدن، معاون ریاست جمهوری امریکا، به نظر می رسید که تحت فشار بیشتری قرار گرفته بود تا در تلویزیون رسمی امریکا اعلام کند شک و شبهه ی فراوانی درمورد نتایج انتخابات ایران وجود دارد. دوشنبه بعد از ظهر سخنگوی وزارت خارجه اندکی پیش تر رفت و گفت: “ما عمیقا از “گزارشهای” مربوط به خشونت و ناهمگونیهایی که در آرا وجود دارد ناراحتیم.” سوال اینجا است که چرا با وجود این که همه ی ما تصاویر واضح خشونتها از ایران را دیده ایم، هنوز مقامات امریکایی از واژه ی محتاطانه ی “گزارشها” ی خشونت استفاده می کنند؟ البته شاید بتوان گفت نحوه ی برخورد واشنگتن با انتخابات ایران همانند سیاستهای امریکا در برابر ایران همچنان مبهم است. هرچند دلایل خوبی برای این عدم شتاب در قضاوتهای کاخ سفید وجود دارد. همه ی ما اشتباه احمقانه ی امریکا و بوش را در ماجرای کنار زدن هوگو چاوز از قدرت در سال ۲۰۰۲ به خاطر می آوریم. این اقدام امریکا هم اشتباه بود و هم با تشدید احساسات ضد امریکایی تاثیر معکوس داشت. ولی با این حال حداقل مشخص بود، بوش طرفدار کدام جناح درگیر بود. ایران و امریکا جالب اینجا است که ۴ سال پیش دولت بوش حتی پیش از انتخاباتی که منجر به انتخاب آقای احمدی نژاد شد، آن را محکوم کرد. چرا که معتقد بود انتخابات، توسط شورای نگهبان منصوب رهبری هدایت می شود. انتخابات امسال هم به همان شیوه برگزار شد. شیوه ای که اساسا نمی تواند منصفانه و آزادانه برگزار شود. با این حال چرا اوباما در خصوص آن این اندازه محتاطانه برخورد کرده است؟ اول از همه شاید اوباما می خواهد روابط ایران-امریکا را مستقیما به موضع گیریش در این خصوص پیوند ندهد. پیشاپیش انتقاد کردن از انتخاباتی که هنوز برگزار نشده بود، شاید فقط به تندروها در ایران کمک می کرد و به ضرر اصلاح طلبان تمام می شد. این موضع گیری می توانست تفکری را که اعتقاد به دخالت امریکا در امور داخلی ایران دارد تقویت کند و در نهایت گفتگوهای آینده را دچار مشکل کند. سکوت آقای اوباما شاید در نهایت به نفع اصلاح طلبان باشد و به آنها کمک بیشتری در راستای ایجاد تغییرات اساسی کند. دلیل دیگر سکوت کاخ سفید شاید این باشد که آنها می دانند در نهایت صرف نظر از این که چه کسی برنده ی انتخابات می شود، باید با رهبر ایران کار کنند. به نظر می رسد استراتژی این دوره ی آقای اوباما اینچنین باشد. تیم سیاست حارجی آقای اوباما بر خلاف تیم آقای بوش که یک تیم ایده آل گرایانه بود، یک تیم عملگرا است. آقای اوباما از اشتباهات دوران بوش در عرصه ی سیاست خارجی درس گرفته است. وی می داند که سیاست مزورانه ی جورج بوش در قبال کشورهایی که مدل امریکایی دموکراسی را تقلید می کردند فایده ای برای امریکا ندارد. همان طور که روزنامه ی واشنگتن پست اشاره کرد، پاسخ گنگ کاخ سفید به حوادث ایران بیانگر دوراهی ای است که اوباما بر سر آن قرار دارد. اما به هرحال وی باید روزی نظر روشنش را در این مورد صادر کند. نظری که شاید بر نحوه ی تعامل امریکا با ایران در امور حیاتی مثل برنامه ی اتمی این کشور اثر زیادی داشته باشد. در واقع مواضع امریکا هرچه باشد، گزینه ی گفتگو با ایران همچنان بر روی میز خواهد بود. چرا که واشنگتن همچنان با بسیاری از کشورهای غیر دموکراتیک روابط دوستانه ای دارد. سکوت اوباما در پیشاپیش محکوم کردن انتخابات و نیز احتیاطش در واکنش نشان دادن به نتیجه انتخابات بسیار خردمندانه به نظر می رسد. اما سوال اینجا است که آیا در این بین اخلاق قربانی عملگرایی نمی شود؟ انتقاد عمده ای که از جورج بوش می شد این بود که وی بسیار ساده انگارانه به مسائل نگاه می کرد و همه ی امور را سیاه و سفید می دید بدون اندکی ظرافت در تحلیل امور. اما اگر بوش بر سر کار بود، حداقل ما اکنون نظر رییس جمهور امریکا را درمورد اتفاقات اخیر ایران می دانستیم!


ببینید:

یوتیوب:  گزارش اسوشییتد پرس از واکنش اوباما به حوادث پس از انتخابات در ایران
وال استریت ژورنال: عدم اظهار نظر اوباما درمورد ایران
واشینگتن تایمز: سکوت اوباما در قبال ایران بحث برانگیز شده است

هاآرتص: تاریخ با موشکهای قسام آغاز نشد

۸ نظر »

روزنامه ی اسراییلی هاآرتص در مقاله ای که ۱۴ ژانویه ۲۰۰۹ تحت عنوان “تاریخ با موشکهای قسام آغاز نشد” منتشر کرد، به بیان واقعیاتی درطی حوادث ۶۰ سال گذشته و عملکرد رسانه های اسراییلی پرداخت. اتفاقاتی که منجر به اتفاقات امروز در غزه شده اند. ترجمه کامل این مقاله در پی می آید.

هرچند برای ما اسراییلیها مبدا اتفاقات همواره زمانی است که فلسطینیها ما را مورد آزار و اذیت قرار می دهند، تاریخ برای ما با موشکهای قسام آغاز نشد. آزار و اذیتهایی که رنج ناشی از آن پس از مدتی خارج از عوامل سبب سازشان مورد بررسی قرار می گیرند. ما تصور می کنیم هرچقدر فلسطینیها را بیشتر آزار دهیم، آنها بهتر از اشتباهات خود درس می گیرند و ما به هدف خود می رسیم. درحالی که درسهایی که خودمان باید فرابگیریم همواره مورد بی اعتنایی قرار می گیرند.

امیره هاص

خط مشی رسانه های اسراییلی، را می توان چنین خلاصه کرد: به مخاطب اطلاعات کمتر بده. مخاطب را با حقایق کمتری آشنا کن، و به او اخبار کلی و با جهت گیری خاص ارائه کن. البته این خطی مشی خوبی است که شاهکارهای ما را به رخ جهانیان نمی کشد! شاهکارهایی از جمله: کودکان کشته شده و جنازه های رها شده در زیر خرابه ها، دخترکانی که پاهایشان را به دلیل زخمهای ناشی از سلاحهای ما از دست داده اند، پدران بینوایی که زارزار گریه می کنند، ساکنان خانه هایی که همه چیزشان را از دست داده اند، زخمهای وحشتناک ناشی از گازهای اشک آور، ده ها هزار نفر از ساکنان فلسطینی که به زور از سرزمینشان تبعید می شوند و در پناهگهای کوچکی به زور اسکان داده می شوند.

از زمانی که دولت [خودگردان] فلسطینی تشکیل شده است، دستگاه خبری اسراییل تلاش بسیاری در بزرگنمایی تهدید نظامی آنها داشته است. وقتی که آنها سلاح خود را از سنگ به تفنگ، از کوکتل مولوتف به عملیات انتحاری، از بمبهای جاده ای به موشکهای قسام، از موشکهای قسام به موشکهای گرادز، و یا از سازمان آزادیبخش فلسطین به حماس، ارتقا دادند ما با چهره ای حق به جانب فریاد زدیم:
دیدی گفتم! اونها ضد یهود هستند!

و با استناد به همه این اتفاقات حملات خودمان را توجیه کردیم. هرچند در فرهنگ لغات من، واژه ای برای توصیف آنچه اسراییل را به حملات فاجعه بار امروزش منتهی کرد پیدا نمی شود، می خواهم بگویم اصلی ترین عامل برای این اتفاق “انزوای گام به گام نوار غزه” بود. انزوای غزه ساکنان آن را تبدیل به موجودواره هایی کرد که نه اسمی از خود داشتند و نه آدرسی، به جز آدرس افراد محاصره کننده آنها. آنها تبدیل به مردمانی بدون تاریخ شدند.

نکته قابل توجه دیگر این است که آغاز محاصره غزه نه آن زمانی بود که حماس کنترل شریانهای امنیتی نوار غزه را در دست گرفت، و نه آن زمانی بود که گیلاد شالیط دستگیر شد. آغاز محاصره حتی زمانی نبود که حماس در انتخابات فلسطین به پیروزی رسید. این محاصره در سال ۱۹۹۱، یعنی پیش از عملیات انتحاری فلسطینیها آغاز شده بود. این محاصره از آن زمان پیچیده و پیچیده تر شده است تا سال ۲۰۰۵ که به اوج خود رسید. در حالی که دستگاه رسانه ای اسراییل با خرسندی تمام با عدم انعکاس این مسائل، چشم خود را بر روی حقایق روشن ماجرا بسته است. انزوا و محاصره غزه از سوی رسانه های اسراییلی به عنوان ضرورتهای نظامی اسراییل عنوان شدند. اما ما بچه نیستیم! [که این دروغها را باور کنیم] ما می دانیم که این ضرورتهای نظامی و دروغهای مکرر رسانه ای در جهت اهداف دولت اسراییل هستند. هدف اصلی اسراییل جلوگیری از محقق شدن ایده همزیستی دو کشور [اسراییل و فلسطین]در کنار هم بوده است. ایده ای که تمام دنیا بعد از اتمام جنگ سرد در سال ۱۹۹۰ بر روی آن به توافق رسیده بودند. این یک راه حل کامل نبود، اما به هرحال فلسطینیها هم با آن کنار آمده بودند.

غزه یک قدرت نظامی نیست که بتواند به همسایه کوچولو و عاشق صلح خود اسراییل حمله کند! غزه فقط سرزمینی است که اسراییل در سال ۱۹۶۷ به همراه کرانه باختری به اشغال در آورد. ساکنانش مردم فلسطین هستند که سرزمین مادریشان را در سال ۱۹۴۸ از دست داده بودند.

در سال ۱۹۹۳ اسراییل فرصتی طلایی داشت که به مردم دنیا اثبات کند، آنچه آنها درمورد ما می پندارند اشتباه است. نشان دهد که ما یک دولت اشغالگر نیستیم. ما کشوری نیستیم که ماهیتش بر مبنای تبعید مردم از خانه هایشان و دزدیدن زمینهایشان به منظور اسکان دادن یهودیان باشد. در دهه ۱۹۹۰ اسراییل این امکان را داشت که ثابت کند حوادث سال ۱۹۴۸ رویه همیشگی اش نیست. اما اسراییل این فرصت استثنایی را از دست داد و به جای آن به طرز ماهرانه ای به دزدی زمینهای فلسطینیان و اخراج آنها از خانه های خودشان، و فرستادن اجباری آنها به کمپهای اقامت اجباری ادامه داد.

و در این روزهای سیاه، اسراییل بار دیگر به جهانیان اثبات می کند که حوادث سال ۱۹۴۸ هنوز ادامه دارد!

* درمورد نویسنده: امیره هاص، ستون نویس روزنامه هاآرتص است که مدتی هم ساکن نوار غزه و کرانه باختری بود. وی که پدر و مادرش از بازماندگان هولوکاست هستند در اورشلیم متولد شده است. رشته تحصیلی او در دانشگاه عبری، تاریخ نازیسم است. فعالیتهای روزنامه نگاری، جوایز متعدد آزادی بیان از سازمانهای مختلف را برای امیره به ارمغان آورده است.


ببینید:
هاآرتص: امیره هاص به دلیل اقامت غیرقانونی در غزه، علی رغم ممنوعیت اقامت برای روزنامه نگاران توسط پلیس اسراییل بازداشت شد. (۰۲/۱۲/۲۰۰۸)


پی نوشت:
– درمورد نحوه نگارش فارسی نویسنده Amira Hass تردید دارم. جست و جوهایم در این مورد نتیجه نداد. لطفا اگر کسی در این مورد اطلاعاتی دارد، راهنمایی کند.

عنوان این مطلب در ابتدا این بود:

چگونه تجاوزهای اسراییل و دروغهای رسانه ها به حوادث امروز غزه منتهی شد؟

هاآرتص: اسراییل احزاب عرب را از حضور در انتخابات محروم کرد

۱ نظر »

| |

روزنامه اسراییلی هاآرتص در گزارشی که روز ۱۳ ژانویه ۲۰۰۹ از قول اسوشییتد پرس منتشر کرد نوشت کمیته مرکزی انتخابات اسراییل طی حکمی حضور کلیه احزاب عرب اسراییل را در انتخابات پارلمانی ماه آینده ممنوع اعلام کرد. این درحالی است که بر طبق آمار رسمی دولت اسراییل (پی دی اف) در سال ۲۰۰۷ تقریبا یک پنجم جمعیت ۷ میلیونی اسراییل را اعراب تشکیل می دهند. بدین ترتیب بزرگترین اقلیت اسراییل از حضور در پارلمان اسراییل منع می شود. این اتفاق در کشوری رخ می دهد که سالها است خود را به عنوان [تنها] دموکراسی منطقه خاور میانه معرفی کرده است.

این طرح که از سوی دو حزب تندروی دست راستی پیشنهاد شده بود، با حمایت قاطع اعضای کمیته مرکزی انتخابات همراه بود. اکثریت اعضای این کمیته اعتقاد دارند احزاب عرب نه تنها از تروریستها حمایت می کنند، بلکه در مواقعی دست به تحریک آنها می زنند. آنها همچنین اعتقاد دارند که احزاب عرب حتی وجود کشور اسراییل را به رسمیت نمی شناسند.

احزاب عمده عرب این تصمیم را یک رای نژادپرستانه می دانند و می خواهند علیه آن به دادگاه عالی اسراییل شکایت کنند. اقدامی که در آن شانس اندکی برای پیروزی دارند. هرچند روزنامه اورشلیم پست یادآور می شود که در سال ۲۰۰۳ حکم محرومیت حزب بلد از حضور در انتخابات ، از سوی دادگاه عالی اسراییل لغو شد.

نمایندگان عرب این کمیته پیش از رای گیری در حالی که فریاد می زدند این تصمیم یک تصمیم فاشیستی و نژادپرستانه است از این جلسه خارج شدند.

در این زمان بود که نایب رییس جلسه با نماینده احزاب عرب به درگیری فیزیکی پرداخت و این درگیری تا زمانی که یکی از افسران امنیتی آنها را جدا کرد ادامه داشت.

روزنامه نسبتا دست راستی اورشلیم پست در این رابطه می نویسد:

در هفته گذشته سه فراخوان جداگانه مبنی بر ممنوع کردن حزب [عرب] بلد از حضور در انتخابات تسلیم کمیته برگزاری انتخابات شده بود و این تصمیم در واقع پاسخی بود به این درخواستها.

در این مورد مایکل شرر، نویسنده مجله تایم نقطه نظر جالبی دارد. وی در مطلبی که در وبلاگ خود در مجله تایم منتشر کرد، ضمن کنایه زدن به این تصمیم اسراییل یادآور می شود که سالهای طولانی است که اسراییل به داشتن یک دموکراسی و پلورالیزم در منطقه خاور میانه به خود می بالد. وی این جمله را در وب سایت وزارت خارجه اسراییل یادآور می شود که:

در بسیاری از کشورهای عربی و ایران، حقوق اقلیت نادیده گرفته می شود. در حالی که اقلیت در اسراییل طبق قانون حقوقی برابر با همه ی مردم دارند. اقلیت اسراییلی از حقوق برابر قضایی نیز برخوردار هستند. این اقلیت حتی اجازه دارند که نماینده ی خود را به کنیسه [مجلس اسراییل] بفرستند.

وی با در کنار هم قرار دادن آن چه اسراییل ادعا می کند، و آن چه در عمل با این تصمیم دیده می شود، قضاوت را به عهده خواننده می گذارد.


ببینید:

هاآرتص: اسراییل حضور احزاب عرب را در انتخابات ماه آینده غیرقانونی اعلام کرد (۱۲/۰۱/۲۰۰۹)
اورشلیم پست: کمیته انتخابات احزاب عرب را از خضور در انتخابات محروم کرد (۱۲/۰۱/۲۰۰۹)
تایم: احزاب عرب از حضور در انتخابات اسراییل محروم شدند (۱۲/۰۱/۲۰۰۹)
وزارت خارجه اسراییل: مردمانی آزاد در سرزمین ما، دموکراسی در خاور میانه
اداره آمار و ارقام دولت اسراییل (پی دی اف): جمعیت اسراییل و جمعیت اعراب اسراییل

اورشلیم پست: ایران به حماس اجازه پذیرش آتش بس را نداد

بدون نظر »

روزنامه ی اسراییلی اورشلیم پست در گزارشی اختصاصی که ۱۲ ژانویه منتشر کرد مدعی شد مقامات ایران حماس را برای عدم پذیرش آتش بس تحت فشار قرار داده اند. متن زیر ترجمه ای است از قسمتهای مهم این خبر که تاکنون تنها در این روزنامه چاپ شده است.


یک مقام دولتی مصر در گفت و گوی تلفنی با روزنامه اورشلیم پست مدعی شد دلیل عدم پذیرش آتش بس از سوی حماس، تحت فشار قرار گرفتن از جانب ایران بوده است. وی می گوید دو مقام بلندپایه ایران در طی دیداری که اخیرا از دمشق داشتند، حماس را از پذیرش طرح صلح پیشنهادی مصر بر حذر داشتند. این مقام رسمی دولت مصر اعلام کرد دو فرستاده سیاسی ایران یعنی علی لاریجانی و سعید جلیلی در دیداری که با خالد مشعل، رهبر حماس، و رمضان شلاه، رییس سازمان جهاد اسلامی، مانع از پذیرش طرح صلح توسط حماس شدند.علی لاریجانی و خالد مشعل (Reuters)
این اظهارات پس از ملاقات مقامات حماس با یک مقام بلندپایه اطلاعاتی مصر در قاهره درمورد راه های پایان بخشیدن به درگیریها بیان شد. در این ملاقات مقامات حماس بار دیگر عدم علاقه ی خود را به پذیرش آتش بسی که اسراییل را ملزم به بازکردن تمام مرزهای نوار غزه نشود اعلام کردند. یک سخنگوی حماس همچنین مخالفت خود را با حضور نیروهای بین المللی در نوار غزه اعلام کرد.
این مقام اطلاعاتی مصر به اورشلیم پست گفت:

به محض این که ایران از طرح صلح پیشنهادی مصر مطلع شد، دو نماینده ی سیاسی خود را به دمشق فرستاد تا در یک عملیات سیاسی فوری از پذیرش آتس بس توسط حماس جلوگیری کند.

وی چنین ادامه می دهد:

ایران همچنین حماس را به قطع تامین سلاح و کمکهای مالی درصورت پذیرش آتش بس تهدید کرد. ایران می خواهد با اسراییل و امریکا به طور رو در رو در جنگ باشد. ایران این جنگ رودر رو را از طریق حماس در فلسطین و حزب الله در لبنان انجام می دهد.

وی ایران را به داشتن استانداردهای دوگانه درمورد بحران خاور میانه نیز متهم می کند. چرا که ایران در حالی وانمود می کند که در این جنگ در کنار فلسطینیان حضور دارد که تاکنون حتی یک گلوله علیه اسراییل شلیک نکرده است. ادامه ی این جنگ آن چیزی است که تهران می خواهد. چرا که توجه افکار عمومی دنیا را از برنامه های هسته ایش منحرف می کند.
مقدی خلیلی، تحلیلگر مصری امور خاور میانه نیز اعتقاد دارد حماس نه تنها با عدم پذیرش آتش بس امنیت ملی مصر را به خطر انداخت، بلکه با این اقدام رویای مردم فلسطین را برای داشتن کشور فلسطین نابود کرد. حماس با قبول کردن پیشنهاد ایران در این مورد، به ایران اجازه ی پیشروی تا مرزهای شرقی مصر را داد. حماس همان با این ماجراجوییهای بی نتیجه همان کاری را می کند که حزب الله در لبنان انجام می دهد.


ببینید:

مجله یو اس نیوز: حماس آتش بس پیشنهادی مصر را با اسراییل نپذیرفت (۱۲/۰۱/۲۰۰۹)
گاردین: حماس درخواست سازمان ملل را برای آتش بس نپذیرفت (۰۹/۰۱/۲۰۰۹)
رویترز: ملاقات لاریجانی با خالد مشعل در دمشق (۰۷/۰۱/۲۰۰۹)
بی بی سی: آخرین خبر از حمله اسراییل به غزه: اسراییل درحال پیشروی به منطقه پرجمعیت غزه است (۱۲/۰۱/۲۰۰۹)

Page 1 of 212
Simplified Theme by Nokia Theme transform by TowFriend | Powered by Wordpress | Aviva Web Directory
XHTML CSS RSS