نیوزویک «یک تروریست» را چگونه تعریف می کند؟

بدون نظر »
اگر حوصله‌ی خواندن این متن را ندارید، یا پاسخ کوتاه به این پرسش می‌خواهید، جواب این است:
بر طبق تعریف نیوزویک، یک تروریست، یک غیر امریکایی احتمالا مسلمانی است که ریش دارد و دشمن امریکا است.
باور نمی‌کنید؟ ادامه را بخوانید.

حدود یک ماه پیش فردی با یک هواپیمای کوچک خود را به اداره‌ی مالیات امریکا در تگزاس کوبید. شکل حمله همانند حملاتی بود که این سالها آنها را «حملات تروریستی» می‌نامند. برخورد عمدی یک هواپیما به‌یک اداره‌ی دولتی که در آن مهاجم خود را به کشتن می‌دهد. اما رسانه‌ها این بار اندکی تامل کردند. پس از این که مشخص شد مهاجم یک سفیدپوست امریکایی به نام جوزف اندرو استک است و فقط با انگیزه‌های شخصی و نه ایدئولوژیک، به استقبال مرگ رفته بود رسانه‌ها به این فکر افتادند که آیا می‌توان به او برچسب تروریست زد یا خیر؟ بی بی سی از قول کاخ سفید نوشت «این حادثه تروریستی نبوده است» و وال استریت ژورنال او را یک «معترض به مالیات» (Tax Protester) خواند. چرا که وی به دلیل مشکلات شخصی اش با اداره‌ی مالیات تگزاس دست به این اقدام زده بود.
جوزف اندرو استک

ما نمی‌دانیم در جلسات شورای سردبیری نیویورک تایمز و وال استریت ژورنال چه گذشت و یا جلسه‌ی تنظیم بولتنهای خبری سی ان ان چه مباحثی دراین مورد درگرفت، اما مقاله‌ی نیوزویک اندکی پرده را کنار می‌زند.

پس از این اتفاق ایمیلی بین روزنامه نگاران مجله‌ی نیوزویک دست به دست گشت با این عنوان که «آیا ما باید جوزف استک را یک تروریست بنامیم یا خیر؟» هرچند قرار نبود محتوای پاسخها عمومی شود، بعد از دیدن جوابهای جالب روزنامه نگاران، نیوزویک تصمیم گرفت بخشهایی از این پاسخها را منتشر کند. این پاسخها را می‌خوانیم:

کتی جونز، سردبیر مجله به صراحت می‌گوید استک را نمی‌توانیم یک تروریست بنامیم:

من یک راهنمای دم دستی خوب دارم:
شخص امریکایی که دولت را مخالف آزادیهای فردی می‌داند: بمب‌گذار، معترض مالیات، جدایی طلب
گروه امریکایی که به اعتراض به سیاستهای امریکا درمورد جنگ، فقر، آزادیهای فردی دست می‌زند: بمب گذار، آدم ربا، جنبش چپ تندرو، جدایی طلبان راستگرا
همه‌ی گروه‌های خارجی یا افراد خارجی که در اعتراض به سیاستهای دولت امریکا بمب گذاری یا تیراندازی می‌کنند: تروریست

همان طور که می‌بینید، سردبیر نیوزویک هیچ تلاشی برای مخفی کردن دیدگاه جالبش درمورد تروریسم و تروریستها ندارد. از دید وی یک مهاجم، هرچقدر عملش خشن باشد، تنها و تنها اگر خارجی (و احتمالاً مسلمان) باشد یک تروریست است و نیوزویک باید از واژه‌ی تروریست درموردش استفاده کند.

با این تعریف جوزف استک که با کوباندن هواپیما به اداره‌ی مالیات تگزاس وحشت را لااقل در دل ساکنان اطراف این ساختمان انداخت یک تروریست نیست، اما اگر یک مهاجم خیالی به نام جعفر الستّاکی که اهل اردن است و بر اثر مشکلات اقتصادی بی کار شده است، با اسلحه به سوپرمارکت محله‌ی شان حمله کند، یک تروریست محسوب می‌شود. اصلا چرا از یک مهاجم خیالی صحبت کنیم. با این تعریف محمد جواد افغان، که در سال ۲۰۰۲ یک کودک زیر پانزده سال بود، به اتهام تروربست بودن از روستای زادگاهش در افغانستان به سوی دیگر دنیا فراخوانده شد تا پس از ۷ سال زندگی در زندان گوانتانامو قاضی به این نتیجه برسد که او بی گناه است.

با این حال بهتر است از این پاسخ شگفت زده نشوید. چرا که جنین اینترلندی (گزارشگر نیوزویک) کاملا با نظر سردبیر موافق است.

گزارشگر دیگر نیوزویک، دن استون، یک گام جلوتر می‌رود و می‌گوید:

بله! همه چیز بستگی به کارت شناسایی شخص دارد. جوزف، یک شهروند معمولی مثل من و شما بود که می‌توانست همسایه‎یمان باشد. تروریستها ریش دارند و در غار زندگی می‌کنند. ضمنا، او [جوزف استک] یک امریکایی بود و عملش بیشتر شبیه‌یک بیانیه‌ی سیاسی بود، هرچند احمقانه. در حالی که کار عبدالمطلب حمله ای بود به آزادی ما.

دوباره یادآوری می‌کنم. از دید نیوزویک اگر یک افغان در منطقه‌ی جنگی هلمند، به یک سرباز امریکایی که قاعدتا مهاجم محسوب می‌شود، حمله کند، «یک تروریست» است. اما اگر یک فرد غیرمسلمان امریکایی ده‌ها شهروند غیرنظامی این کشور را با بمب شیمیایی بکشد، «تروریست» نیست!

شما چه فکر می‌کنید؟ مرز یک تروریست و یک قاتل کجا است؟ آیا نوع عمل مشخص کننده‌ی ماهیت آن است یا پیشینه‌ی نژادی و مذهبی مهاجم؟


این مطلب با الهام از این پست وبلاگ گلن گرینوالد نوشته شده است.

Salon: Inside the mind of Newsweek on “terrorism”

ببینید:
تردید: استاندارد دوگانه‌ی رسانه‌های غربی در قبال خبر ماشه‌ی اتمی ایران

سپاه پاسداران چگونه بر اقتصاد ایران حکومت می کند؟

۵ نظر »

تخمین سهم سپاه از تولید ناخالص داخلی ایران غیر ممکن به نظر می رسد، اما گمانه زنیها حاکی از یک سوم تا دو سوم تولید ناخالص داخلی است.

اولین مشوق سپاه به حضور در صنعت

به محض این که داخل ایران می شوید، نشانه های زیادی از نفوذ شدید سپاه بر ارکان اقتصادی ایران را می بینید.
در حالی که قرارداد ساخت فرودگاه بین المللی امام به یک کنسرسیوم ترکی-اتریشی واگذار شده بود، دقیقا در روز افتتاح فرودگاه، نیروهای سپاه کنترل فرودگاه را در دست گرفتند و راه های منتهی به آن را با خودروهای خود بستند. تمام پروازها نیز به فرودگاه های دیگر منتقل شدند.

شرکت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ادعا می کند حضور پیمانکاران خارجی مرتبط با اسراییل، تهدیدی امنیتی برای فرودگاه محسوب می شود. اما واقعیت این است که کنسرسیوم ترک-اتریشی تاوان اشتباه بزرگش را در کنار زدن سپاه از این معامله ی بزرگ پس می دهد.

افراد کنونی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی هیچ شباهتی با بنیانگذاران آن ندارند. سپاه که در ابتدای انقلاب به عنوان یک نیروی بسیجی با اعضای داوطلب آغاز به کار کرد، امروز تبدیل به یک غول اقتصادی شده است که شریانهای اقتصاد رسمی و زیرزمینی ایران را در دستان خود دارد. هر چند تخمین مقدار ثروت سپاه غیر ممکن به نظر می رسد، برآورد تحلیلگران غربی در حدود یک سوم تا دو سوم کل تولید ناخالص داخلی است. این مقدار معادل ده‌ها میلیارد دلار است.

علی انصاری، کارشناس دانشگاه سنت آندروی بریتانیا اعتقاد دارد: «سپاه پاسداران در واقع یک شرکت غول پیکر است که اسلحه هم در اختیار دارد.» وی می گوید: «اشتباه است ایران را یک دیکتاتوری نظامی تحت حکومت یک گروه کوچک افسران پرقدرت محسوب کنیم. به نظر من مجموعه ای از تمایلات تجاری و مذهبی عامل محرک سپاه است. هرچند فکر نمی کنم یک دستگی مورد نیاز در سپاه وجود داشته باشد.»

شرکتهای شناسنامه دار در کنار بنیادهای خیریه، سپاه را تبدیل به یکی از قدرتمندترین بازیگران صنایع پرسود ساختمان، نفت و گاز، صادرات و واردات، و ارتباطات کرده است. سپاه کارهای جزیی تر را به پیمانکاران فرعی خارجی واگذار می کنند در حالی که خودش حضور فعالی در مناقصه های خارجی دارد. کنترل سپاه بر اسکله های خلیج فارس و پایانه ها و فرودگاه های داخل خاک ایران، به آن اجازه ی ورود و خروج هرگونه کالایی بدون پرداخت حق گمرک و عوارض را می دهد. محسن سازگارا که خود از بنیانگذاران سپاه است، نیروی سپاه قدس را معادل وزارت خارجه ی سپاه می داند که وظیفه اش تنظیم روابط بین المللی سپاه با کشورهای مختلف است.

گسترش و نفوذ دامنه ی قدرت سپاه به اوایل دهه ی نود میلادی (۷۰ خورشیدی) بازمی گردد. زمانی که اکبر هاشمی رفسنجانی، رییس جمهور وقت ایران، سپاه را به حضور در صنعت ساختمان ایران تشویق کرد. چرا که اعتقاد داشت، سپاه می تواند به روند بازسازی ایران پس از جنگ کمک کند. هرچند امروز هاشمی رفسنجانی به عنوان یک فرد پرنفوذ عرصه ی سیاسی و اقتصادی ایران، خودش یک رقیب برای سپاه محسوب می شود.

سپاه پاسداران بسیاری از فعالیتهای خود را تحت پوشش بنیادهای مختلف انجام می دهد، از جمله بنیاد مستضعفان. اگرچه بسیاری اعتقاد دارند قدرتمندترین شاخه ی سپاه، قرارگاه خاتم الانبیا است. قرارگاه خاتم الانبیا کارش را به عنوان بازوی ساختمانی سپاه آغاز کرد، اما امروز با داشتن بیش از ۸۱۲ شرکت ثبت شده در داخل یا خارج ایران، و ۱۷۰۰ قرارداد دولتی، تبدیل به یک غول اقتصادی در عرصه های مختلف اقتصاد ایران شده است. اخیراً خزانه داری ایالات متحده دراییهای سردار رستم قاسمی، رییس این قرارگاه، و چهار شرکت زیر مجموعه ی آن را مسدود کرد.

با حمایت بی دریغ محمود احمدی نژاد از سپاه، خاتم الانبیا در چند سال اخیر توانسته است برنده ی بسیاری از مناقصه های بدون رقیب دولتی شود. مناقصه های بزرگی همچون احداث تونل، احداث راه آهن زیرزمینی، تاسیسات هسته ای، و ساخت بمب. این قرارگاه همچنین برنده ی مناقصه ی بزرگ ۱٫۳ میلیارد دلاری احداث خط لوله ی ۹۰۰ کیلومتری گاز طبیعی از بوشهر به سیستان و بلوچستان شده است. این قرارداد بزرگ در بخش انرژی، با قرارداد ۲٫۵ میلیارد دلاری دیگری برای احداث میدان گازی پارس جنوبی تکمیل شد.

با توجه به ابهاماتی که در روند خصوصی سازی در قوانین ایران وجود دارد، بسیار دشوار است که گستره ی دقیق مالکیت سپاه را در اقتصاد ایران شناسایی کرد. چرا که علی رغم عدم حضور رسمی سپاه در برخی از شرکتها، روابط پشت پرده از حضور نامحسوس سران این ارگان خبر می دهد.

شهریور امسال، شرکت اعتماد مبین که کنسرسیومی وابسته به سپاه است، به محض خصوصی شدن شرکت مخابرات ایران، پنجاه و یک درصد سهام آن را خرید. این معامله ی بی سابقه ی ۵ میلیارد دلاری یادآور ماجرای تصاحب فرودگاه امام بود. چرا که در مناقصه ی شرکت مخابرات هم در لحظات آخر، رقیب اصلی سپاه به «دلایل امنیتی» کنار گذاشته شد. تنها چند ماه پس از این معامله ی تاریخی، رییس کنسرسیون سپاه، مجید سلیمان پور و همسرش به دلیل نشت گاز در خانه ی شان کشته شدند. هرچند بسیاری از مردم به دلیل اعلام شده ی مرگ آن دو با بدبینی نگاه می کنند.

انگیزه ی اصلی تحریمهای جدید امریکا علیه ایران و متحدانش تفاوت قائل شدن بین سپاه پاسداران جمهوری اسلامی ایران و مردم ایران است. هرچند تحلیلگران اعتقاد دارند دامنه ی گسترده ی فعالیتهای سپاه و خصلت غیرشفاف آن دستیابی به این هدف را دشوار می کند.


منبع:

Guardian: The financial power of the Revolutionary Guards

ببینید:
Telegraph: هیلاری کلینتون: ایران به سمت دیکتاتوری نظامی پیش می رود

خبر خوش برای طرفداران TED

بدون نظر »

اگر بخواهم در یک جمله TED را معرفی کنم می گویم: «تنها جایی در اینترنت که می توانید ساعتها در آن وقت تلف کنید و با افتخار به همه بگویید!»
حتی اگر شما از طرفداران وب سایت فوق العاده ی TED نباشید، حتما گذارتان به ویدیوها و سخنرانیهای کم نظیر این وب سایت افتاده است (ببینید). وب سایتی که هدفش الهام بخشیدن به افراد برای نوآوری است و این کار را به کمک فناوری (Technology)، سرگرمی (Entertainment)، و طراحی (Design) انجام می دهد.
با این توضیح به استقبال خبر خوش TED می رویم.
TED Conference 2010

چند روزی است که کنفرانس TED در سال ۲۰۱۰ در ایالت کالیفرنیا پس از ۵ روز کار خود را به پایان رساند. این به آن معنی است که اگر از دیدن سخنرانیهای تکراری (هر چند فوق العاده ی TED) خسته شده اید، می توانید از امروز میهمان سخنرانیهای جدید بنیاد TED باشید.
شاید مهمترین اتفاق کنفرانس سالانه ی TED، جایزه ی ویژه ی TED باشد. برنده ی این جایزه علاوه بر دریافت ۱۰۰ هزار دلار، این بخت را پیدا می کند تا در این کنفرانس، سخنرانی کند و «یک آرزو» برای ایجاد تغییر در جهان کند. برنده ی جایزه ی امسال TED، آشپز مشهور بریتانیایی، جیمی اولیور است که در سخنرانی خود از همه ی مردم خواست به فرزندانشان درمورد غذا آموزش بدهند.

یافته های یک پژوهش علمی: پرهیزگاری جنسی موثرترین روش در مقابله با مشکلات جنسی نوجوانان

۶ نظر »

Washington Post

یافته های یک پژوهش جدید در امریکا نشان می دهد، کلاسهای آموزش روابط جن+سی که در آنها نوجوانان به نداشتن رابطه  قبل از ازدواج تشویق می شوند، تاثیر مثبت به سزایی در به تاخیر انداختن روابط خطرناک جن+سی دارد. این پژوهش می تواند نقطه ی عطفی در تلاش ایالات متحده در مبارزه با بارداری ناخواسته ی نوجوانان شود. این یافته نخستین مدرک علمی است که نشان می دهد، آموزش و تشویق به عدم رابطه ی جن+سی، موثر است.

در این پژوهش عده ای از دانش آموزان کلاس ششم و هفتم (با سن تقریبی ۱۲ سال) به دو گروه تقسیم شدند. گروه اول به کلاسهای آموزش جن+سی رفتند که در آنها دانش آموزان به عدم داشتن رابطه ی جن+سی پیش از ازدواج تشویق می شدند. و گروه دوم در کلاسهای مرسوم آموزش روابط جن+سی حضور پیدا کردند. یافته های پژوهش نشان می دهند، تنها یک سوم افراد گروه اول در دو سال بعدی وارد رابطه ی جن+سی شدند. این در حالی است که تقریبا نیمی از افراد گروه دوم، در مدت زمان مشابه، به رابطه ی جن+سی دست زدند. تفاوت عمده ی آموزشی گروه اول با گروه دوم در این بود که گروه اول به طور کامل از رابطه ی جن+سی با جنس مخالف منع می شدند. در حالی که در کلاسهای آموزشی گروه دوم، به دانش آموزان رابطه ی جن+سی ایمن آموزش داده می شد.

نتایج این پژوهش در «آرشیو پزشکی کودکان و نوجوانان» منتشر شده است. این پژوهش در حالی صورت گرفته است که شمار بارداریهای ناخواسته و بیماریهای مقاربتی در میان کودکان و نوجوانان امریکایی ظرف دهه ی گذشته افزایش یافته است. با این حال، دولت اوباما بودجه ی ۱۷۰ میلیونی اختصاص یافته به این امر را به دلیل غیر موثر بودن برنامه ها قطع کرد. به جای آن دولت جدید ایالات متحده با تمرکز بر برنامه های ضدبارداری به رویارویی با این مشکل می رود.

آیا حیات پس از مرگ واقعیت دارد؟ علم می گوید: بله

۱۷ نظر »

Time

آیا حیات پس از مرگ وجود دارد؟ دین شناسان می توانند ساعتها در این مورد بحث کنند، اما دکتر جفری لانگ (Jeffrey Long) متخصص تومور چه اعتقادی دارد؟ وی معتقد است شواهد علمی صراحتا می گویند پاسخ به سوال فوق بله است.
وی در کتاب «شاهدِ پس از مرگ» (Evidence of the Afterlife) که این هفته وارد بازار شد، نتیجه ی مناقشه برانگیز خود را در این مورد ارائه کرده است. کتابی که حاصل پژوهشهای ده ساله ی وی در موضوع تجربیات هنگام مرگ و بررسی تجربیات شخصی ۱۶۰۰ نفر در هنگام مرگ است. وی در گفت و گو با مجله ی تایم درباره ی ماهیت تجربه ی هنگام مرگ و درهم‌کنش مذهب و علم صحبت می کند.
این مصاحبه پرخواننده ترین صفحه ی امروز وب سایت تایم بود.
پیوند در بالاترین

پرسش: از نظر علمی، تجربه ی هنگام مرگ چیست؟
پاسخ: تجربه ی هنگام مرگ دارای دو مولفه است. نخست این که فرد باید به مرگ نزدیک باشد. به این معنی که شرایط جسمی اش به قدری وخیم باشد که در صورت عدم بهبود، بمیرد. معمولا فردی را که بیهوش است، یا از نظر بالینی مرده است و ضربان قلب و تنفسش متوقف شده است می توان نزدیک به مرگ در نظر گرفت. مولفه ی دوم این است که مرگ درست از بیخ گوش شخص عبور کند و وی در عین حال بتواند این مساله را به وضوح تجربه کند و به خاطر بیاورد.

Jeffrey Long

پرسش: پاسخ شما به شکاکانی که که می گویند باید پایه و اساس زیست شناسانه یا فیزیولوژیکی برای چنین تجربه ای وجود داشته باشد چیست؟ چرا که شما در کتاب خودتان می گویید چنین تجربه ای از نظر پزشکی غیر قابل توضیح است.
پاسخ: جالب این جا است که بر خلاف کتاب من که توضیحی در مورد این تجربه ارائه نمی دهد، بیش از بیست توضیح جایگزین برای این تجربه از سوی شکاکان ارائه شده است. دلیل این تعداد زیاد کاملا مشخص است. چرا که هیچ یک از این توضیحات، حتی برای خود شکاکان، قابل فهم نیستند.

پرسش: شما می گویید، میزان شک و تردید درمورد تجربه ی هنگام مرگ نسبت به گذشته بسیار کاهش یافته است و آگاهی در این مورد نیز افزایش داشته است. دلیل این اتفاق چیست؟
ظرف ۳۵ سال گذشته صدها مقاله ی علمی درمورد تجربیات هنگام مرگ منتشر شده است. علاوه بر آن، رسانه ها توجه ویژه ای به این پدیده داشته اند. بخصوص وب سایتهای اینترنتی صدها هزار صفحه را به این موضوع اختصاص داده اند. همه ی اینها به افزایش آگاهی مردم در این زمینه کمک کرده است.

پرسش: شما در کتاب خود اشاره می کنید که برخی از منتقدان می گویند همه ی کسانی که تجربه ی هنگام مرگ داشته اند، جزییات این تجربه را قبلا از دیگران شنیده اند وبه نوعی تحت تاثیر محیط بوده اند. شما در تحقیقات خود چگونه با این مساله مقابله کردید؟
پاسخ: ما داستانهایی که درمورد تجربه ی هنگام مرگ دریافت می کنیم، عینا به وب سایت خودمان می فرستیم. با توجه به این که ماهانه ۳۰۰ هزار صفحه توسط ۴۰ هزار بازدید کننده از سراسر دنیا خوانده می شود، و تا کنون هیچ کسی موفق نشده است داستانهای تکراری را شناسایی کند، نشان دهنده ی با اصالت بودن داستانها است. در ضمن، شفافیت کار ما و تعداد بالای بازدیدکنندگان وب سایت، خود بیانگر کیفیت بالای کار است.

پرسش: شما می گویید این پژوهش تاثیرات شخصی زیادی هم بر روی شما گذاشته است. چگونه؟
پاسخ: من یک پزشک هستم که با سرطان مبارزه می کنم. علی رغم همه ی تلاشهایمان، همه ی بیماران علاج پیدا نمی کنند. اعتقاد من به زندگی زیبای پس از مرگ، به من کمک می کند تا بتوانم با نیروی بیشتری به جنگ این هیولای وحشتناک بروم. نیرویی که قبلا نداشتم. این اعتقاد به من کمک می کند که بتوانم پزشک بهتری برای بیمارانم باشم.

پرسش: شما می گویید ما می توانیم با بررسی تجربیات هنگام مرگ درمورد حیات پس از مرگ نتیجه گیری کنیم. اما واقعا فکر نمی کنید این کار مثل مقایسه ی سیب و پرتقال است؟
پاسخ: از نظر علمی مصاحبه با افرادی که کاملا مرده اند، امکان پذیر نیست. با توجه به این محدودیت، ما باید ببینیم بهترین کار ممکن چیست. اگر مغز کسی هیچگونه عملکردی نداشته باشد، مانند زمانی که شما دچار سکته ی قلبی می شوید، به نظر من این فرد نزدیکترین مدل به آن چه است که دنبالش هستیم. یعنی مطالعه و بررسی این مساله که آیا تجربه ی هوشیارانه در جایی خارج از مغز امکان پذیر است یا خیر.

پرسش: شما در کتابتان به این نکته اشاره کرده اید که تحقیقات شما می تواند دست مذهب را بازتر کند. اما آیا مساله ی حیات پس از مرگ یک مساله ی علمی است یا مذهبی؟
پاسخ: من فکر می کنم ما هم اکنون ترکیب جالبی از این دو داریم. این پژوهش مستقیما به ما یادآور می شود که مذهب در طول هزاره های گذشته چه چیزهایی به ما گفته است. مذهب مشخصا به ما گفته است که حیات پس از مرگ وجود دارد و کل جهان دارای هدف مشخصی است. در واقع پژوهش علمی ما مهر تاییدی برای همه ی چیزهایی است که مذهب سالها است به ما گفته است. این کتاب گام بزرگی در نزدیک کردن علم و مذهب به یکدیگر است.

پرسش: آیا جنبه ای از تجربیات بشری وجود دارد که به نظر شما علم نمی تواند حتی نزدیکش بشود؟
پاسخ: قطعا همین طور است. آنچه که واقعا پس از مرگ اتفاق می افتد یکی از این مسائل است. توجه کنید که همه ی آنچه در این مورد می دانیم، همواره نیازمند مقداری ایمان نیز هست. در عین حال، وقتی شما به شواهد علمی زندگی پس از مرگ نگاه می کنید، مقدار ایمان مورد نیاز برای باور داشتن به حیات پس از مرگ به طرز قابل توجهی کاهش می یابد.


منبع:

TIME: Is There Life After Death?

ببینید:
MSNBC: مصاحبه ی ویدیویی با دکتر جفری لانگ و شخصی که تجربه ی هنگام مرگ داشته است
Amazon: کتاب دکتر جفری لانگ در آمازون

استاندارد دوگانه ی رسانه های غربی در قبال خبر ماشه ی اتمی ایران

۲ نظر »

روزنامه ی بریتانیایی تایمز یک ماه پیش با انتشار تصاویر نامه ای به امضای فردی به نام محسن فخری زاده، ادعا کرده بود ایران در پی دستیابی به ماشه ی سلاح هسته ای است. آقای فخری زاده همان کسی است که مدتی پیش اعلام شد لپ تاپ حاوی اطلاعات سری وی ناپدید شده است.
این خبر از این حیث قابل اهمیت است که نشان می دهد ایران به تکنولوژی ساخت سلاح هسته ای دست یافته است و اکنون به دنبال ماشه ی فعال ساز آن است. با توجه به این نکته که این افشاگری توسط روزنامه ی معتبر تایمز انجام شده بود، باور آن نیز آسان به نظر می رسید.

وقتی خبر را خواندم آن را چندان جدی نگرفتم و فکر می کردم نه کسی در پی اثباتش برمی آید و نه کسی انکارش می کند. چون اعتقاد دارم چنین مطالبی هر چند وقت یک بار منتشر می شوند و هدفشان فقط زنده نگه داشتن عنصر ترس در افکار عمومی غرب است تا در زمان مقتضی به کار بیاید. همان سیاست ترس (Politics of Fear) که در برابر افغانستان و عراق پیاده شد.
اما وقتی استقبال روزنامه ها و وب سایتهای خبری دیگر از این افشاگری را دیدم تعجب کردم. تقریبا تمامی وب سایتهای خبری معتبر و روزنامه ها به پوشش خبری این خبر که تنها و تنها روزنامه ی تایمز منتشر کرده بود پرداختند و آن را به عنوان یک خبر غیر قابل انکار پوشش دادند. میزگردهای زیادی هم در تلویزیونهای معتبر غربی به این خبر اختصاص یافت و همگی با چنان قطعیتی از این خبر صحبت می کردند که گویا بمب اتمی ایران آماده ی شلیک است. به عنوان نمونه به مطالب زیر نگاه بیندازید:

اما دو هفته زمان کافی بود تا دروغ بودن این خبر آشکار شود. فیلیپ جرالدی، افسر سابق CIA در تاریخ ۲۸ دسامبر در وب سایت IPS اعلام کرد منابع اطلاعاتی وی نتیجه گرفته اند، این مدارک تقلبی بوده اند. جرالدی سپس اضافه کرد: «رسانه های روپرت مورداک اطلاعات غلط زیادی را از قول دولتهای اسراییل و گاهی بریتانیا منتشر می کنند» وی اسراییل را متهم اول برای دستکاری این مدارک تقلبی می داند. چرا که این مدارک نه دارای مهر محرمانه بودند و نه اصالتشان قابل اثبات بود و تقلبی بودنشان کاملا واضح است.
در خبر تکمیلی که چند روز پیش منتشر شد، نویسنده ی روزنامه ی تایمز می گوید بر خلاف ادعاهای پیشین مدارک منتشر شده توسط این روزنامه، نه تنها فتوکپی مدارک ادعایی نبودند، بلکه دوباره از روی آنها تایپ شده بودند و پس از دستکاری جرح و تعدیل در روزنامه به چاپ رسیدند.

حتما شما هم مثل من انتظار داشتید، تکذیب این خبر که توسط فردی حقیقی و با سابقه ی اطلاعاتی در CIA صورت گرفته بود لااقل به اندازه ی خود خبر که از قول منابع ناشناس منتشر شده بود در رسانه ها بازتاب پیدا کند! اما هرگز چنین اتفاقی نیفتاد و رسانه های خبری تصمیم گرفتند تنها با سکوت از کنار این تکذیب عبور کنند. با جست و جوی ساده ای در گوگل خواهید دید که هیچ یک از رسانه های معتبر این خبر را منتشر نکرده است و همه ی آنها تنها به ادعای تقلبی بودن این مدارک از جانب احمدی نژاد پرداخته اند.
هرچند از پوشش گسترده ی خبر دروغ تایمز در رسانه های غربی تعجب کردم، اما از سکوت آنها در قبال افشای کذب بودن این خبر تعجب نکردم. چرا که سیاست «ترس از ایران» سیاست موثری است که هنوز به عنوان کارت برنده در زیر میز قرار دارد.
نگاهی به نظرهای پرطرفدار مردم در پای خبر تایمز موثر بودن تاکتیک ترس را به روشنی نشان می دهد:
- چطور هنوز کسانی هستند که باور ندارند ایران می خواد بمب بسازه؟
- اگر امریکا به ژاپن حمله ی اتمی نکرده بود، الان پدر من و پدر و مادر خیلی از شماها زنده نبود (در تایید حمله ی اتمی به ایران)
- به نظر می آد حمله ی اسراییل به ایران ( با یا بدون اجازه ی سازمان ملل ضروریه)
- آیا اسراییل هیچ راه حل دیگری برای بقا به جز از راه حمله به ایران داره؟

جالب اینجا است که در یک ماه اخیر این دومین خبر غیر دقیقی است که توسط رسانه های معتبر بریتانیا منتشر و سپس تکذیب می شود. هفته ی پیش رویترز از قول مقامات دولت بریتانیا ادعای گاردین درمورد دست داشتن ایران و سپاه در گروگانگیری شهروندان این کشور را تکذیب کرد.


ببینید:
گزارش ویدیویی وب سایت Current

چهار پیام روشن بیانیه ی موسوی در مورد حوادث عاشورا

۴ نظر »

موسوی نشان داده است گذر زمان، نه تنها او را از نفس نمی اندازد، بلکه وی را مهیاتر برای سخنگویی مردمی می کند که فرصت و شهامت پیدا کرده اند پس از سالها از خویش برون آیند و کاری بکنند. بیانیه ی اخیر موسوی درمورد حوادث عاشورا نیز بیانگر همین نکته است. این نوشتار بر آن است ۴ نکته ی کلیدی بیانیه ی اخیر میر حسین را واکاوی کند.


ابر کلمات بیانیه ی موسوی درمورد روز عاشورا

۱- جنبش سبز جنبشی است برای همه ی مردم ایران

تبعیض در طول ۳۰ سال اخیر به قدری عادی شده است که همه به نوعی به آن عادت کرده ایم. عده ای به دلیل عقاید مذهبیمان، عده ای به دلیل پیشینه های قومی، عده ای به دلیل گرایشهای سیاسی و نیمی از شهروندان تنها به دلیل زن بودن به شهروند درجه دو بودن عادت کرده ایم. سیاستمداران هم تنها در زمان انتخابات به یاد می آورند ایرانیان فارغ از هرگونه تفاوتی، با هم برابرند. این در حالی است که میر حسین در تمام بیانیه هایش و بخصوص در بیانیه ی اخیرش با پرهیز از عوام فریبی و بدون هیچ گونه دسته بندی بین مردم و خواسته هایشان از زبان همه ی آنان سخن می گوید.

زیباترین پدیده جمع شدن مردمی از سلیقه‌های گوناگون گرداگرد هم بود. آنها برای آن که به این کار موفق شوند تفاوت‌ها و تنوع‌هایشان را کنار نمی‌گذاشتند، بلکه به رسمیت می‌شناختند. کسی لازم نمی‌دید که برای شرکت در این یکرنگی هویت خویش را از دست بدهد.

وی هر جا هم که به دغدغه های مذهبی مردم اشاره می کند، بیش و پیش از آن که بخواهد از این نکات برای پیشبرد اهدافش استفاده کند، بازتاب دهنده ی نگرانیهای بخشی از مردم است.
او حتی قلندرانه بارها و بارها با درهم شکستن مرز خودی و غیر خودی آغوش باز خود را به روی افراد جناح حاکم نشان داده است. وی در بیانیه ی شماره ی ۱۵ بسیجیان را با عنوان «برادران بسیجی» خطاب قرار می دهد و در بیانیه اخیر نیز آنان را برادران مردم می داند.

جالب آنکه در بعضی از این فیلم ها دیده شده است که مردم در پشت چهره نیروهای انتظامی و بسیجی مهاجم برادران خود را می بینند و در شرایط بحرانی و پر از خشم و هیاهوی آنروز سعی می کنند بدانها آسیبی نرسد.

۲- جنبش سبز به ولایت فقیه علاقه مند نیست

نسبت بین میر حسین و ولایت فقیه از دلمشغولیهای بسیاری از حامیان میر حسین بوده است. بسیاری با وجود حمایت از میر حسین، گاه و بی گاه دلخوری خود را از عدم موضعگیری وی علیه اصل ولایت فقیه در قانون اساسی و شخص ولی فقیه اعلام می کنند. اما نکته ی مغفول مانده این است که چه دوست داشته باشیم و چه نه، در نظام سیاسی ایران نهادی به نام ولایت فقیه به رسمیت شناخته شده است و نظام حاکم کوچکترین انتقاد از آن را به شدیدترین وجه ممکن پاسخ می دهد.
میر حسین موسوی به عنوان رهبر معنوی جنبش سبز در موقعیت خطیری قرار دارد. در حالی که برخی، خواسته های این جنبش را فراتر از چارچوب قانون اساسی می دانند و به چالش نکشیدن رهبر توسط موسوی را کم کاری وی قلمداد می کنند، نظام حاکم منتظر کوچکترین بهانه ای است تا با دستگیری سران جنبش، ضربه ی سنگینی به آن وارد کند.
اگر اندکی واقعگرایانه تر به مسائل نگاه کنیم، می بینیم میر حسین به درستی تشخیص داده است در شرایط کنونی انتقاد مستقیم از ولایت فقیه و شخص رهبر، هزینه های غیر ضروری و بدون دستاورد فوری را به جنبش تحمیل می کند. در عین حال وی هرگز تلاش نکرده است چشمانش را بر واقعیات ببندد و به بهانه ی مصلحت اندیشی حقیقت پوشی کند. وی با خردورزی در بیانیه هایش اشاره ی مستقیم به رهبر نمی کند، اما همواره وی را به طور غیر مستقیم به چالش می کشد. این نکته در بیانیه ی اخیر وی آشکار تر است.
آنجا که در انتقاد از نمایندگان رهبر اندکی تردید به خود راه نمی دهد. موسوی از نماینده ی منصوب ولی فقیه در مشهد که معترضان را گوساله و بزغاله خوانده است انتقاد می کند:

گوساله و بزغاله خواندن بخش عظیمی از جامعه [...] فاجعه ای است. [...] این چه سخنرانی است که از تریبون دولتی مردم را به جنگ با یکدیگر دعوت می کند و یک عده را حزب الله می نامد و عده ای دیگر را حزب الشیطان؟

در این بیانیه بارها و بارها به صدا و سیمای تحت مدیریت و نظارت رهبر حمله می کند و آن را نهادی «بی انصاف» و «بی عقل» می خواند.

اگر صدا و سیما یک جو انصاف و عقل داشت می توانست برای تلطیف فضا و نزدیک کردن مردم به همدیگر گوشه ای از این صحنه ها را نشان دهد.

از سپاه برای فعالیتهای اقتصادیش انتقاد می کند و صراحتا می گوید:

ما می گوئیم نهاد بزرگ و تاثیر گذاری چون سپاه اگر هر روز چرتکه بیاندازد که قیمت سهام چقدر بالا و پائین رفته نمی تواند از کشور و منافع ملی آن دفاع نماید.

پیامی از این روشن تر و خردمندانه درمورد دیدگاه میر حسین نسبت به ولایت فقیه؟

از سویی دیگر در حالی که هنوز در کلام افرادی که از درون نظام راه حل ارائه می دهند، به تدبیر مقام رهبری به عنوان بخشی از راه حل اشاره می شود، میر حسین مدتها است سخنش را به نام مردم آغاز می کند و به نام مردم به پایان می رساند. بدون هیچ اشاره ای به رهبر جمهوری اسلامی. نباید فراموش کرد که شاید برای نخستین بار باشد که در سخنان و بیانیه های نیروهای اپوزیسیون داخل کشور هیچ اشاره ای به نهاد رهبری به عنوان بخشی از راه حل بحران نمی شود.
وی با درک روشن از مطالبات مردم، در بیانیه ی قبلی خود حتی به درخواستهای فراتر از قانون اساسی مردم اشاره کرده است و به طور ضمنی آنها را به رسمیت شناخته است. درخواستهایی که شاید تجدید نظر در ولایت فقیه را هم شامل شوند.

اگر مردم علیرغم تمامی صحنه‌های تلخی که در این چند ماهه دیده‌اند همچنان اجرای بدون تنازل قانون اساسی را شعار محوری خود می‌دانند به آن خاطر نیست که اگر چیز دیگری بخواهند به آنها داده نمی‌شود. (بیانیه ی ۱۶)

۳- جنبش سبز یک جنبش مردمی بدون رهبریِ متمرکز است

اگر چه حرکت سبز مردم با اعتراض موسوی و کروبی به نتیجه ی انتخابات آغاز شد، اما هر چه گذشت معترضان با بالندگی خود و رهبران معنوی آن (موسوی، کروبی، خاتمی) با خردمندی نشان دادند که این جنبش به شخص وابسته نیست و بالذات جنبشی مدنی و مرکز گریز است.

همواره به اینجانب و دوستان گفته می شد که اگر شما اطلاعیه ندهید مردم به خیابانها نخواهند آمد. [...] برای مراسم عاشورای حسینی علیرغم درخواستهای فراوان، نه جناب حجت الاسلام و المسلمین کروبی اطلاعیه دادند و نه حجت الاسلام و المسلمین خاتمی اطلاعیه صادر کردند و نه بنده و دوستانم. با این وصف یک بار دیگر مردمی خداجوی به صحنه آمدند و نشان دادند که شبکه های وسیع اجتماعی و مدنی [...] منتظر اطلاعیه و بیانیه نمی مانند.

میرحسین با اشاره ی دقیق خود به عدم انتشار بیانیه درمورد روز عاشورا بار دیگر یادآور شد که جنبش سبز، جنبشی خودجوش و مردمی است که بدون بهره گیری از رسانه ی آزاد و تریبونهای رسمی قدرت سازمان دهی مردم را تنها از طریق خود مردم دارا است. این قدرت سازماندهی را با تظاهرات حکومتی روز سه شنبه و چهارشنبه که با کمک پروپاگاندای عظیم رسانه های حکومتی به وقوع پیوست، مقایسه کنید تا به قدرت جنبش سبز پی ببرید.
فراموش نکنیم در جامعه ی ایرانی که قرنها است هر حرکت مردمی با ایدئولوژی همراه بوده است و مردم همواره به دنبال پیروی از یک ایدئولوگ بوده اند، چنین امری دستاورد بزرگی محسوب می شود.

۴- جنبش سبز از خشونت بیزار است

میر حسین بارها بیزاری خود را از اقدامات خشونت آمیز در پاسخ به خشونت عریان جناح حاکم اعلام کرده است. ولی این اعلام برائت در بیانیه ی اخیر از دو جنبه حائز اهمیت است. نخست آن که وی این بار در حالی که هنوز داغدار خواهر زاده اش است و در قامت قربانی خشونت یادآور می شود که همچنان می توان خشونت را با مدارا پاسخ داد. این رویکرد اعتبار مضاعفی به دیدگاه عاری از خشونت وی می بخشد. نکته ی دیگر این است که در مقابل بسیاری که بعد از خشونتهای عریان عاشورا، کاسه ی صبرشان لبریز شده بود و لااقل ادبیاتشان متفاوت با گذشته شده بود، وی همچنان با خویشتنداری و بدون هیچ بغض و عصبانیتی با زبان منطق راه حلهای مسالمت آمیز ارائه کرد.
شگفت آن که وی وقتی بیانیه اش را با فرازی از زیارت عاشورا آغاز می کند، از میان آن همه لعنت و نفرین جاری در این زیارت، قسمتی را برمی گزیند که نه تنها هیچ نشانی از لعن و نفرین در آن نیست، که به جای آن از صلح و سلام سخن می گوید:

اِنّى سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَکُمْ وَحَرْبٌ لِمَنْ حارَبَکُمْ
[ای حسین] من در صلح و سازشم با کسى که با شما در صلح است و در جنگم با کسى که با شما در جنگ است

بیلبورد خلاقانه ی مک دونالد با شما بازی می کند

بدون نظر »

دنیای رسانه ها تا سالها دنیایی یک طرفه بود که جریان اطلاعات از سمت تولید کننده به مخاطب عرضه می شد. بدون شک ظهور اینترنت و از آن مهم تر پدیده ی وب ۲٫۰ تاثیر زیادی بر حضور پررنگ تر مخاطب در این ازتباط دو طرفه داشته است. هر چند رسانه های اینتراکتیو به طور کامل وابسته به اینترنت نیستند، هنوز هم هرجا که اینترنت حضور ندارد، به سختی می توان با مخاطب ارتباط دوطرفه داشت و وی را به درهم کنش با محتوای رسانه واداشت.

اگر با اندکی اغماض بپذیریم تبلیغات هم نوعی رسانه است، مک دونالد با تبلیغات جدیدش در میدان پیکادلی لندن، توانسته است گام بزرگی در اینتراکتیو کردن تبلیغات میدانی بردارد.

بسیاری میدان پیکادلی لندن را با بیلبورد تبلیغاتی غول پیکر مک دونالد می شناسند. تبلیغاتی که سالهای سال توریستها را به خوردن محصولات مک دونالد دعوت کرده است. حتی زمانی که در این میدان شرکت رقیب مک دونالد، یعنی برگر کینگ، فست فود بزرگش را اداره می کرد، تابلوی تبلیغاتی مک دونالد که درست بالای رستوران برگر کینگ قرار داشت، بیشتر از خود برگر کینگ مورد توجه بود! شاید به همین دلیل چند سال پیش برگر کینگ تصمیم گرفت این رستورانش را که در یکی از بهترین نقاط شهر لندن دایر بود ببندد.

مک دونالد در این بیلبورد با قرار دادن تصویرهای تصادفی مختلف، گردشگران و عابران را دعوت می کند که با ژست گرفتن در میدان با تصویر ظاهر شده ارتباط برقرار کنند. این تبلیغ خلاقانه نه تنها مخاطب را جذب می کند، بلکه وی را با تشویق به نوآوری، به بازی کردن وا می دارد! اتفاقی که کمتر در تبلیغات میدانی امکانش وجود دارد.
برای دیدن تصویر واضحتر بر روی عکس زیر کلیک کنید.

بیلبورد تبلیغاتی مک دونالد در میدان پیکادلی لندن


ببینید:

ویدیویی از واکنش مردم


Advertising Agency: Leo Burnett London, UK
Creative Director: Jonathan Burley
Copywriters / Art Directors: Garry Munns, Monty Verdi
Photographer: Tiff Hunter
Agency Producer: Claire Taylor
Post Production: The Moving Picture Company
Director: David Haupt
Producer: Lieanna Campbell

دانلود فیلم مادر، در سیزدهمین سالگرد درگذشت علی حاتمی

۳ نظر »

امروز پانزده آذر ۱۳۸۸، سیزدهمین سالگرد درگذشت شاعر سینمای ایران، علی حاتمی است. از به یادماندنی ترین و شاعرانه ترین آثار علی حاتمی، فیلم زیبای «مادر» است که در سال ۱۳۶۸ عرضه شد. فیلمی با هنرمندی شاخص ترین چهره های بازیگری آن روزها و سرشار از سکانسها و جملات نغزی که نویسنده و کارگردان بزرگ ما از زبان بازیگرانش بیان می کرد.
خلاصه ی داستان چنین است که پیرزنی که در آسایشگاه سالمندان زندگی می کند، وقتی احساس می کند به روزهای پایانی عمرش نزدیک می شود، به فرزندانش خبر می دهد که می خواهد آنها را ببیند. فرزندانی که دست روزگار هر یک را به سویی فرستاده است، درخواست مادر را اجابت می کنند. این میهمانی کوتاه بهانه ای می شود تا با سرگذشت هر یک از اعضای خانواده آشنا شویم.

این فیلم فوق العاده را می توانید از طریق پیوندهای زیر تماشا کنید. برای آپلود کردن فیلم به یوتیوب مجبور بودم آن را به تکه های زیر ده دقیقه تقسیم کنم که این کار فیلم را به ۱۲ قسمت هشت تا ده دقیقه ای تبدیل کرد. پیوند دانلود هر تکه نیز آمده است.

آهنگ زیبای این فیلم اثر ارسلان کامکار است. تیتراژ آغازین و پایانی این فیلم را بشنوید یا دریافت کنید:

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

دانلود موسیقی آغاز فیلم مادردانلود موسیقی آغاز فیلم مادر

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

دانلود موسیقی پایان فیلم مادردانلود موسیقی پایان فیلم مادر

برای تماشای قطعات این فیلم به طور پیوسته می توانید از طریق کانال تردید در یوتیوب و از پلی لیست زیر گزینه ی تماشای فیلم مادر را انتخاب کنید:
تماشای فیلم مادر

قسمت ۱ (دانلود)

قسمت ۲ (دانلود)

قسمت ۳ (دانلود)

قسمت ۴ (دانلود)

قسمت ۵ (دانلود)

قسمت ۶ (دانلود)

قسمت ۷ (دانلود)

قسمت ۸ (دانلود)

قسمت ۹ (دانلود)

قسمت ۱۰ (دانلود)

قسمت ۱۱ (دانلود)

قسمت ۱۲ (دانلود)

برندگان بزرگ بحران اقتصادی چه کسانی بودند؟

۲ نظر »

چند روز پیش جان پالسون با اخباری که درمورد سرمایه گذاریهای جدیدش منتشر کرد، بار دیگر داستان موفقیتش را یادآور شد. پالسون کسی است که با سقوط بازار مسکن در امریکا، توانست به ثروت رویایی ۳٫۷ میلیارد دلار دست پیدا کند و بار دیگر یادآور شود در دنیای اقتصاد هم مثل هر بازی دیگری، وقتی بازنده ای وجود دارد، برندگانی هم هستند که پیروزیشان را جشن بگیرند.
بانکها، فروشگاه های زنجیره ای، بنگاه های املاک و شاید من و شما همه و همه از قربانیان بحران اقتصادی بوده ایم. اما چه کسانی برنده ی این بحران بی سابقه بوده اند؟

روزنامه ی تایمز تقریبا یک سال پیش فهرست ۱۰ تن از مشهورترین برندگان بحران اقتصادی را ارائه کرد که خواندن آن خالی از لطف نیست. در حالی که همه ی ما با گوشت و پوست خود زیر بار قرض دست و پا می زنیم، این ۱۰ تن به ما می خندند!

۱- اندرو لاده

اندرو مدیر یک شرکت سرمایه گذاری کالیفرنیایی است که در سال ۲۰۰۷ توانست ۸۸۸ درصد سود کند. شرکت وی در زمانی که بازار مسکن در امریکا هنوز سقوطش را آغاز نکرده بود، بر ضد بازار شرط بندی کرد و با سقوط بازار موفق شد این ثروت رویای را رقم بزند. وی سپتامبر پارسال در نامه ای که منتشر کرد گفت به اندازه ی کافی ثروتمند شده است و می خواهد بازنشسته شود.

۲- جان پالسون

در سال ۲۰۰۷ مدیر شرکت سرمایه گذاری پوالسون و شرکا وال استریت را با ذکاوت خود شوکه کرد. در زمانی که هیچ کس بحران اقتصادی پیش رو را نمی توانست پیش بینی کند وی مقدار زیادی سهام بازار مسکن را با پول و طلایی که قرض کرده بود به طور مجازی فروخت. سپس منتظر سقوط بازار ماند و وقتی بازار سقوط کرد و قیمتها افت شدید داشتند، همان سهامهایی را که فروخته بود، با قیمتی به مراتب ارزانتر خرید. این کار برای او ثروت ۲ میلیارد دلاری به ارمغان آورد. هم اکنون ثروت وی ۳٫۷ میلیارد دلار تخمین زده می شود.

۳- باراک اوباما

ماه های آخر مبارزه ی انتخاباتی امریکا به طرز جالبی با سقوط اقتصادی امریکا همزمان شد. این همزمانی، بهانه ی خوبی را به اوباما داد تا بتواند سیاستهای اقتصادی حزب رقیب را به نقد بکشد و به رای دهندگان وعده ی اصلاح اقتصاد را بدهد. اقتصادی که حزب رقیب را مسوول ویرانیش معرفی می کرد.

۴- گوردون براون

اواسط سال ۲۰۰۸ گوردون براون، نخست وزیر بریتانیا مخالف کمک اقتصادی دولت به بانکها بود. اما اواخر سال، وی یکی از طرفداران کمک به بانکها و موسسات اقتصادی است. این اتفاقات سبب شد که پل کورگمن، برنده ی جایزه ی نوبل پارسال، به تحسین وی بپردازد و بگوید براون می تواند جهان را از بحران اقتصادی نجات دهد. نظرسنجیها هم بیانگر افزایش محبوبیت وی بعد از مدتی طولانی بود. هر چند در انتهای سال ۲۰۰۹ خبری از آن محبوبیت نیست.

۵- مک دونالد

بحران اقتصادی به این معنی است که افراد تمایل کمتری به رستورانهای گران قیمت دارند و ترجیح می دهند از یک فست فود و یا ساندویچی ارزان قیمت تر غذای خود را تهیه کنند. این تغییر رفتار، ماهانه ۲ میلیون به مشتریان مک دونالد اضافه کرده است. در حالی که همه ی شرکتها کارمندان خود را اخراج می کنند، مک دونالد در سال ۲۰۰۸ اعلام کرد ۴۰۰۰ کارمند جدید استخدام خواهد کرد.

۶- کارل مارکس

کتابخانه ات را گردگیری کن و کتاب کارل مارکس را دم دست بگذار. فروش کتاب مشهور مارکس به نام «سرمایه» در آلمان، در سال ۲۰۰۸ سه برابر شد. تعداد گردشگرانی که به زادگاه وی در شهر تریر می روند نیز افزایش قابل توجهی پیدا کرده است و به رقم ۴۰۰۰۰ در سال اخیر رسیده است. برخی اعتقاد دارند دلیل اقبال مجدد به مارکس و نظریاتش، شکست نئو لیبرالیسم بوده است.

۷- شرکت جی-پی-مورگان

جیمی دیمون، مدیر اجرایی شرکت JPMorgan Chase هفتمین برنده ی دوران رکود است. این شرکت در حال حاضر ۹۰۰ میلیارد دلار پس انداز مشتریانش را نگهداری می کند. شرکت آقای مورگان پس از این که شرکتهای ورشکسته ی Bear Stearns و Washington Mutual را خرید روند صعودی درآمدهایش با شتاب بیشتری ادامه یافت. در حالی که بسیاری نگران از دست دادن شغل خود هستند، کارمندان این شرکت تا کنون بیش از یک میلیارد دلار پاداش علاوه بر حقوق خود دریافت کرده اند.

۸- دفاتر حقوقی لندن

در پی ورشکسته شدن بانک معظم برادران لیمن و بانکهای ایسلند، شاکیان این بانکها که اغلب از مشتریانشان بودند، به دنبال دریافت خسارت خود هستند. مقصد این مشتریان که خود معمولا از موسسات بزرگ اقتصادی هستند، به ۵ شرکت بزرگ حقوقی لندن ختم می شود که اصطلاحا به آنها Magic Circle (مجمع شعبده بازان) می گویند. وکلای این شرکتها گاهی مبلغی در حدود ۱۳۰۰ دلار در ساعت برای مشاوره طلب می کنند.

۹- بانک اسپانیایی سانتاندر

بانک اسپانیایی سانتاندر از نظر سود، هم اکنون پنجمین بانک جهان است. با تصاحب بانکهای بریتانیی ابی و بانکهای ورشکسته ی Alliance & Leicester و Bradford &Bingley این بانک اسپانیایی به ۲۵ میلیون مشتری بریتانیایی خدمات ارائه می دهد.

۱۰- Reckitt Benckiser

این شرکت که بزرگترین تولید کننده ی مواد شوینده و پاک کننده است، در سه ماهه ی سوم سال ۲۰۰۸ سود ۶۰۰ میلیون دلاری خود را به ثبت رساند. شاید دلیل موفقیت این شرکت در دوران بحران اقتصادی این باشد که وقتی هیچ یک از ما از پس هزینه ی گردش و تفریح بیرون از خانه برنمی آییم، در خانه می مانیم و به تمیزکاری خانه مشغول می شویم!


Simplified Theme by Nokia Theme transform by TowFriend | Powered by Wordpress | Aviva Web Directory
XHTML CSS RSS
3 visitors online now
3 guests, 0 members
Max visitors today: 3 at 10:04 am UTC
This month: 9 at 03-01-2010 10:37 am UTC
This year: 137 at 02-21-2010 01:17 pm UTC
All time: 137 at 02-21-2010 01:17 pm UTC