توییتر و فیس بوک، منابع خبری مدرن

۱ نظر »
یک مطالعه جدید نشان می‎دهد، اکثر کاربران وب سایتهای توییتر و فیس بوک، از این دو سایت به عنوان منبع دریافت خبر استفاده می‎کنند. این در حالی است که کاربران مای‎اسپیس علاقه بیشتری به سرگرمی دارند. کاربران دیگ هم دارای علاقمندیهای متنوعی هستند. اگر فکر می‌کنید فیس بوک جایی است برای دید و بازدید با دوستان و توییتر وب سایتی برای گزارش لحظه به لحظه از ساندویچ خوردن، بهتر است بدانید در اشتباهید. نتایج یک تحقیق جدید نشان می دهد تقریبا نیمی از کاربران توییتر و بیش از یک چهارم کاربران فیس بوک از این سایتها برای دریافت اخبار استفاده می کنند. این درحالی است که نیمی از کاربران مای‎اسپیس از این وب سایت برای بازیهای ویدیوی و پی‎گیری اخبار و شایعات مربوط به بازیگران و خوانندگان استفاده می‌کنند. به نظر می رسد کاربران دیگ سلیقه های متنوع‎تری دارند. چرا که تقریبا تعداد کسانی که از این وب سایت برای دریافت اخبار و بازیهای ویدیوی و پی‎گیری اخبار بازیگران و هنرمندان استفاده می‎کنند برابر است. شبکه چیکیتا، که یک شبکه تبلیغاتی آنلاین است در تحقیقی رفتار کاربران را در شبکه های اجتماعی بررسی کرده است و فعالیت آنان را در پنج گروه اصلی تقسیم بندی کرده است.
Facebook Twitter Digg MySpace
اخبار اخبار سرگرمی/پی‎گیری افراد مشهور بازیهای ویدیویی
فعالیتهای اجتماعی سرگرمی/پی‎گیری افراد مشهور اخبار سرگرمی/پی‎گیری افراد مشهور
راهنمای عملی تکنولوژی بازیهای ویدیویی تجارت/مسائل حقوقی
خرید سینما تکنولوژی تکنولوژی
سرگرمی/پی‎گیری افراد مشهور راهنمای عملی راهنمای عملی فعالیتهای اجتماعی

کاربردهای وب سایتهای شبکه اجتماعی

نیوزویک «یک تروریست» را چگونه تعریف می کند؟

۲ نظر »
اگر حوصله‌ی خواندن این متن را ندارید، یا پاسخ کوتاه به این پرسش می‌خواهید، جواب این است: بر طبق تعریف نیوزویک، یک تروریست، یک غیر امریکایی احتمالا مسلمانی است که ریش دارد و دشمن امریکا است. باور نمی‌کنید؟ ادامه را بخوانید.
حدود یک ماه پیش فردی با یک هواپیمای کوچک خود را به اداره‌ی مالیات امریکا در تگزاس کوبید. شکل حمله همانند حملاتی بود که این سالها آنها را «حملات تروریستی» می‌نامند. برخورد عمدی یک هواپیما به‌یک اداره‌ی دولتی که در آن مهاجم خود را به کشتن می‌دهد. اما رسانه‌ها این بار اندکی تامل کردند. پس از این که مشخص شد مهاجم یک سفیدپوست امریکایی به نام جوزف اندرو استک است و فقط با انگیزه‌های شخصی و نه ایدئولوژیک، به استقبال مرگ رفته بود رسانه‌ها به این فکر افتادند که آیا می‌توان به او برچسب تروریست زد یا خیر؟ بی بی سی از قول کاخ سفید نوشت «این حادثه تروریستی نبوده است» و وال استریت ژورنال او را یک «معترض به مالیات» (Tax Protester) خواند. چرا که وی به دلیل مشکلات شخصی اش با اداره‌ی مالیات تگزاس دست به این اقدام زده بود. جوزف اندرو استک ما نمی‌دانیم در جلسات شورای سردبیری نیویورک تایمز و وال استریت ژورنال چه گذشت و یا جلسه‌ی تنظیم بولتنهای خبری سی ان ان چه مباحثی دراین مورد درگرفت، اما مقاله‌ی نیوزویک اندکی پرده را کنار می‌زند. پس از این اتفاق ایمیلی بین روزنامه نگاران مجله‌ی نیوزویک دست به دست گشت با این عنوان که «آیا ما باید جوزف استک را یک تروریست بنامیم یا خیر؟» هرچند قرار نبود محتوای پاسخها عمومی شود، بعد از دیدن جوابهای جالب روزنامه نگاران، نیوزویک تصمیم گرفت بخشهایی از این پاسخها را منتشر کند. این پاسخها را می‌خوانیم: کتی جونز، سردبیر مجله به صراحت می‌گوید استک را نمی‌توانیم یک تروریست بنامیم:
من یک راهنمای دم دستی خوب دارم: شخص امریکایی که دولت را مخالف آزادیهای فردی می‌داند: بمب‌گذار، معترض مالیات، جدایی طلب گروه امریکایی که به اعتراض به سیاستهای امریکا درمورد جنگ، فقر، آزادیهای فردی دست می‌زند: بمب گذار، آدم ربا، جنبش چپ تندرو، جدایی طلبان راستگرا همه‌ی گروه‌های خارجی یا افراد خارجی که در اعتراض به سیاستهای دولت امریکا بمب گذاری یا تیراندازی می‌کنند: تروریست
همان طور که می‌بینید، سردبیر نیوزویک هیچ تلاشی برای مخفی کردن دیدگاه جالبش درمورد تروریسم و تروریستها ندارد. از دید وی یک مهاجم، هرچقدر عملش خشن باشد، تنها و تنها اگر خارجی (و احتمالاً مسلمان) باشد یک تروریست است و نیوزویک باید از واژه‌ی تروریست درموردش استفاده کند. با این تعریف جوزف استک که با کوباندن هواپیما به اداره‌ی مالیات تگزاس وحشت را لااقل در دل ساکنان اطراف این ساختمان انداخت یک تروریست نیست، اما اگر یک مهاجم خیالی به نام جعفر الستّاکی که اهل اردن است و بر اثر مشکلات اقتصادی بی کار شده است، با اسلحه به سوپرمارکت محله‌ی شان حمله کند، یک تروریست محسوب می‌شود. اصلا چرا از یک مهاجم خیالی صحبت کنیم. با این تعریف محمد جواد افغان، که در سال ۲۰۰۲ یک کودک زیر پانزده سال بود، به اتهام تروربست بودن از روستای زادگاهش در افغانستان به سوی دیگر دنیا فراخوانده شد تا پس از ۷ سال زندگی در زندان گوانتانامو قاضی به این نتیجه برسد که او بی گناه است. با این حال بهتر است از این پاسخ شگفت زده نشوید. چرا که جنین اینترلندی (گزارشگر نیوزویک) کاملا با نظر سردبیر موافق است. گزارشگر دیگر نیوزویک، دن استون، یک گام جلوتر می‌رود و می‌گوید:
بله! همه چیز بستگی به کارت شناسایی شخص دارد. جوزف، یک شهروند معمولی مثل من و شما بود که می‌توانست همسایه‎یمان باشد. تروریستها ریش دارند و در غار زندگی می‌کنند. ضمنا، او [جوزف استک] یک امریکایی بود و عملش بیشتر شبیه‌یک بیانیه‌ی سیاسی بود، هرچند احمقانه. در حالی که کار عبدالمطلب حمله ای بود به آزادی ما.
دوباره یادآوری می‌کنم. از دید نیوزویک اگر یک افغان در منطقه‌ی جنگی هلمند، به یک سرباز امریکایی که قاعدتا مهاجم محسوب می‌شود، حمله کند، «یک تروریست» است. اما اگر یک فرد غیرمسلمان امریکایی ده‌ها شهروند غیرنظامی این کشور را با بمب شیمیایی بکشد، «تروریست» نیست! شما چه فکر می‌کنید؟ مرز یک تروریست و یک قاتل کجا است؟ آیا نوع عمل مشخص کننده‌ی ماهیت آن است یا پیشینه‌ی نژادی و مذهبی مهاجم؟
این مطلب با الهام از این پست وبلاگ گلن گرینوالد نوشته شده است.
Salon: Inside the mind of Newsweek on "terrorism"
ببینید: تردید: استاندارد دوگانه‌ی رسانه‌های غربی در قبال خبر ماشه‌ی اتمی ایران

استاندارد دوگانه ی رسانه های غربی در قبال خبر ماشه ی اتمی ایران

۳ نظر »
روزنامه ی بریتانیایی تایمز یک ماه پیش با انتشار تصاویر نامه ای به امضای فردی به نام محسن فخری زاده، ادعا کرده بود ایران در پی دستیابی به ماشه ی سلاح هسته ای است. آقای فخری زاده همان کسی است که مدتی پیش اعلام شد لپ تاپ حاوی اطلاعات سری وی ناپدید شده است. این خبر از این حیث قابل اهمیت است که نشان می دهد ایران به تکنولوژی ساخت سلاح هسته ای دست یافته است و اکنون به دنبال ماشه ی فعال ساز آن است. با توجه به این نکته که این افشاگری توسط روزنامه ی معتبر تایمز انجام شده بود، باور آن نیز آسان به نظر می رسید. وقتی خبر را خواندم آن را چندان جدی نگرفتم و فکر می کردم نه کسی در پی اثباتش برمی آید و نه کسی انکارش می کند. چون اعتقاد دارم چنین مطالبی هر چند وقت یک بار منتشر می شوند و هدفشان فقط زنده نگه داشتن عنصر ترس در افکار عمومی غرب است تا در زمان مقتضی به کار بیاید. همان سیاست ترس (Politics of Fear) که در برابر افغانستان و عراق پیاده شد. اما وقتی استقبال روزنامه ها و وب سایتهای خبری دیگر از این افشاگری را دیدم تعجب کردم. تقریبا تمامی وب سایتهای خبری معتبر و روزنامه ها به پوشش خبری این خبر که تنها و تنها روزنامه ی تایمز منتشر کرده بود پرداختند و آن را به عنوان یک خبر غیر قابل انکار پوشش دادند. میزگردهای زیادی هم در تلویزیونهای معتبر غربی به این خبر اختصاص یافت و همگی با چنان قطعیتی از این خبر صحبت می کردند که گویا بمب اتمی ایران آماده ی شلیک است. به عنوان نمونه به مطالب زیر نگاه بیندازید: اما دو هفته زمان کافی بود تا دروغ بودن این خبر آشکار شود. فیلیپ جرالدی، افسر سابق CIA در تاریخ ۲۸ دسامبر در وب سایت IPS اعلام کرد منابع اطلاعاتی وی نتیجه گرفته اند، این مدارک تقلبی بوده اند. جرالدی سپس اضافه کرد: «رسانه های روپرت مورداک اطلاعات غلط زیادی را از قول دولتهای اسراییل و گاهی بریتانیا منتشر می کنند» وی اسراییل را متهم اول برای دستکاری این مدارک تقلبی می داند. چرا که این مدارک نه دارای مهر محرمانه بودند و نه اصالتشان قابل اثبات بود و تقلبی بودنشان کاملا واضح است. در خبر تکمیلی که چند روز پیش منتشر شد، نویسنده ی روزنامه ی تایمز می گوید بر خلاف ادعاهای پیشین مدارک منتشر شده توسط این روزنامه، نه تنها فتوکپی مدارک ادعایی نبودند، بلکه دوباره از روی آنها تایپ شده بودند و پس از دستکاری جرح و تعدیل در روزنامه به چاپ رسیدند. حتما شما هم مثل من انتظار داشتید، تکذیب این خبر که توسط فردی حقیقی و با سابقه ی اطلاعاتی در CIA صورت گرفته بود لااقل به اندازه ی خود خبر که از قول منابع ناشناس منتشر شده بود در رسانه ها بازتاب پیدا کند! اما هرگز چنین اتفاقی نیفتاد و رسانه های خبری تصمیم گرفتند تنها با سکوت از کنار این تکذیب عبور کنند. با جست و جوی ساده ای در گوگل خواهید دید که هیچ یک از رسانه های معتبر این خبر را منتشر نکرده است و همه ی آنها تنها به ادعای تقلبی بودن این مدارک از جانب احمدی نژاد پرداخته اند. هرچند از پوشش گسترده ی خبر دروغ تایمز در رسانه های غربی تعجب کردم، اما از سکوت آنها در قبال افشای کذب بودن این خبر تعجب نکردم. چرا که سیاست «ترس از ایران» سیاست موثری است که هنوز به عنوان کارت برنده در زیر میز قرار دارد. نگاهی به نظرهای پرطرفدار مردم در پای خبر تایمز موثر بودن تاکتیک ترس را به روشنی نشان می دهد: - چطور هنوز کسانی هستند که باور ندارند ایران می خواد بمب بسازه؟ - اگر امریکا به ژاپن حمله ی اتمی نکرده بود، الان پدر من و پدر و مادر خیلی از شماها زنده نبود (در تایید حمله ی اتمی به ایران) - به نظر می آد حمله ی اسراییل به ایران ( با یا بدون اجازه ی سازمان ملل ضروریه) - آیا اسراییل هیچ راه حل دیگری برای بقا به جز از راه حمله به ایران داره؟ جالب اینجا است که در یک ماه اخیر این دومین خبر غیر دقیقی است که توسط رسانه های معتبر بریتانیا منتشر و سپس تکذیب می شود. هفته ی پیش رویترز از قول مقامات دولت بریتانیا ادعای گاردین درمورد دست داشتن ایران و سپاه در گروگانگیری شهروندان این کشور را تکذیب کرد.
ببینید: گزارش ویدیویی وب سایت Current

پاییز امسال: آگهیهای ویدئویی را در مجله تماشا کنید

۳ نظر »
BBC | Wired | Wall Street Journal نخستین آگهی های تبلیغاتی ویدئویی بر روی مجلات کاغذی سپتامبر امسال روانه ی بازار می شوند. نسخه های ویژه ای از مجله ی Entertainment Weekly در برخی صفحات خود این ویدئوها را نمایش می دهند. صفحات نمایش این آگهیها به ضخامت ۲٫۷ میلیمتر و قطر ۵٫۷ سانتی متر (به اندازه ی تقریبی صفحات موبایل) هستند که باتری قابل شارژشان توسط مینی یو اس بی تا ۷۰ دقیقه شارژ می شود.
نمایشگر کوچک در سمت راست، آگهی ویدئویی را نمایش می دهد (Photo: Wired)

نمایشگر کوچک در سمت راست، آگهی ویدئویی را نمایش می دهد (Photo: Wired)

فناوری تراشه ی استفاده شده در این صفحات، مشابه فناوری به کار رفته در کارت تبریکهای موزیکال است و وقتی خواننده به صفحه ی مورد نظر می رود خود بخود آگهی به نمایش درمی آید. فناوری صفحه نمایش این آگهیها، فناوری LCD (نمایشگر کریستال مایع) است. نخستین آگهی ویدئویی بر روی مجلات کاغذی، متعلق به پیش نمایش برنامه ی شبکه تلویزیونی CBS و نوشابه ی پپسی می باشد. گفتنی است این تراشه حدود ۴۰ دقیقه از برنامه های قدیمی و جدید CBS را به نمایش می گذارد. این ویدئوی تبلیغاتی با ۵ ثانیه تاخیر آغاز می شود و با مقدمه ی کوتاهی درمورد این فناوری با بازی بازیگران سریال "نظریه ی بیگ بنگ" آغاز می گردد.
[MEDIA not found]
این آگهیها در نسخه ی ۱۸ سپتامبر مجله که در لس آنجلس و نیویورک پخش می شوند، منتشر خواهند شد. اگرچه هزینه ی ساخت چنین آگهیهایی بسیار بیشتر از آگیهای مرسوم کاغذی است، خبرنگار بی بی سی اعتقاد دارد، در بازار پررقابت امروز، هیچ چیزی بیش از جلب توجه مصرف کنندگان برای شرکتها حیاتی نیست. وی این آگهیها را بی شباهت به ابتکار روزنامه ی Daily Prophet نمی داند. در این روزنامه تصاویر متحرکی همانند آنچه در کتابهای هری پاتر آمده است وجود دارند. نویسنده ی مجله ی اینترنتی Wired هم معتقد است، در نهایت، این فناوری جدید است که از این تبلیغات سود می برد و نه الزاما شرکتهای تبلیغات دهنده. چرا که گسترش این تبلیغات، به گسترش این فناوری جدید کمک می کند. همان چیزی که برخی می گویند: "رسانه پیام است." البته این بار نخستی نیست که فناوری دیجیتال در صنعت چاپ به کار رفته است. به عنوان مثال، سال گذشته، مجله ی اختصاصی مردان، Esquire، در شماره ی ویژه ی هفتاد و پنجمین سالگرد انتشارش، از فناوری e-ink استفاده کرد که به وسیله ی آن نوشته های روی جلد مجله می درخشید. (ویدئو) E-ink فناوری است که کتابخوانهای الکترونیک Sony Reader و Amazon Kindle به کار برده اند. Americhip شرکت ابداع کننده و توسعه دهنده ی فناوری ویدئو در چاپ، خالق فناوری ای بوده است که مجلات را به حواس مختلف از جمله حس لامسه حساس می کند. پیش از این شرکت خودروسازی BMW به کمک Americhip آگهی های ویدئویی خود را در کاتالوگهای کاغذی به مشتریان خود عرضه کرده بود. ویدئوی این آگهی را می توانید از اینجا ببینید. شرکت Americhip نام این فناوری را Multisensorize گذاشته است.
منبع:
BBC: Video appears in paper magazines (20/08/2009) Wired: CBS Embeds a Video Playing Ad in a Print Magazine (19/08/2009) WSJ: CBS Ad Puts Video Inside a Magazine (20/08/2009)

ببینید: AdAge: ویدئوی بررسی این فناوری و آگهی تبلیغاتی

مراقب رفتار آنلاین خود باشید: زندان برای رفتار نامناسب در فیس بوک

۱ نظر »
The Times | BBC یک دختر ۱۸ ساله ی بریتانیایی به حکم قاضی دادگاه به جرم ناسزاگویی به دوستش و تهدید کردن وی به مرگ در فیس بوک، به سه ماه زندان محکوم شد. کیلی هاوتون در صفحه ی فیس بوک خود دوستش امیلی مور را به مرگ تهدید کرده بود. پیش از ان هم کیلی به مدت چهار سال متمادی امیلی را مورد آزار و اذیت قرار داده بود. او حالا باید خود را برای سه ماه زندگی در مرکز بازپروری نوجوانان آماده کند. این حکم به خاطر جمله ای بود که کیلی در فیس بوک خود در دوازده جولای امسال نوشته بود: "کیلی می خواد امیلی جن.ده را بکشه. امیلی یک هنرپیشه هست! عجب آزادی احمقانه ای ما داریم. امیلی کله گنده."
کیلی هاوتون به دادگاه می رود .(Photo: SWNS)

کیلی هاوتون به دادگاه می رود.(Photo: SWNS)

کیلی که اهل مالورن از ناحیه ی ورکسترشایر است، پیش از این دو بار دیگر به جرم آزار و اذیت کردن امیلی محکوم شده بود. در سال ۲۰۰۵ وقتی امیلی از مدرسه به خانه می رفت مورد حمله ی کیلی قرار گرفت. در سال ۲۰۰۷ هم کیلی به درب خانه ی امیلی آسیب رسانده بود. دو روز پیش از آن که کیلی پیغام تهدیدآمیزش را در فیس بوک بگذارد، وقتی امیلی را در پاب دید و به او حمله کرد. امیلی در پاسخ، کیلی را تهدید کرد که به پلیس زنگ می زند. اما کیلی گفت: صبر کن تا من شواهد بیشتری به تو بدهم تا بتونی درمورد اونها هم با پلیس صحبت کنی. دادگاه علاوه بر محکوم کردن کیلی به زندان، وی را به مدت ۵ سال از هرگونه تماس با امیلی منع کرد. وی به مدت ۵ سال  اجازه ندارد در هیچ وب سایتی برای امیلی پیغام یا نظر بگذارد. کیلی در مقام دفاع از عملش به دادگاه گفت که در نیمه های شب و زمانی که مست بود این پیغام تهدیدآمیز را به فیس بوک فرستاده بود. بنابراین چیزی از آن به یاد نمی آورد. این در حالی است که تحقیقات دادگاه ثابت کرد این پیغام ساعت ۴ بعد از ظهر روز ۱۲ جولای به سایت فرستاده شده بود و به مدت ۲۴ ساعت در آن باقی مانده بود. دختر محکوم به زندان در دادگاه گفت: "من واقعا نمی فهمم چرا الان در دادگاه باید فقط به خاطر این که از امیلی عذرخواهی می کردم اینجا باشم. اون روز و توی پاب وقتی امیلی من را تهدید کرد که به پلیس زنگ می زنه، فقط داشتم ازش عذرخواهی می کردم." با این حال وکلای خانم هاوتون نقش وی را در این ماجرا پذیرفته اند و گفته اند: "خانم هاوتون در مصاحبه اش با پلیس به نقشش در این ماجرا اعتراف کرده است و کاملا مسوولیت این اتفاقات را به عهده می گیرد." جین کراس، مدیر ارشد موسسه ی خیریه ی Beatbullying می گوید: "مجازات این دختر ۱۸ ساله برای اهانت کردن به صورت آنلاین، اولین مجازات از این نوع در بریتانیا است که نوید بخش چنین برخوردهایی در آینده است." وی ابراز امیدواری کرد که علی رغم افزایش آزار و اذیت کردن به صورت آنلاین دولت، وب سایتهای اجتماعی مانند فیس بوک و موسسات خیریه در کنار هم علیه آن مبارزه کنند. با این حال برخلاف خانم جین کراس، یاسمین جورماتی وکیل شرکت Laurence Kaye Solicitors که متخصص رسانه های دیجیتال است اعتقاد دارد این حکم به طور خاص چیزی را عوض نمی کند، در عین حال کاربران آنلاین باید همیشه مراقب آن چه می گویند باشند. وی می گوید: "اهانت، حتی با روشهای آنلاین، تحت قانون حفاظت از اهانت قرار می گیرد و می توان برایش هم حکم مدنی و هم جزایی در نظر گرفت." لازم به یادآوری است که تهاجم و اهانت آنلاین باعث شد که مگان گیلان ۱۵ ساله، از چشایر انگلیس، با خوردن داروهای ضد درد دست به خودکشی بزند. دلیل خودکشی وی پیامهای اهانت آمیزی بود که در سایت bebo برای وی فرستاده بودند.
منبع:
The Times: Cyberbully Keeley Houghton gets 3 months for Facebook death threats (22/08/2009) BBC: Facebook threats woman detained (21/08/2009)

ببینید: تایمز: اقدام به خودکشی پسر نوجوان بعد از این که فهمید دختری که به صورت آنلاین عاشقش شده بود وجود خارجی ندارد و دوست صمیمی وی این شخصیت خیالی آنلاین را خلق کرده بود. (۳۰/۰۱/۲۰۰۸)

آیا با تصمیم جدید غول رسانه ای دنیا وب سایتهای خبری رایگان به پایان خط خود می رسند؟

۳ نظر »
روپرت مرداک در سال ۱۹۳۱ در استرالیا متولد شد. وی کار رسانه ای اش را با انتشار یک روزنامه در آدلاید استرالیا آغاز کرد. در سال ۱۹۸۹ شبکه ی تلویزیونی بریتانیایی Sky را خرید و پس از آن سیاست خرید رسانه های معتبر را ادامه داد تا در سال ۲۰۰۷ روزنامه ی معتبر وال استریت ژورنال را تصاحب کرد. ارائه ی فهرستی از داراییها و رسانه های تحت مالکیت این غول رسانه ای دشوار است. در زیر تنها فهرستی از مهمترین رسانه های وی می آید. بریتانیا: استرالیا: امریکا: رسانه های تصویری: وب سایت: گفته می شود وی که مالک شرکت معظم News Corporation است، صاحب ۱۷۵ روزنامه ی معتبر در سراسر دنیا می باشد. وی اخیرا با اعلام خبر پولی کردن دسترسی آنلاین به روزنامه هایش شوک شدیدی به جامعه ی کاربران آنلاین وارد کرده است. عده ای معتقدند عملی کردن این تصمیم می تواند مهر پایانی بر دسترسی رایگان اطلاعات و اخبار باشد و عصر جدیدی در خبررسانی و خبرخوانی آنلاین آغاز خواهد شد. روزنامه ی گاردین به این خبر و جزییات آن می پردازد.
روپرت مرداک، غول رسانه ای جهان به محض این که خبردار شد شرکت میلیارد دلاری اش ضرر هنگفتی کرده است، با یک تصمیم عجیب، شاید آینده ی صنعت رسانه ها را دچار تحول کند. وی اعلام کرد که دسترسی به اخبار پایگاه اینترنتی تمامی روزنامه هایش از جمله سه روزنامه ی معتبر بریتانیایی تایمز، سان، و اخبار جهان از این پس مجانی نخواهد بود. این تصمیم از تابستان سال آینده اجرایی خواهد شد.
روپرت مرداک

روپرت مرداک (Photo: Bloomberg)

مرداک به دلیل افت ناگهانی درآمدهای تبلیغاتی روزنامه هایش با این تصمیم اعلام کرد عمر خبر آنلاین مجانی به پایان رسیده است. او گفت: "روزنامه نگاری با کیفیت بالا کار ارزانی نیست. انقلاب دیجیتالی کانالهای ارتباطی ارزان قیمتی را در اختیار ما قرار داده است، اما هزینه ی تولید محتوا را از بین نبرده است. ما قصد داریم که تمام پایگاه های خبری خود را پولی کنیم." News Corporation بنگاه خبررسانی مرداک استرالیایی که دارای لقب اشرافی بارون است، در ماه ژوئن ضرر خالص ۳٫۴ میلیارد دلاری اش در سال گذشته را اعلام کرد. قسمت عمده ی این ضرر ناشی از افت قیمت داراییهای این شرکت و افت درآمدهایش بوده است. روزنامه های مرداک در سراسر جهان پراکنده اند. از روزنامه اش در استرالیا، تا وال استریت ژورنال در امریکا. در قلب اروپا نیز وی صاحب شرکت معظم News International است که در لندن واقع می باشد. در حال حاضر تنها وال استریت ژورنال از بازدیدکنندگان پایگاه آنلاینش برای خواندن خبرها طلب پول می کند. هرچند به نظر نمی رسد که خوانندگان مطالب آنلاین این روزنامه آمادگی پرداخت پول داشته باشند. مرداک می گوید که وی امکان سنجی خبرخوانی پولی را مورد بررسی قرار داده است و می خواهد به عنوان اولین کسی که این الگو را در شرکتش به اجرا می گذارد، خطر آن را به جان بخرد. هرچند وی معتقد است که "سرعت از الگوی ما پیروی می کنند." وی همچنین گفت: "News Corporation با بهتر کردن و متفاوت کردن محتوای خبرهایش از مهاجرت خوانندگانش به وب سایتهای خبری مجانی جلوگیری خواهد کرد." الگوی وب سایت پولی به وب سایتهای روزنامه های زرد این شرکت از جمله روزنامه ی سان و اخبار جهان نیز گسترش پیدا خواهد کرد. وی اضافه می کند: "وقتی ما خبر داغی را درمورد هنرپیشه یا ورزشکار معروفی منتشر می کنیم، تعداد بازدیدکنندگان وب سایتهایمان سر به فلک می کشد."
خوانندگان آنلاین وال استریت ژورنال برای دسترسی به تمامی خبرها باید حق عضویت بپردازند.

خوانندگان آنلاین وال استریت ژورنال برای دسترسی به برخی از خبرهای این روزنامه باید حق عضویت بپردازند.

در عین حال آقای مرداک قبول می کند که هنوز نیاز فراوانی وجود دارد تا با وضع و اجرای قوانینی سفت و سخت از کپی و بازنشر محتوای روزنامه هایش در دیگر فضاهای آنلاین جلوگیری بشود. وی می خواهد با سختگیری بیش از پیش قوانین حقوی مولف (کپی رایت) بر این چالش غلبه کند. وی با برشمردن خبر جنجالی رسوایی هزینه های نمایندگان مجلس بریتانیا که توسط دیلی تلگراف منتشر شد می گوید:"من مطمئنم که مردم برای خواندن چنین خبری بدون معطلی پول می دهند." روزنامه های بریتانیایی مرداک به دنبال رکود اقتصادی در سال گذشته ۱۴% افت درآمد تبلیغاتی را تجربه کردند. سود کل روزنامه های شرکت News Corporation نیز از ۷۸۶ میلیون دلار به ۴۶۶ میلیون دلار افت کرد. بخشهای دیگر امپراتوری آقای مرداک نیز به دلیل هزینه های ناشی از بازسازی و افت شدید ارزش برخی از آنها از جمله وب سایت اجتماعی MySpace آسیب زیادی دید. سود سالانه ی استودیوی فیلمسازی فاکس قرن بیستم نیز از ۱٫۲۴ میلیارد دلار به ۸۴۸ میلیون دلار سقوط کرد. چرا که فیلمهایی مانند X-Men Origins: Wolverine و the Night at the Museum نتوانستند رکوردهای فروش فیلمهای دو سال قبل این شرکت از جمله The Simpsons Movie و Live Free or Die Hard تکرار کنند. با این حال درآمد شبکه های کابلی با رسیدن به رقم ۱٫۶۷ میلیارد دلار، ۳۱% افزایش داشتند. اما سود شاخه ی تلویزیونی شرکت آقای مرداک شامل FOX در امریکا و Star TV در آسیا از ۱٫۱۲ میلیارد دلار به ۱۷۴ میلیون دلار سقوط کرد. مرداک گفت: "سال گذشته بدترین سال در تاریخ معاصر را داشتیم و عملکرد اقتصادی ما در سال ۲۰۰۹ به روشنی بازتاب دهنده فضای ناپایدار اقتصادی است که ما در طول سال پشت سر گذاشتیم."
منبع:
Guardian: Rupert Murdoch plans charge for all news websites by next summer (06/08/2009)

ببینید: رویترز: مای اسپیس، وب سایت آی لایک را می خرد (۱۹/۰۸/۲۰۰۹)

بی اعتنایی رسانه های آلمان به قتل «شهید حجاب» مروه الشربینی

بدون نظر »
هنوز فراموش نکرده ایم که مدتی پیش مروه الشربینی، زن مصری فقط به خاطر بر سر داشتن روسری به دست یک آلمانی افراطی در دادگاه و در حضور قاضی و نیروهای پلیس به قتل رسید. فردی که با وجود مجرم شناخته شدن در نوامبر سال گذشته به دلیل آزار و اذیت مروه، هیچ تلاشی توسط دادگاه برای دور نگه داشتنش از مروه توسط دادگاه انجام نشده بود و وی همچنان به آزار و اذیت مروه ادامه می داد، تا این که مروه مجددا علیه وی شکایت کرد. این بار وی در دادگاه به مروه حمله کرد و در حالی ۱۸ ضربه‌ی چاقو به بدن مروه زد که علاوه بر نیروهای پلیس مستقر در دادگاه، همسر و پسر سه ساله اش مصطفی هم شاهد این اتفاق بودند. حتی زمانی که همسرش علوی علی عکاظ، تلاش کرد که جلوی حمله‌ی مهاجم را بگیرد، یک افسر پلیس به او شلیک کرد (البته به اشتباه)
مروه الشربینی و همسرش

مروه الشربینی و همسرش (Photo: EPA)

یک هفته پس از این اتفاق رسانه های آلمان به جای این که درمورد انگیزه های نژادپرستانه‌ی این قتل صحبت کنند، تمرکزشان بر روی امنیت دادگاه های آلمان بود. اولین خبرگزاری آلمانی که قتل مروه (شهید حجاب) را مخابره کرد هیچ اشاره‌ی نکرد که وی یک زن مسلمان بود. هیچ اشاره ای به این نکرد که دعوا با فریادهای قاتل بر سر مروه آغاز شد. فریادهایی که قاتل مروه را فاحشه‌ی مسلمان، اسلامگرا، و تروریست خواند. این خبرگزاری آلمانی چنین گزارشی را مخابره کرد و به همراه جامعه‌ی آلمان به خواب فرو رفت.
تنها بعد از تظاهرات مردم مصر بود که رسانه های آلمان جزییات قتل مروه را منتشر کردند (Photo: AP)

تنها بعد از تظاهرات مردم مصر بود که رسانه های آلمان جزییات قتل مروه را منتشر کردند (Photo: AP)

چند روز بعد بود که تظاهرات هزاران نفری مصریها علیه اسلام ستیزی آلمان گویا مردم و دولت فدرال آلمان را از خواب بیدار کرد. دولت ناگهان بعد از یک هفته فهمید که کلمه ای به نام تاسف هم وجود دارد. شاید قتل مروه به خودی خود ثابت نکند که در آلمان اسلام ستیزی وجود دارد اما مطمئنا نشانگر این حقیقت آزاردهنده است که جامعه‌ی آلمان دید واقعگرایانه ای به مسلمانان این کشور ندارد. هرچقدر هم بیشتر در این مورد کاوش می کنیم، به حقایق آزار دهنده تری برخورد می کنیم. مروه مدتها در داروخانه ای در شهر درسدن مشغول به کار بود و همسرش نیز در همین رشته و در انستیتیویی شاغل بوده است. چرا هیچ یک از همکاران مروه یا همسرش صدایش را بلند نکرد و فریاد نزد که کل ماجرای قتل مروه یک رسوایی اسلام ستیزانه بود؟ چرا هیچ یک از رسانه های آلمان از همکاران این زوج در این مورد سوالی نپرسیدند؟ چرا هیچ کس حقایقی را که بعدها در دادگاه آشکار شد بیان نکرد؟ قاتل روسی-آلمانی مروه در دادگاه خطاب به وی گفت: "تو اصلا حق زندگی در آلمان را داری؟ می دونی وقتی حزب NPD به روی کار بیاید، تو باید این کشور را ترک کنی؟ من به این حزب رای دادم." مطبوعات آلمان حداقل می توانستند به خوانندگانشان یادآوری کنند که حزب دست راستی تندروی NPD در انتخابات محلی ژوئن ۲۰۰۸ در سکسونی (استانی که درسدن مرکزش است) حداقل ۵٫۱ درصد آرا را به خودش اختصاص داده است. آنها می توانستند به خوانندگانشان یادآوری کنند که تقریبا ۵۰ درصد مردم آلمان شرقی و ۲۵ درصد مردم آلمان غربی با جملات بیگانه هراسانه موافق هستند. (تحقیق بنیاد فردریش ابرت) آنها می توانستند این سوال را مطرح کنند که چرا اگر مروه روسری بر سر نمی گذاشت می توانست امروز زنده بماند؟ آنها می توانستند این سوال را بپرسند که چرا زمانی که همسر مروه در دادگاه تلاش کرد جلوی حمله‌ی قاتل را بگیرد و به همسرش کمک کند، با شلیک نیروهای پلیس مستقر در دادگاه مضروب شد؟ فقط به خاطر این که او بلوند نبود؟ و در نهایت آنها می توانستند این سوال را مطرح کنند که چرا سخنگوی دادگاه در نخستین مصاحبه‌ی مطبوعاتیش هیچ اشاره ای به مذهب مقتول نکرد؟ نکته ای که در این پرونده‌ی خاص، نقش ویژه ای را بازی می کرد. اما هرگز این سوالها مطرح نشد، و رسانه ها با این پرونده‌ی قتل، طوری برخورد کردند که گویا این قتل همانند پرونده های قتل دیگر، یک پرونده‌ی معمولی بود. از همه‌ی این حرفها بگذریم، یک نکته وجود دارد که به هیچ وجه قابل توجیه نیست. همه می دانیم جزییات قتل مروه تنها زمانی انتشار پیدا کرد که تظاهراتی در قاهره برگزار شد. و تازه در این زمان حدس بزنید نگرانی رسانه های آلمان که تا آن روز سکوت کرده بودند چه بود؟ روز بعد از تظاهرات قاهره، مجری یک رادیوی آلمانی از کریم الجواهری، خبرنگار مستقر در مصر یک روزنامه‌ی آلمانی پرسید: "فکر می کنی با این شرایط، چقدر اوضاع برای توریستهای آلمانی در مصر خطرناک است؟"
منبع: Guardian قتلی که آلمان آن را نادیده گرفت ۱۰/۰۷/۲۰۰۹ Guardian خشمگینی مصر از قتل شهید حجاب در آلمان ۰۷/۰۷/۲۰۰۹

رفتار جنون آمیز مجری تلویزیونی در برنامه زنده مسابقه تلفنی

بدون نظر »
آدلا لوپس، مجری برنامه تلویزیونی مسابقه تلویزونی تلویزیون رومانی، وقتی دید کسی از بینندگان به برنامه تلفن نمی زند شروع به فریاد زدن و شکستن تلفن موجود در استودیو کرد. وی پس از جیغ و داد زدنهای فراوان، تلفن موجود در استودیو را برداشت و در حالی که بالا و پایین می پرید فریاد می زد "من می خوام این تلفن زنگ بخوره! به من زنگ بزنید، همین الان! همین الان!" این تلفن را خرد کرد. ویدئوی دو دقیقه ای زیر که روزنامه تلگراف آن را منتشر کرده است، عکس العملهای عجیب آدلا را در این برنامه نشان می دهد. پس از این واکنش حیرت آور آدلا، مسوولان خشمگین تلویزیون رومانی بلافاصله آدلا را از کار اخراج کردند. خانم لوپس که به مدت سه سال در این تلویزیون مشغول به کار بود، درمورد این اتفاق می گوید:
شاید من یک مقداری زیاده روی کردم. اما من واقعا می خواستم یکی به ما زنگ بزنه. فشار زیادی بر روی ما هست که بتونیم بینندگان را به تلفن زدن تشویق کنیم.
شورای نظارت کننده بر تلویزیون رومانی اما این اقدام مجری تلویزیونی را کاری سرگرم کننده تشخیص نداد و وی را به دلیل "نمایش بی دلیل خشونت" معادل تقریبا ۱۱۰۰ پوند جریمه کرد. این شورا همچنین این درجه بندی این برنامه را به X تغییر داد. این درجه بندی تلویزیون رومانی را ملزم به پخش برنامه بعد از ساعت ۱۰ شب می کند.
ببینید: دیلی میرور: ویدئو

واکنش کاربران دیگ به حمله اسراییل به یهودیان چگونه است؟

۵ نظر »
روز پنجشنبه چهارم دسامبر ۲۰۰۸، نیروهای پلیس اسراییلی طی یک حمله ی شدید ساکنان تعدادی از شهرکهای یهودی نشین را به زور از خانه هایشان بیرون کردند. این افرد کسانی بودند که در مقابل اخطارهای پیشین دولت اسراییل مببنی بر تخلیه ی خانه هایشان مقاومت می کردند. این اقدام دولت اسراییل بر مبنای حکم دادگاه قضایی عالی این کشور صورت گرفته بود. عکس زیر که متعلق به خبرگزاری اسوشییتد پرس، است، یک افسر پلیس اسرائیلی را در حال کشیدن یک زن و دختر نوجوان اسرائیلی با خشونت هچه تمامتر بر روی زمین نشان می دهد. (عکس دیگری در این زمینه) این دو زن ساکن خانه ای در کرانه باختری شهر هبورن می باشند. روز پنجشنبه نیروهای امنیتی اسراییلی به یک خانه در شهر هبورن حمله کردند و مجبور به بیرون کردن ۲۵۰ نفر از افرادی شدند که با سنگر گرفتن در صخره های اطراف خانه و پرتاب تخم مرغ و مواد شیمیایی مقاومت می کردند. این حمله نخستین عملیات بزرگ کوچ دادن اجباری ساکنان شهرکهای یهودی نشین پس از عملیات خشونت آمیز سال ۲۰۰۶ بود که در آن صدها نفر زخمی شدند.
(Sebastian Scheiner)

عملیات اخراج اجباری ساکنان یک شهرک یهودی نشین در کرانه باختری (AP)

همان طور که توضیحات پای عکس اشاره می کند، اجرای این عملیات در اسراییل و سرزمینهای مورد بحث، عملیات جدیدی نیست و مسبوق به سابقه می باشد. ولی آن چه نظر مرا به این اتفاق به طور ویژه جلب کرد، بازتاب این عکس در وب سایت دیگ و نظرات کاربران این سایت بود. همان طور که ممکن است بدانید، سایت دیگ فضایی است شبیه سایت بالاترین و کاربران می توانند در پای لینکها نظر خود را بگذارند و همانند بالاترین، کاربران دیگر می توانند با توجه به سلیقه ی خود به نظرات مورد علاقه خود مثبت یا منفی دهند. سایت دیگ همچنین این امکان را فراهم می کند که بازدیدکننده یک لینک، نظرات را بر اساس محبوبیت مرتب کند. دانستن بدون واسطه نظر مردم یک جامعه درمورد پدیده ها، بدون گذشتن از فیل.تری به نام رسانه های ارتباط جمعی، رویایی بود که با پدید آمدن اینترنت و سایتهای اجتماعی نظیر Digg، Facebook، Orkut دست یافتنی به نظر می رسد. با توجه به این که سایت دیگ یکی از پرطرفدارترین سایتهای اجتماعی است که در آن کاربران از سراسر دنیا دیدگاه های خود را به اشتراک می گذارند، دیدن نظرات این کاربران درمورد این موضوع خالی از لطف نیست. بدون شک، این نظرات به هیچ وجه نماینده نظرات مردم امریکا درباره ی بحران خاورمیانه به طور عام و این اتفاق به طور خاص نیست، مخصوصا این که این لینک تنها شامل ۳۷۰ نظر (تا کنون) می باشد که در مقایسه با لینکهای مورد بحث در دیگ، رقم متوسطی به نظر می آید. اما با توجه به کارکرد مشابه دیگ و بالاترین می توان آن را بازتاب دهنده ی تصویر بسیار کلی از تفکرات کاربران این سایت که عمدتا امریکایی هستند، درمورد این رخداد دانست. ضمن این که شما را دعوت به خواندن این نظرات می کنم، در زیر ترجمه بخشهایی از ۶ نظر محبوب پای این لینک را می آورم:
digg positive icon ۱- این افراد ساکنان این خانه نیستد. اینها متجاوز هستند.
digg positive icon ۲- آیا این همون روشیه که [نیروهای اسراییلی] در مقابل فلسطینیها در پیش می گیرند؟ نه! واستا بهت می گم! اونها اول ازهمه با یه تیر خلاصشون می کنند.
digg positive icon ۳- حالا دیگه وقتشه که اسراییلی ها یک کاری علیه این افراد انجام بدن. شاید این باعث بشه برگردند به کشور خودشون.
digg positive icon ۴- دزدیدن سرزمین مردم را بس کنید. باشه؟ ممنون. خدانگهدار!
digg positive icon ۵- به اونها گفته شد که باید از اونجا برن. بهشون فرصت کافی داده شد که با پای خودشون اونجا را ترک کنند. اونها خودشون خواستند که بمونند. اونها می دونستند با این کارشون مجبور به اخراج اجباری از خونه هاشون می شن. این اتفاق ناخوشایندیه، ولی به نظر نمی رسه که این اخراج، نامشروع باشه.
digg positive icon ۶- تو هم لابد مثل خیلی از همین رفقای امریکایی من هیچی در این مورد نمی دونی. در طول ۴۰ سال گذشته، اسراییل به طور غیرقانونی و به زور نیروی نظامی دست به اسکان اجباری شهروندان در کرانه باختری، نوار غزه و اورشلیم شرقی زده است. درحالی که همه این زمینها از طرف سازمان ملل به مردم فلسطین تعلق دارد. پیش از تاسیس اسراییل در سال ۱۹۴۸ همه آنچه ما اکنون به عنوان اسراییل می شناسیم به مردم فلسطین تعلق داشت. سرزمین که آنان برای تقریبا ۱۰۰۰ سال در آن سکونت داشتند... کاری که این سرباز در این تصویر انجام می دهد، در واقع وظیفه بین المللی وی برای اخراج اجباری ساکنان روستایی در کرانه باختری است که از نظر قوانین بین المللی به مردم فلسطین تعلق دارد. هرچند متاسفانه نیروهای دفاع اسراییل (یا آنچه که برخی آن را خطاب می کنند نیروهای جنگ اسراییل!) در مناطق دیگر در تضاد آشکار با کنوانسیون چهارم ژنو عمل می کنند و به عنوان نیروهای اشغالگر به تخریب تاسیسات و ساختمانهای مردم فلسطین می پردازند. کتابها و سایتهای زیادی وجود دارند که حقیقت را درمورد درگیریهای خاورمیانه افشا می کنند. اما متاسفانه به دلیل قدرت گروه های فشار اسراییلی بر کنترل رسانه ها، ما کمتر از آنها می شنویم. برخی از این منابع عبارت اند از: http://www.ifamericansknew.org http://www.palestineremembered.com کتاب پاکسازی نژادی فلسطین تالیف نویسنده اسراییلی پروفسور ایلان پاپه
دیدن ۳ نظری که بیشترین رای منفی را از کاربران گرفته اند هم جالب هست:
digg negative icon ۳۷۱- برطبق این تصویر، تعریف تو از مهاجمان، زنان و کودکان بیچاره هست.
digg negative icon ۳۷۲- این خیلی ناعادلانه است. فلسطینیها هیچ وقت به سمت کسی شلیک نکرده اند، چون همیشه سرگرم موشک پرانی به اجتماعات مردمی بوده اند. اون هم وقتی که دیگه کارشون در منفجر کردن کافی شاپها تموم شده.
digg negative icon ۳۷۳- مردمی که تو این عکس هستند، مردم بینوا هستند.

ببینید: گاردین ویدئویی از تیراندازی به دو فلسطینی توسط ساکنان هبرون در پی اخراج آنان از این شهر. (۰۵/۱۲/۲۰۰۸)گاردین ویدئویی از اخراج این افراد. ۳۰ نفر در این درگیریهای خشونت بار زخمی شدند. (۰۴/۱۲/۲۰۰۸) گاردین اخراج زوج فلسطینی از خانه ای که ۵۰ سال در آن اقامت داشتند، پس از اقامت دادن به ساکنان جدید اسرائیلی. (۱۰/۱۱/۲۰۰۸) تایم نویسنده درمورد رفتار غیردوستانه این ساکنان جدید، با ساکنان بومی فلسطینی می نویسد.  (۰۳/۱۱/۲۰۰۸)
Page 2 of 212
Simplified Theme by Nokia Theme transform by TowFriend | Powered by Wordpress | Aviva Web Directory
XHTML CSS RSS