نگاهی دقیق به رسانه ها و گفتار سیاستمداران در جهان نشان می دهد که اطلاق واژه «تروریست» و «تروریسم» منحصر بستگی به نژاد و دین فرد عامل کشتار یا تهاجم دارد و و نه وسعت عمل صورت گرفته.

به عنوان نمونه دیدیم که وقتی یک سفیدپوست آمریکایی با هواپیمای کوچک خود را به اداره ی مالیات امریکا در تگزاس کوبید هیچکس اقدام او را یک اقدام تروریستی معرفی نکرد. یا وقتی آندرس برینگ برویک در نروژ دست به اسلحه برد و ۷۷ شهروند بیگناه را کشت رسانه ها به جای «تروریست» از او به عنوان «عامل کشتار نروژ» نام بردند. همین اتفاق حدود یک ماه قبل و درباره جیمز هولمز تکرار شد. مردی که با حمله به سینمای نمایش دهنده فیلم جدید بتمن دوازده نفر را کشت اما چون سفیدپوست بود و آمریکایی کسی از او به عنوان «تروریست» نام نبرد.
در حالی که وقتی محمد المراح که بعدها معلوم شد هیچ ارتباطی با القاعده ندارد در فرانسه با اسلحه ۷ نفر را کشت، احتمالا چون مسلمان بود بلافاصله رسانه ها و سیاستمداران از او به عنوان «تروریست» یاد کردند و می کنند.

متن زیر به این مساله می پردازد که جامعه آمریکا چطور بین کسی که کشتاری را مرتکب می شوند تفاوت قائل می شود و با توجه به نژاد و مذهب نسبت به اطلاق واژه تروریست به آنها تصمیم می گیرد.

۱- رسانه ها و سیاستمداران به تروریست سفیدپوست، تروریست نمی گویند بلکه به او «فرد مسلح» می گویند. یعنی کسی که یک اسلحه در اختیار دارد. درست مثل بقیه آمریکاییها.

۲- تروریستهای سفیدپوست به عنوان افرادی مشکل دار و منزوی معرفی می شوند در حالی که تروریستهای دیگر را بخشی از یک برنامه ترور بین المللی معرفی می کنند. حتی اگر آنها هم افراد تک و تنهایی باشند که به هیچ جا وابسته نیستند.

۳- تحقیق و تفحص درباره تروریستهای سفیدپوست ممکن است باعث خشم اعضای کنگره آمریکا بشود اما تحقیق درباره تروریستهای دیگر حتی باعث می شود که شما ارتقای درجه در کارتان بگیرید.

۴- بعد از کشتار با اعضای خانواده تروریستهای سفیدپوست مصاحبه می شود و از آنها می پرسند که چه موضوع خاصی باعث شد شخص مورد نظر به این راه کشیده شود. اما به خانواده تروریستهای دیگر تقریبا هیچ توجهی نمی شود.

۵- تروریستهای سفیدپوست بخش غیرمهمی از یک گروه خطرناک هستد اما تروریستهای خارجی به عنوان جریان اصلی یک طیف خطرناک معرفی می شوند.

۶- کشتاری که به وسیله یک تروریست سفیدپوست صورت می گیرد یک «اتفاق» است اما ترورهای دیگر حتما با یک طرح توطئه خطرناک همراه هستند.

۷- وقتی در رسانه ها از تروریستهای سفیدپوست صحبت می شود هیچ اشاره ای به نژاد یا مذهب آنها نمی شود اما وقتی از تروریستهای خارجی صحبت می شود حتما نژاد و مذهب آنها هم ذکر می شود.

۸- هیچکس فکر نمی کند که یک تروریست سفیدپوست نماینده همه آمریکاییها یا سفیدپوستها است اما وقتی یک شخص غیرآمریکایی یا غیرسفیدپوست کشتاری را مرتکب می شود، آن فرد به عنوان نماینده همه آن اقلیت شناخته می شود.

۹- تروریستهای سفیدپوست را افرادی معتاد به الکل یا بیمار روانی معرفی می کنند اما تروریستهای دیگر را افرادی با روح و روان سالم معرفی می کنند که با هدف دست به اقدام تروریستی زده اند.

۱۰- برای مواجهه با تروریستهای سفیدپوست ظاهرا هیچ راهی وجود ندارد. گفته می شود که کنترل سلاح راه مقابله با آنها نیست و دولت هم نمی تواند کاری کند. اما صدها میلیون دلار براحتی خرج می شود تا با بازجویی از ۶۰ میلیون خارجی در هر سال جلوی تروریستهای دیگر گرفته شود.


این متن ترجمه ای است از این مقاله با اندکی تغییر
Top Ten differences between White Terrorists and Others