دلیل سکوت معنی دار اوباما در قبال حوادث ایران چیست؟

۲ نظر »

BBC logo بی بی سی در مقاله ای به قلم جاناتان بیل (Jonathan Beale) به تحلیل سکوت معنادار واشنگتن در قبال حوادث بعد از انتخابات ایران پرداخته است. پرزیدنت اوباما بر خلاف اسلاف خویش که در مقابل حوادثی از این دست در ایران بلافاصله واکنش نشان می دادند، تا کنون از اظهار نظر شتابزده و صریح در این مورد خودداری کرده است.


واقعا باراک اوباما درمورد نتایج انتخابات ایران و حوادث آن چگونه می اندیشد؟ هم کاخ سفید و هم وزارت خارجه ی امریکا از واکنش فوری به حوادث ایران خودداری کردند و ترجیح دادند با تاخیر معناداری نسبت به این اتفاقات ابراز نظر کنند. باراک اوباما نخستین واکنش از سوی واشنگتن شنبه بعد از ظهر ابراز شد. کاخ سفید در یک بیانیه ی محتاطانه اعلام کرد: “همانند بقیه ی دنیا ما هم تحت تاثیر مباحث حول و حوش انتخابات ایران قرار گرفته ایم. ما تمام اتفاقات مربوط، از جمله گزارشهای مرتبط با تقلب در انتخابات را از نزدیک زیر نظر داریم.” یکشنبه صبح آقای جوزف بایدن، معاون ریاست جمهوری امریکا، به نظر می رسید که تحت فشار بیشتری قرار گرفته بود تا در تلویزیون رسمی امریکا اعلام کند شک و شبهه ی فراوانی درمورد نتایج انتخابات ایران وجود دارد. دوشنبه بعد از ظهر سخنگوی وزارت خارجه اندکی پیش تر رفت و گفت: “ما عمیقا از “گزارشهای” مربوط به خشونت و ناهمگونیهایی که در آرا وجود دارد ناراحتیم.” سوال اینجا است که چرا با وجود این که همه ی ما تصاویر واضح خشونتها از ایران را دیده ایم، هنوز مقامات امریکایی از واژه ی محتاطانه ی “گزارشها” ی خشونت استفاده می کنند؟ البته شاید بتوان گفت نحوه ی برخورد واشنگتن با انتخابات ایران همانند سیاستهای امریکا در برابر ایران همچنان مبهم است. هرچند دلایل خوبی برای این عدم شتاب در قضاوتهای کاخ سفید وجود دارد. همه ی ما اشتباه احمقانه ی امریکا و بوش را در ماجرای کنار زدن هوگو چاوز از قدرت در سال ۲۰۰۲ به خاطر می آوریم. این اقدام امریکا هم اشتباه بود و هم با تشدید احساسات ضد امریکایی تاثیر معکوس داشت. ولی با این حال حداقل مشخص بود، بوش طرفدار کدام جناح درگیر بود. ایران و امریکا جالب اینجا است که ۴ سال پیش دولت بوش حتی پیش از انتخاباتی که منجر به انتخاب آقای احمدی نژاد شد، آن را محکوم کرد. چرا که معتقد بود انتخابات، توسط شورای نگهبان منصوب رهبری هدایت می شود. انتخابات امسال هم به همان شیوه برگزار شد. شیوه ای که اساسا نمی تواند منصفانه و آزادانه برگزار شود. با این حال چرا اوباما در خصوص آن این اندازه محتاطانه برخورد کرده است؟ اول از همه شاید اوباما می خواهد روابط ایران-امریکا را مستقیما به موضع گیریش در این خصوص پیوند ندهد. پیشاپیش انتقاد کردن از انتخاباتی که هنوز برگزار نشده بود، شاید فقط به تندروها در ایران کمک می کرد و به ضرر اصلاح طلبان تمام می شد. این موضع گیری می توانست تفکری را که اعتقاد به دخالت امریکا در امور داخلی ایران دارد تقویت کند و در نهایت گفتگوهای آینده را دچار مشکل کند. سکوت آقای اوباما شاید در نهایت به نفع اصلاح طلبان باشد و به آنها کمک بیشتری در راستای ایجاد تغییرات اساسی کند. دلیل دیگر سکوت کاخ سفید شاید این باشد که آنها می دانند در نهایت صرف نظر از این که چه کسی برنده ی انتخابات می شود، باید با رهبر ایران کار کنند. به نظر می رسد استراتژی این دوره ی آقای اوباما اینچنین باشد. تیم سیاست حارجی آقای اوباما بر خلاف تیم آقای بوش که یک تیم ایده آل گرایانه بود، یک تیم عملگرا است. آقای اوباما از اشتباهات دوران بوش در عرصه ی سیاست خارجی درس گرفته است. وی می داند که سیاست مزورانه ی جورج بوش در قبال کشورهایی که مدل امریکایی دموکراسی را تقلید می کردند فایده ای برای امریکا ندارد. همان طور که روزنامه ی واشنگتن پست اشاره کرد، پاسخ گنگ کاخ سفید به حوادث ایران بیانگر دوراهی ای است که اوباما بر سر آن قرار دارد. اما به هرحال وی باید روزی نظر روشنش را در این مورد صادر کند. نظری که شاید بر نحوه ی تعامل امریکا با ایران در امور حیاتی مثل برنامه ی اتمی این کشور اثر زیادی داشته باشد. در واقع مواضع امریکا هرچه باشد، گزینه ی گفتگو با ایران همچنان بر روی میز خواهد بود. چرا که واشنگتن همچنان با بسیاری از کشورهای غیر دموکراتیک روابط دوستانه ای دارد. سکوت اوباما در پیشاپیش محکوم کردن انتخابات و نیز احتیاطش در واکنش نشان دادن به نتیجه انتخابات بسیار خردمندانه به نظر می رسد. اما سوال اینجا است که آیا در این بین اخلاق قربانی عملگرایی نمی شود؟ انتقاد عمده ای که از جورج بوش می شد این بود که وی بسیار ساده انگارانه به مسائل نگاه می کرد و همه ی امور را سیاه و سفید می دید بدون اندکی ظرافت در تحلیل امور. اما اگر بوش بر سر کار بود، حداقل ما اکنون نظر رییس جمهور امریکا را درمورد اتفاقات اخیر ایران می دانستیم!


ببینید:

یوتیوب:  گزارش اسوشییتد پرس از واکنش اوباما به حوادث پس از انتخابات در ایران
وال استریت ژورنال: عدم اظهار نظر اوباما درمورد ایران
واشینگتن تایمز: سکوت اوباما در قبال ایران بحث برانگیز شده است

پزشکان گلوله ای را پس از ۴۲ سال از سر زن چینی بیرون کشیدند

بدون نظر »

Daily Mail بر اساس گزارش روزنامه بریتانیایی دیلی میل خانم هی ونینگ ۶۵ ساله اوایل این ماه زیر تیغ جراحان قرار گرفت تا آنها بتوانند گلوله ای را که در سال ۱۹۶۷ در سرش فرورفنه بود بیرون بکشند. این گلوله ۳٫۳ سانتی متری درجریان درگیری داخلی گروه های بنیادگرای کمونیست در اوایل انقلاب فرهنگی چین پس از برخورد به دیوار بازگشت و به صورت خانم هی بین فک و گوش وی اصابت کرد .

گلوله در تصویر رادیولوژی از سر خانم ونینگ نمایان است

ولی خانم هی تا سال ۱۹۷۸ و زمانی که پزشکان متوجه سردرد او شدند متوجه حضور گلوله در سر خود نشده بود. با این حال وی پس از تشخیص پزشکان با توجه به شرایط افتضاح پزشکی در بیمارستان محلی شهر دورافتاده محل سکونتش، راه خانه را در پیش گرفت تا ۳۰ سال دیگر از سردرد رنج ببرد؛ اگاه از علت سردرد ولی عاجز ازمقابله با آن.

این ماجرا ادامه داشت تا این که درد در سرتاسر بدن او پخش شد و اوایل این ماه، خانم هی درمانده خودش را به بیمارستانی در شهر چنگکین واقع در جنوبغربی چین رساند. خوشبختانه پیشرفت پزشکی این بار این امکان را برای خانم هی فراهم کرد تا پزشکان بتوانند گلوله ۴۲ ساله را از سر او بیرون کشند.

گلوله

تصویر گلوله ای که از سر خانم ونینگ بیرون کشیده شد


ببینید:

news.com.au: گزارش وب سایت خبری استرالیا از این ماجرا (۱۵/۰۵/۲۰۰۹)

لینک مطلب در بالاترین

Simplified Theme by Nokia Theme transform by TowFriend | Powered by Wordpress | Aviva Web Directory
XHTML CSS RSS