آیا حیات پس از مرگ وجود دارد؟ دین شناسان می توانند ساعتها در این مورد بحث کنند، اما دکتر جفری لانگ (Jeffrey Long) متخصص تومور چه اعتقادی دارد؟ وی معتقد است شواهد علمی صراحتا می گویند پاسخ به سوال فوق بله است.
وی در کتاب «شاهدِ پس از مرگ» (Evidence of the Afterlife) که این هفته وارد بازار شد، نتیجه ی مناقشه برانگیز خود را در این مورد ارائه کرده است. کتابی که حاصل پژوهشهای ده ساله ی وی در موضوع تجربیات هنگام مرگ و بررسی تجربیات شخصی ۱۶۰۰ نفر در هنگام مرگ است. وی در گفت و گو با مجله ی تایم درباره ی ماهیت تجربه ی هنگام مرگ و درهمکنش مذهب و علم صحبت می کند.
این مصاحبه پرخواننده ترین صفحه ی امروز وب سایت تایم بود.
پیوند در بالاترین
پرسش: از نظر علمی، تجربه ی هنگام مرگ چیست؟
پاسخ: تجربه ی هنگام مرگ دارای دو مولفه است. نخست این که فرد باید به مرگ نزدیک باشد. به این معنی که شرایط جسمی اش به قدری وخیم باشد که در صورت عدم بهبود، بمیرد. معمولا فردی را که بیهوش است، یا از نظر بالینی مرده است و ضربان قلب و تنفسش متوقف شده است می توان نزدیک به مرگ در نظر گرفت. مولفه ی دوم این است که مرگ درست از بیخ گوش شخص عبور کند و وی در عین حال بتواند این مساله را به وضوح تجربه کند و به خاطر بیاورد.

پرسش: پاسخ شما به شکاکانی که که می گویند باید پایه و اساس زیست شناسانه یا فیزیولوژیکی برای چنین تجربه ای وجود داشته باشد چیست؟ چرا که شما در کتاب خودتان می گویید چنین تجربه ای از نظر پزشکی غیر قابل توضیح است.
پاسخ: جالب این جا است که بر خلاف کتاب من که توضیحی در مورد این تجربه ارائه نمی دهد، بیش از بیست توضیح جایگزین برای این تجربه از سوی شکاکان ارائه شده است. دلیل این تعداد زیاد کاملا مشخص است. چرا که هیچ یک از این توضیحات، حتی برای خود شکاکان، قابل فهم نیستند.
پرسش: شما می گویید، میزان شک و تردید درمورد تجربه ی هنگام مرگ نسبت به گذشته بسیار کاهش یافته است و آگاهی در این مورد نیز افزایش داشته است. دلیل این اتفاق چیست؟
ظرف ۳۵ سال گذشته صدها مقاله ی علمی درمورد تجربیات هنگام مرگ منتشر شده است. علاوه بر آن، رسانه ها توجه ویژه ای به این پدیده داشته اند. بخصوص وب سایتهای اینترنتی صدها هزار صفحه را به این موضوع اختصاص داده اند. همه ی اینها به افزایش آگاهی مردم در این زمینه کمک کرده است.
پرسش: شما در کتاب خود اشاره می کنید که برخی از منتقدان می گویند همه ی کسانی که تجربه ی هنگام مرگ داشته اند، جزییات این تجربه را قبلا از دیگران شنیده اند وبه نوعی تحت تاثیر محیط بوده اند. شما در تحقیقات خود چگونه با این مساله مقابله کردید؟
پاسخ: ما داستانهایی که درمورد تجربه ی هنگام مرگ دریافت می کنیم، عینا به وب سایت خودمان می فرستیم. با توجه به این که ماهانه ۳۰۰ هزار صفحه توسط ۴۰ هزار بازدید کننده از سراسر دنیا خوانده می شود، و تا کنون هیچ کسی موفق نشده است داستانهای تکراری را شناسایی کند، نشان دهنده ی با اصالت بودن داستانها است. در ضمن، شفافیت کار ما و تعداد بالای بازدیدکنندگان وب سایت، خود بیانگر کیفیت بالای کار است.
پرسش: شما می گویید این پژوهش تاثیرات شخصی زیادی هم بر روی شما گذاشته است. چگونه؟
پاسخ: من یک پزشک هستم که با سرطان مبارزه می کنم. علی رغم همه ی تلاشهایمان، همه ی بیماران علاج پیدا نمی کنند. اعتقاد من به زندگی زیبای پس از مرگ، به من کمک می کند تا بتوانم با نیروی بیشتری به جنگ این هیولای وحشتناک بروم. نیرویی که قبلا نداشتم. این اعتقاد به من کمک می کند که بتوانم پزشک بهتری برای بیمارانم باشم.
پرسش: شما می گویید ما می توانیم با بررسی تجربیات هنگام مرگ درمورد حیات پس از مرگ نتیجه گیری کنیم. اما واقعا فکر نمی کنید این کار مثل مقایسه ی سیب و پرتقال است؟
پاسخ: از نظر علمی مصاحبه با افرادی که کاملا مرده اند، امکان پذیر نیست. با توجه به این محدودیت، ما باید ببینیم بهترین کار ممکن چیست. اگر مغز کسی هیچگونه عملکردی نداشته باشد، مانند زمانی که شما دچار سکته ی قلبی می شوید، به نظر من این فرد نزدیکترین مدل به آن چه است که دنبالش هستیم. یعنی مطالعه و بررسی این مساله که آیا تجربه ی هوشیارانه در جایی خارج از مغز امکان پذیر است یا خیر.
پرسش: شما در کتابتان به این نکته اشاره کرده اید که تحقیقات شما می تواند دست مذهب را بازتر کند. اما آیا مساله ی حیات پس از مرگ یک مساله ی علمی است یا مذهبی؟
پاسخ: من فکر می کنم ما هم اکنون ترکیب جالبی از این دو داریم. این پژوهش مستقیما به ما یادآور می شود که مذهب در طول هزاره های گذشته چه چیزهایی به ما گفته است. مذهب مشخصا به ما گفته است که حیات پس از مرگ وجود دارد و کل جهان دارای هدف مشخصی است. در واقع پژوهش علمی ما مهر تاییدی برای همه ی چیزهایی است که مذهب سالها است به ما گفته است. این کتاب گام بزرگی در نزدیک کردن علم و مذهب به یکدیگر است.
پرسش: آیا جنبه ای از تجربیات بشری وجود دارد که به نظر شما علم نمی تواند حتی نزدیکش بشود؟
پاسخ: قطعا همین طور است. آنچه که واقعا پس از مرگ اتفاق می افتد یکی از این مسائل است. توجه کنید که همه ی آنچه در این مورد می دانیم، همواره نیازمند مقداری ایمان نیز هست. در عین حال، وقتی شما به شواهد علمی زندگی پس از مرگ نگاه می کنید، مقدار ایمان مورد نیاز برای باور داشتن به حیات پس از مرگ به طرز قابل توجهی کاهش می یابد.
منبع:
TIME: Is There Life After Death?
ببینید:
MSNBC: مصاحبه ی ویدیویی با دکتر جفری لانگ و شخصی که تجربه ی هنگام مرگ داشته است
Amazon: کتاب دکتر جفری لانگ در آمازون


دلایل حقانیت قرآن زیاده. حقایق علمی که در قرآن مطرح شده در زمان نزولش کاملاً بر انسان پوشیده بوده. مثل اینکه عسل از شکم زنبور تولید میشه. این یه یافتۀ علمی جدیدِ؛ اما این مساله در قرآنی که در قرن هفتم میلادی نازل شده، اومده. یا مراحل تکامل نوزاد در رحم مادر، از یافته های قرن اخیرِ، اما همین موضوع در چند جای قرآن به طور کاملاً دقیق توضیح داده شده. یا اعجاز در پیشگویىهاى تاریخى مانند غلبه روم بر ایران و دهها دلیل دیگه؛ شاید لازم باشه یه جاهایی نسبت به باورهای خود خواستمون شک کنیم …
ضمناً شک و تردید و سوال کردن هیچ ایرادی نداره.معرفت گمشدۀ مومن هست و سوال یکی از راه های رسیدن به معرفته.چیزی که بده لحن گفتار و ادبیاتیه که بکار می بریم و به باورهایی همدیگه احترام نذاریم.
موضوع اینه که از ته دل بخواهیم خدارو بشناسیم و به اون برسیم و …
چو آیات است روشن گشته از ذات ………… نگردد ذات حق روشن به آیات
وقتی فکر می کنی بلواقع به حق می رسی (هر اندیشه ای که در ذهنت استدلالی را به ارمغان داشته باشد حتی اگر نداشته باشد!)
……………………………………
تو می خواهی ذات حق را بفهمی
در صورتی که همه چیز به حق منتهی می شود.
حالا شما
از حق به کجا می خواهی برسی در حالی که همه چیز به حق منتهی می شود!!!!
خوب
شما ۰ و ۱ کامپیوتر رو چی جور می تونی تفسیر کنی!
……………………………………..
بعد توی ریاضیات مفهومی به نام تابع رو چی جور می تونی تفسیر کنی (شرط اول برای تابع بودن وجود است و شرط دوم یگانگی )
…………………………
توابع مختلط و یکریخت بودن رو چی جور می تونی تفسیر کنی!
………………………………….
یکریختی بین مفهوم ۰ و ۱ و تابع رو چی می تونی بگی!
………………………………………….
این که شکسپیر گفته است ” مساله این است بودن یا نبودن ” را با ۰ و ۱ کامپیوتر چی جور می تونی تفسیر کنی!
……………………………………….
این که تا ۲ سالگی هیچی یادمون نمی یاد که اگه یادمون می اومد که چی جور ما رو بزرگ کردن دیگه تا آخر عمر نمی تونستیم زندگی کنیم ( لقد کرمنا بنی آدم (آیه ای از قرآن به این معنا که ما به انسان کرامت داده ایم))!
………………………………………..
این که خداوند مغز را بالا ، قلب رو زیر مغز (احساسات ) ، شکم رو زیر قلب و شهوت رو زیر شکم قرار داده رو چی جور می تونی تفسیر کنی ؟
………………………………………
این که تو قرآن اومده مومنان اونهایی هستند که ( الذین یحافظون فروجهم)
رو با اینکه به صورت فیزیکی خداوند فروج انسان رو پنهان کرده چی جور می تونی تفسیر کنی!
…………………………………………
شعور کامپیوتر رو که اگه تو ساختار هاش وارد بشی از لحاظ ساختاری با شعور انسان یکی است رو چی جور می تونی تفسیر کنی؟
…………………………………………………
دوست عزیز
منتظر تفسیر شما هستم
یا حق
راستی چرا هر دست ۱۴ بند انگشت داره؟
راستی چرا موی سر که برای زیبایه یه جنسی داره و بعضی از موهای انسان جنسهای محافظتی دارن؟
چرا ۵ انگشت انسان شکل الله است؟
چرا تمامی علوم از یک ساختار برای فهمیدن استفاده می کنند؟
چرا مفهوم اصطکاک و اضطراب یکی است ( اگه هر دو نباشند هیچ حرکتی بوجود نمی آید و اگر هر دو بیش از اندازه باشند دوباره هیچ حرکتی بوجود نمی آید بلواقع باید حد تعادل داشته باشد)؟
چرا ساختارهای نور توی فتوشاپ!!! دقیقا همون ساختار فهمیدن نور توسط چشم است؟
چراو…………………؟
چرا از لحاظ ساختاری بخواهیم بررسی کنیم بین علم کامپیوتر و ریاضی و ادبیات! تفاوتی نمی بینیم؟
……………………………………………
دوستانی که خدا رو انکار می کنند من توصیه می کنم یک علم ( خصوصا علوم پایه) رو به صورت تخصصی دنبال کنن بعد خودشون خیلی چیز رو می فهمن!
پیشنهاد میکنم برای روشن شدن یه سری حقایق به وبلاگ نقد قرآن سری بزنید
اینم لینکش http://alcorana.blogspot.com
سلام دوستان عزیز من بیشتر نوشته ها رو خوندم … اما در مورد اینکه بعضی ها میگویند خدا وجود ندارد شدیدا مخالفم نه از روی تعصب , چرا که همین آدمهایی که میگویند خدا رو قبول ندارند به طور صراحتا این حرف رو نمیزنند و به نظر من عده بیشتری که میگویند خدا را قبول دارند آنها هستند که خدا را قبول ندارند به خاطر اینکه به ظاهر پذیرفته اند اما به باور و عمل نه , من عده زیادی را میشناسم که نماز میخوانند و روزه میگیرند و در همه مجالس مذهبی هم شرکت میکنند اما وقتی وارد مرحله عمل میشوند از آنها زده میشوید.دروغ میگویند.ریا میکنند و ….. و آدم تو زندگی باید خیلی انسان باشه و اراده اش قوی که هیچ چیز نتوتند او را به انحراف باز دارد متاسفانه عده ای با لباس تزویر و ریا به عنوان سپر آمده اند.اما یه دوست عزیزی که گفت ما خود خدا را بوجود آورده ایم شدیدا مخالفم , انسانی یه کم مریض بشه و یا سرما بخوره و …. به راحتی از پا در می آید و عمر محدود دارد چگونه میتواند خود را برتر بدان.ما فراموش کرده ایم از چه بودیم و چگونه بوجود آمده ایم .
و در مورد بدن انسان … شما اگه توجه کنی میبینی که خداوند با چه نظم پیچیده ای آن را منظم کرده , شما برای مرتب کردن اتاقت یا ذهنت میبینی که به تلاش و خلاقیت و پشتکار نیاز داری و اگر کمی بهم بخورد به راحتی مشهود است و ممکنه که شما را دچار سردرگمی کند حالا چونه این بدن شما با این همه نظم پیچیده اتفاقی باشد …. در پناه خدا
سلام بر تمام بندگان خدا به خدا که فشار قبر ازراعیل و هر چیزی که هزمشان برای ما سنگین است وجود دارد افسوس که همه چیز را نمی توانم بکویم ولی ای بندکان ایمان بیاورید خدا خیلی رحیم است ……………………………………………….
جند روز پیش یکی از بستگانمان در حالی که زیاد حالش بد نبود به همراه یکی دیگر فامیل هایمان به بیمارستان رفت ودایی مریز در حالی که پیش تخت او بودبه بزرگی خدا قسم خورد که بیمار در حالی به یک گوشه اتاق نکاه می کرد با صدای بلند اشهد خود را گفت و از دنیا رفت به بزرگی خدا دروغ نیست حدوذ ۲ماه پیش اتفاق افتاد خداوند از تمام گناهانمان بگذرد یادتان نرود بستگانی از ما که رفته نیاز به فاتحه ما دارند حتما هر چند روز یکبار بفرستین همانا که ما رفتیم فاتحه پسران و نوه هایمان نیاز داریم پس مهم را انجام دهیم ………………..
سلام : شما عقاید خودتان را اظهار داشته اید خیلی ها هم این فکرها را یا دارند و یا مانند من داشته اند ولی حقایق فراتر از اینهاست خداوند اگر بخواهد کسی را هدایت می کند ضمن اینکه در کل قوانین مذهبی راهی به جز سعادت بشر ارائه نداده اند و سوء استفاده های هم که در این خصوص می شود نیز به علت عدم آگاهی عوام بوده واست .
موافقم.ولی بعضی خوابهایی که می بینیم و در آینده به وقوع می پیونده؛چی؟فکر نمیکنی به دلیل بعد معنوی انسان هست؟
خیلی تحمل کردم نمیخواستم کامنت بزارم ولی نشد “امید هست با چماق تکفیر روبرو نشم …خدای هرکس کاملا خصوصی وانتخابی هست وهرکس برداشتی متفاوت از خداوند داره ولی من به این باور ایمان دارم که این کیهان دارای یه مدیر هست یک نیروی کل ولی اعتقادی به دین ومذهب برای انسان در قرن ۲۱ ندارم .بشر موجودی در حال تکمیل شدن هست وهنوز هم بجز فیزیک که تغییر چندانی نداشته ولی دانش وباورها وپردازش مغزش بالاتر وهوشمندتر میشود مناز کسی کمک میگیرم وتوسل وتوکل میکنم که نیازی به خواب وغذا وجنس مخالف نداشته باشد یعنی کامل باشه پس پرستیدن پیامبران و….چرا؟؟
خدایا من دلیلی برای دوست داشتن تو دارم
اما تو چرا من گناهکار غافل را دوست داری
خدایا من از تو همه چیز دیده ام
اما تو از من چه چیز دیده ای که این چنین محافظ من هستی
الان احساس نزدیک تری به تو حس می کنم
و با تمام وجود احساس نیاز به تو دارم
پس
مرا بپذیر و در جهنم برای من چشم و قلب زمینی بگذار تا بتوانم تو را یاد کنم و دوباره گریه کنم تا آرام شوم.
و اگر در بهشت بودم
بگذار بر شانه هایت تکیه کنم تا گریه کنم همچون کودکی که در آغوش مادر آرام می گیرد، آرام بگیرم.
می تونیم فرضیه یا مدل های( نه قضیه ثابت ریاضی) به ظاهر علمی بیآریم که لزوم وجود خدا به راحتی رد بشه می تونیم فرضیه یا مدل های علمی بسازیسم که خدادر آن واجب الوجود بشه.
من قائل به تئوری دست به عصا هستم، هیچ چیز رو نمیشه به صراحت رد کرد و نمیشه تایید کرد.از اصل عدم قطعیت هایزنبرگ بگیر تا . . .هیچ کسی نمی تونه با دلیل منطق مسلم ریاضی خدا رو رد کنه و همین طور بالعکس اثبات کنه یک واجب الوجود رو.تمام برهان های اثبات خدا ناقص هستند و اصلا برهانی برای رد خدا هم نداریم.همه دارند تنها مدل می سازن. خیلی از عزیزان مدل رو با قضیه ثابت ریاضی اشتباه می گیرند!
با رد کردن خدا هیچ اتفاق خاصی توی زندگی ما رخ نمیده که با پذیرفتنش اتفاق بیفته. فقط اگر وجود داشته باشه ، یک شکست واقعی هست برای یک آتئیست اگر وجود نداشته باشه به نظرم یک آنتی آتئیست چندان ضرر نمی کنه چون تقریبا همون جوری لذت داره میبره که آتیست از زندگی اش لذت می بره،شاید کمی کمتر اون هم شاید.
* یک آتئیست پس از مرگ به عدم اعتقاد داره ولی اگر پس از مرگی وجودی بود ، وحشت می کنه چون شعور و عقلش دنیا پس از مرگ رو درک کرده، یک شکست، یک حسرت بزرگ یک خسران بی بعد زمان !
* یک آنتی آتئیست پس از مرگ به وجود اعتقاد داره ولی اگر پس از مرگ تنها عدم باشه ، توی این دنیا سرش کلاه گذاشته اند ، چیزی حس نخواهد کرد چون شعور و عقلی بعد عدم وجود نداره و فرصت حسرت خوردن و خسران نداره ! بااقل کمتر زجر میکشه!
با کمی فکر مشخصه که عقل انسان ( که ماهیت خودش مجهول هست) چی حکم میکنه.
که باید خداباور بود یا یک بی خدا؟
آتئیست بودن رو کسانی می پذیرند که اهل ریسک هستند،آنتی آتئیست ها کمتر ریسک به این بزرگی رو می پذیرند.
جایی که علم کار نمی کنه ، عقل کار نمی کنه باید همه چیز رو به احتمال سپرد.
یاد این جمله اینشتین افتادم:
(( تنها دو راه برای زیستن در زندگی خود داری اول اینکه هیچ معجزه ای را باور نکنی و دیگر اینکه همه چیز رو معجزه بدانی)).
منتظر علم بشر نباش ، باید انتخاب کنی یا با خدا یا بی خدا؟ این هشدار جدی است !
سلام دوست عزیز
چون بخشی از نوشته شما منطقی بود جوابتون رو می دم.
……………………………………………………
/////می تونیم فرضیه یا مدل های( نه قضیه ثابت ریاضی) به ظاهر علمی بیآریم که لزوم وجود خدا به راحتی رد بشه می تونیم فرضیه یا مدل های علمی بسازیسم که خدادر آن واجب الوجود بشه./////
تمامی شاخه های ریاضی از جبر (عمل دوتایی) آنالیز (فضای متریک) آمار و احتمال(متغیر تصادفی) و…
اگه مفهوم تابع رو ازشون بگیری دیگه چیزی ازشون نمی مونه
شما می دونید مفهوم خوش تعریف بودن در ریاضیات چیه؟
برید از یه استاد ریاضیات بپرسید مفهوم تابع یه قضیه ثابت ریاضیه یا یه مدله!
…………………………………………………
///////من قائل به تئوری دست به عصا هستم، هیچ چیز رو نمیشه به صراحت رد کرد و نمیشه تایید کرد.///////
پس منظورتون اینه که الان که ما داریم در فضای اینترنت صحبت می کنیم ، هیچ جیز معلوم نیست شاید داریم در یه فضای دیگه صحبت می کنیم!!!!
برید تاریخ علم رو مطالعه کنید
ببینید پیشرفت علوم از کی به شکل عجیبی گسترش پیدا کرد.
…………………………………………………..
///////هیچ کسی نمی تونه با دلیل منطق مسلم ریاضی خدا رو رد کنه و همین طور بالعکس اثبات کنه یک واجب الوجود رو.تمام برهان های اثبات خدا ناقص هستند و اصلا برهانی برای رد خدا هم نداریم.همه دارند تنها مدل می سازن. خیلی از عزیزان مدل رو با قضیه ثابت ریاضی اشتباه می گیرند!//////////
یه کم فکر کن.
حالا دیدی اشتباه کردی
اگه ریاضیات بلد بودی این جور صحبت نمی کردی!
می دونی برای چی؟
چون شما از دو واژه ..هیچ کس ..و …همه … استفاده کردی می دونی این دو واژه تو مبانی ریاضیات (درس ۴ واحدی ریاضیات) و توی منطق ریاضیات چه معنی داره؟
داداش گلم خودت داری واضح تئوری دست به عصاتون رو رد می کنی.
…………………………………………….
//////با رد کردن خدا هیچ اتفاق خاصی توی زندگی ما رخ نمیده که با پذیرفتنش اتفاق بیفته.////
این جا هم که از واژه …هیچ … استفاده کردی !
……………………………………………….
///////فقط اگر وجود داشته باشه ، یک شکست واقعی هست برای یک آتئیست اگر وجود نداشته باشه به نظرم یک آنتی آتئیست چندان ضرر نمی کنه چون تقریبا همون جوری لذت داره میبره که آتیست از زندگی اش لذت می بره،شاید کمی کمتر اون هم شاید.///
این رو قبول دارم واقعا استدلال جالبی بود.
دقیقا همین صحبت شما رو حضرت علی (ع)در مناظره با یک کافر (اگه اشتباه نکرده باشم) دارن.
………………………………………………
///یک آتئیست پس از مرگ به عدم اعتقاد داره ولی اگر پس از مرگی وجودی بود ، وحشت می کنه چون شعور و عقلش دنیا پس از مرگ رو درک کرده، یک شکست، یک حسرت بزرگ یک خسران بی بعد زمان !///
بله این هم درسته با شما موافقم.
………………………………………..
//// آتئیست بودن رو کسانی می پذیرند که اهل ریسک هستند،آنتی آتئیست ها کمتر ریسک به این بزرگی رو می پذیرند.////
این ریسک نیست .حماقت است.
تیر کج هیچ وقت به نشونه نمی ره. حالا هر چقدر می خوای ریسک کن.به هر حال به نشونه نمی ره.
…………………………………………………
//////یاد این جمله اینشتین افتادم:
(( تنها دو راه برای زیستن در زندگی خود داری اول اینکه هیچ معجزه ای را باور نکنی و دیگر اینکه همه چیز رو معجزه بدانی)).///
تو این جمله هم دو واژه …هیچ … و …همه…. بکار رفته است.
این که با تئوریتون متناقضه!
…………………………………………..
//// منتظر علم بشر نباش ، باید انتخاب کنی یا با خدا یا بی خدا؟ این هشدار جدی است !///
نه برادر عزیزم این جوریا نیست
تمامی علوم نشانی از حق می دهند.
موفق باشید.
تمامی شاخه های ریاضی از جبر (عمل دوتایی) آنالیز (فضای متریک) آمار و احتمال(متغیر تصادفی) و…
اگه مفهوم تابع رو ازشون بگیری دیگه چیزی ازشون نمی مونه
شما می دونید مفهوم خوش تعریف بودن در ریاضیات چیه؟
برید از یه استاد ریاضیات بپرسید مفهوم تابع یه قضیه ثابت ریاضیه یا یه مدله!
—————————————————–
با درود به شما.فکر کنم برای شما خلط موضوع اتفاق افتاده.
این روزها کمی بی حوصله ام، فقط در مورد مدل حرف میزنم مابقی بماند برای اهالی فن بیان و سخنوران.
*تمام جهان هستی بر اساس مدل است.ریاضیات اساسا بر اساس مدل است. اگر مفهوم مدل را عام بگیریم. مثلا من میآم فضای اقلیدسی برای خودم تعریف می کنم یک فضای تخت، تعریف خط ، نقطه مدل من هست. در اینجا برای من قضیه ریاضی مسلم ان است که زوایای مثلث ۱۸۰ درجه است.
شما بلافاصله فضای ریمانی تعریف می کنی، پس زوایای مثلث ۱۸۰ نمیشه ، البته در هندسه شما قضایا همه ثابت شدنی است.
اما مدلی که من از اون صحبت می کنم، مدل فیزیکی است، یعنی جهان هستی. یعنی برهمکنش بیرونی.
ریاضیات ابزار هست ، تخیل. مثلا تنسور موجود نیست ولی ما در بعد بیرونی بهش استرس در جامدات رو باهاش بیان می کنیم یا نه ضریب دی الکتریک مواد.
پس ماهیت ریاضیات تخیل هست، ابزار. مثل هندسه ریمانی مثل جمع بولی می تونه انقدر کهنه بشوند تا ما در آینده در تحلیل مدار ازش استفاده کنیم یا هر جای دیگه. در تنسورها بی نهایت قضیه برای اثبات وجود داره،ْ یعنی مسلم ولی کسی می تونه بگه من تئوری ماکسول رو اثبات کردم؟! بلکه همیشه میگه من مدل کردم هیچ اثباتی در بعد بیرونی برای فیزیک وجود نداره، همه اثبات ها برای تخیلات هستند برای ریاضیات!
پس مدلی که دارم از اون حرف میزنم مدلی است که جهان بیرونی رو توصیف کنه، شاید یکی مثل اینشتین بگه برای نسبیت عام خودم نیاز به فضای ریمانی دارم ، خوب ابزارش هست ، نسبیت عام اثبات نیست یک مدله ، خواه درست باشه یا نباشه. قضیه ثابت شدنی وجود نداره.شما از تابع دارای نقطه سینگولار در ریاضیات صحبت می کنی ، در ریاضیات یعنی چی تعریف نشده؟!! ولی در جهان واقع مثلا در تئوری اینشتین یعنی سیاه چاله!
این قسمت بحثم رو ببندم با این یاداوری: یادمون نره سالهاست قضیه گودل اثبات شده، سالهاست!چرا بیدار نمی شیم ما مشکل اساسی داریم.
*اما مدل های حاضر در جهان در مورد وجود خدا.
یکی میگه جهان بی خداست، میگیم جهان بی خدا چه جوری مدل میکنی؟
میگه من نظریه ابرریسمان ها دارم یا همون m تئوری. باز یکی میگه
هاوکینگ طراح مدل میگه جهان بی خداست، خوب راست میگه توی مدلی که اون برای جهان نوشته جهان بی نیاز به خداست ، ثابت می کنه که توی اون جهان باید همه ثابت های فیزیکی همونی باشند که آلان هستند یک جهان خود سازگار رندومی.
آقا حتی اگه جواب های این جهان ها بشه ۱۰ به توان ۵۰۰؟
خوب بشه، حتی بگیم احتمالش کمه ، باز هم باشه مدله. حتی با احتمال یک بر روی ۱۰ به توان ۵۰۰!باز هم یک مدله. خوب توی این مدل چی اثبات میشه خدا نیست؟
نه،جواب اینکه این مدل اصلا نمی تونه وجود خدا رو نقض کنه البته خدایی با این تعریف: خالق زمان، مکان. ما توی این علم مشکل داریم ما ابزار های فیزکی داریم به نام بعد مکان-زمان خواه بعدهای مکان به هم تنیده باشند مثلا ۱۰ بعد مکان m تئوری یا مدل قدیمی ترش ۲۶ بعد.
اما مدل جهان خداباوران: خدای خالق انسان، زمان ، مکان.این مدل هیچ نقصی نداره ، چرا ما آتئیست ها زورمون میآد. ما هیچ دلیلی برای رد اون نداریم. همانطور که نمی تونیم مدل m تئوری یا f تئوری را به دلیل سازگاری بسیار بالا با تئوری های پیشین مون ( مکانیک کوانتومی،نیوتنوی، نسبیت، گرانش کوانتومی، الکترودینامیک) ردش کنیم ( البته این رو هم بگم در صورت کامل شدن تئوری چون تئوری هنوز مشکل داره ، به خصوص گرانش کوانتومی)
اما از نظر من،کتاب محمد یک مدل جهان شناختی است که هیچ عیبی روی ترسیم مدلش به عنوان یک وجود همه کاره نیست، شاید بیایم برای مصادیق جملات کتاب مدعایی آن تناقضات پیدا کنیم. باشه ولی مدلش باز زیر سوال نرفته چه بخواهیم و چه نخواهیم.من بسیار متاسفم بعضی ها دستورات امر و نهی این کتاب رو زیر سول می برن اون هم تنها با احساسات ، ما اساسا در رد مدل مشکل داریم ، حالا دستور هر چی داده باشه حتی شاید از نظر ما مضحک به نظر برسه.خدای ادعایی محمد ما رو به چالش جدی میکشه:
شما را بر من تسلطی نیست چون من خالق هستم خالق مکان زمان و هر آنچه ما بین آن است! دقیقا داره کار عقل را برای اثبات همیشگی می بنده ولی نه داره یک راه را برایمان باز میکنه تنها یک راه برای اثبات وجود داره ، اون مرگه، جایی که بعد زمان تو قراره شکسته بشه کاملا منطقی. بعد زمان را وابسته به ماده میکنه و از روح به عنوان فاقد وابستگی زمان-مکان صحبت می کنه، تو عاجزی از رد این مدل. یا باید تسلیم بشی یا سفسطه کنی. تسلیم بشی یعنی اینکه این مدل هم می تونه در جهان برقرار باشه ولی نه لزوما ولی خوب نمی تونیم ردش هم کنیم.یا میگه بین امر من وجود یک چیز فاصله ای نیست، به طور وحشتناکی زمان را داره برای خودش بر می داره قدرت مطلق به خودش میده انرژی بی نهایت اینها همه در فیزیک با معناست.اگر به من باشه میگم محمد یا راست گفت از جانب خدایی بود که کاملا مطلق هست یا کاملا اندیشمند بود تا مدلی این چنین ترسیم کرد.
من همواره تعجب می کنم که آتئیست ها که خداباوران را به غیر علمی بودن متهم می کنند و بالعکس خداباوران آتئیست ها را به ندیدن چیزهای کاملا واضح و شهودی! در حالی که هیچ شهودی وجود نداره.
می خواستم در مورد نظریه داروین هم صحبت کنم که بابا داروین یک مدل ارائه کرد هر چند مدلش هنوز هم ناقصه ولی در صورت اثبات شهودی مشکلاتش باز تنها یک مدل هست و فاقد هر گونه اثبات عدم وجود خدا.
این توصیه من جدی است به همه، دنبال علم نباشید از علم چیزی به نام اثبات خدا یا عدم اثبات خدا در نمیآد و مساله وجود خدا جدی است جوک نیست ، حتی اگر احتمالش به اندازه جهان ترسیمی کسانی مثل هاوکینگ یک بر روی ۱۰ به توان ۵۰۰ باشه!
*باید ترسید از همه چیز، از اینکه شاید قول خداپرستان درست باشه و مایی اصلا وجود نداریم و تنها اوییم یا باید ترسید به قول آتئیست ها فرصت چندانی نداریم ، بکوشیم بیشتر زنده بمانیم.
و من بیشتر دوست دارم تا او ( خدای مدعایی) باشیم تا اینکه بیشتر بکوشیم تا زنده بمانیم.
کاش این حقیت داشته باشه.
دوست عزیز سلام
مشکل شما اینه که نگاهتون به تمامی علوم یکیه!
بلواقع از تقسیم بندی علوم و طبقه بندی اون آگاهی درستی ندارین.
شما بین علوم انسانی پایه فنی و تجربی هیچ فرقی قائل نیستید.
خود ریاضیات هم اصل داره لم داره تئوری داره و..
نظریه با اصل فرق داره.
توصیه می کنم نظر علم رو برای اثبات ادعاتون بگین نه نظر دیگران رو …
و برای این کار مطمئنا حداقل با یک علم از علوم پایه و با یک علم از علوم فنی و به یک علم از علوم انسانی باید آشنا باشید.
در غیر اینصورت می شه همین تفسیری که کردید.
شما از یک طرف از واژه های ،تمام ، هر،هیچ استفاده می کنید از یک طرف می گید تئوری دست به عصا.. این متناقضه با ادبیات صحبت کردن تون.
دوست من
وقتی شما می گین تمام . هیچ و هر . شما وارد گفتمان یقین می شین نه شک و تردید. در حالی که شما دارید می گید (هیچ چیز رو نمیشه به صراحت رد کرد و نمیشه تایید کرد)
خودتون به شکل پر واضح دارید خودتون رو نقض می کنید.
بیشتر از این سرتون رو درد نمی یارم
خداحافظتون باشه.
مجید هلاکویی
هه!
)
))
کودک من….!
هنوز راه داری عزیزکم…
ههه!
باسلام بهahmad
خودت فهمیدی چی گفتی و چی رو اثبات کردی!؟
اطلاعات نداری خواهشمندم حرف نزنید.
با تشکر از سایت
باسلام ، من طی این مدت با آتئیست های زیادی در مورد وجود خدا صحبت کرده ام ، اما ( با کمال احترام به آتئیست ها ) به هیچ عنوان دلایل منطقی در این مورد نداشته اند ، که آخرین بحث ما در مورد دیکتاتورها بود ، من سوالی در وبلاک نقد قرآن در فیس بوک طرح کردم ، سوال این بود که ،در واقع هیتلر و استالین و غیره مسبب جنگی شدند که در آن حدود شصت میلیون نفر کشته شدند و یا پل پوت رهبر کامبوج که دو میلیون کامبوجی رو قتل عام کرد و در نهایت در رختخواب گرم و نرمش مرد ، خب به نظر شما (آتئیست ها )چه کسی جوابگوی این کشته شدگان بی گناه است ؟ میلیون ها انسانی که حق زندگی از آنها گرفته شد ، به نظر شما دیکتاتورها جواب ظلمشان را باید به که بدهند ؟ در نهایت با اتکا به ندانم گرایی گفتند ، جواب گوی هیچکس نمیشوند و فقط در تاریخ از آنها به عنوان ادم بد یاد میشود
ادامه …
در این میان خانمی از من سوال پرسیدند ،،، ما جوابگوی کسی نیستیم چرا که انسان خود قدرت برتر است و باید از حق خود دفاع کند ، من هم در جواب نوشتم ، فرض میکنیم کامبوجی ها و اروپاییان با این منطق جلو رفتند که خود قدرت برترهستند چرا در نهایت کشته و یا قتل عام شدند ؟ جوابی نداد و در آخر عده ای حرف های رکیک و زننده ای نثار بنده کردند .
اگر چه ممکن است
با تو بودن ، من از روی ریا و دروغ و… باشد
اما
با من بودن ، تو جدی و قطعی است.
خدایا همیشه با من باش.
مجید هلاکویی.
دوست عزیزم سوریه نساء را مجددا بخوانید متوجه خطای خود می شوید … در صورت مبهم بودن به یک وکیل مراجعه کنید شرحش را خواهید دانست و در ضمن از کجا معلوم است که علمی که شما میفرمایید ثابت بماند …زیرا تا قبل از این خیلی از بدیهیات دچار تناقض شده و بعد ها دانشمندان نظریات خود را باز پس گرفتن و در جواب سئوال اخرتان باید بدانید که دقیقا قران به گرد بودن ان اشاره کرده ..بر المشرقین و المغربین … یعنی اشاره به نوعی از کروی بودن زمین است زیرا در حالت مسطح بودن ذکر دو مشرق و دو مغرب خطاست
خدا والله همش دروغه اصلا خداو علم متضاد هم هستند
حرف زدن که کاری نداره می تونی اثبات کن.
فقط نظر بقیه رو درباره علم نگید
بلکه
نظر خود علم رو درباره ادعاتون بگین.
محمدپیامبر اسلام یا هرپیامبری همه ادیان دروغ و کلاهبردار بودن اثبات طولانیه محمد پیامبراسلام یک عوضی دروغ گو بود
بعضیا عقلشون ناقصه
عقلشون میگه خدا وجود نداره و وقتی برای اثبات حرفشون دلیل صحیح نمیتونن بیارن و هنگ میکنن و میبینن که عمری توی جهل بودن , نمیخوان قبول کنن و شروع میکنن به فحش دادن
خود قرآن گفته جدل نزنید کسی رو که خودشو به خواب زده رو نمیشه از خواب بیدار کرد
نشانه های الهی انقدر روشنه که حتی با چشم بسته هم میبینیشون
وظیفه ی ما امر به معروف و نهی از منکر بود که کردیم از جهنم رفتن اینها هم ضرری به ما نمیرسه گور پدرشون
من هم با مهدیه موافقم حرفاتون تکراریه حرف جدید داری بزن.
با ali بودم نه حسین آقا
ببین اگه نمیتونی چیزیو اثبات کنی حق نداری ب کسی خوصوصا پیامبرمون توهین کنی.مثل بچه آدم بگو نمیخوام باور کنم.بگو حتی اگه خدارو هم بیارید من باور نمیکنم.البته شما اولین کسی نیستی که اینجوری فکر میکنید.خدا توی قرآن سال ها پیش از وجود همنوعان شما صحبت کرده.امیدوارم خود خدا هدایتت کنه.
پیشنهاد میکنم که بیشتر قرآن بخونی (البته به فارسی) و در کنارش کتابهای علمی حتما خداوند تو رو هم هدایت میکنه
با سلام به خدمت ali
فکر نمیکنی داری چرت و پرت میگی. خودت یه دروغگوی کامل هستی.
یکم فکر کن بعد حرف بزن اون کسی که بهش توهین کردی والا مقام ترین انسان
است.سعی کن واسه بهشت هم که شده یه خرده درست حرف بزنی.
با تشکر از مهدیه
ازتون خواهش میکنم وقت بذارید این نظر رو بخونید
با سلام خدمت دوستان خوبم.این سخن رو یه بزرگواری گفته که اسمش مهم نیست.مهم حرفیه که زده.دو نوع ایمان آوردن وجود داره.
۱-ایمانی که از پدر و مادر به ارث رسیده.
۲-ایمانی که از شک به یقین تبدیل شده.
هر دو نوع ایمان باعث شادی خداوند است و قابل ستایش.اما کسی که از شک به یقین رسیده تقریبا(تاکید میکنم تقریبا)محاله که دوباره گمراه بشه.پس مطمئنا کسانی که از شک به یقین میرسند بیشتر خوش به حالشونه.
اگه قرار باشه این دوستمون از شکی که داره به یقین برسه که پیشاپیش بهش تبریک میگم.اما اگه قصد نداره که پا تو وادی ایمان بذاره میخوام یه حرفی رو باهاش مطرح کنم.تمام انسان های روی زمین بلکه تمام مخلوقات خداوند یک روز به خداوند اعتقاد واقعی پیدا میکنند.یکی تو زمین اگر نشد یکی هم توی جهنم.
خداوند متعال میفرماید اگه به روز جزا و پایان دنیا ایمان ندارید لا اقل این احتمال رو بدید.که شاید وجود داشته باشه.ضرر که نمیکنی.کار که از محکم کاری عیب نمیکنه.
در جواب اون سوالت که گفتی اگه خدا وجود داشته باید از یه جایی به وجود میومد. بهت میگم که خداوند ما رو در ظرف زمان و مکان محدود کرده.پس زمان برای وجود ما معنی داره نه برای وجود خدا.در واقع خداوند به هیچ چیزی محدود نیست.
حالا شاید این سوال برات پیش بیاد که من میگم نره تو میگی بدوش. من میگم خدا وجود نداره تو درباره ی ماهیت وجودش میگی.باید بگم اگه اثبات وجود خداوند به همین آسونیا بود که همه میرفتن بهشت.
ما زندگی میکنیم برای فهم وجود باری تعالی.پیشنهاد میکنم داستان ایمان آوردن یاران پیامبر مثل ابوذر و مخصوصا سلمان فارسی رو بخونی.
برای اثبات وجود خدا هم کتاب های شهید مطهری هست که استاد قلم بوده.شما بچه ها خودتون از من بهتر میدونید.ازتون خواهش میکنم به این منابع یه سری بزنید و کتاب های فلسفی هم زیاد بخونید.خدا پشت و پناهت باشه علی جان.ما که از دل بنده های خدا خبر نداریم.شاید خدا تو رو بیشتر از همه ماها دوست داشته باشه.یه سر به دلت بزن.یه روزی از اون گوشه های قلبت اسم خدا رو میشنوی.
از دوستان خواهش میکنم نظر بدن.ببخشید که زیاده گویی کردم.اینم ایمیلم:jjatsignjj@yahoo.com
یاحق
چشم abi خان حتما سعیمو میکنم بیشتر قرآن بخونم اما به حرفایی ک زدم شک ندارم
سلام خدمت دوستان
اگر قدرت خداوندی را بی نهایت فرض کنیم جمع هر عدد با بی نهایت باز بی نهایت است .پس خداوند قدرت بی نهایت دارد ودر جواب آنها که می گن خداوند می تواند از خودش قویتر را بیافریند امر مهالی است چون قویتر از خداوند وجود ندارد.چون درک ما ضعیف است .این سوالو از خودمون می کنیم که آیا خداوند قادر است از خود قویترشو بیافرینه
اقا نیما اگه لطف کنی ایه ای که گفته بودی (اگر به روز جزا ایمان ندارید لااقل این احتمال رو بزار که وجود داره رو بمن بده ) لطف میکنی
دوست عزیز همچین آیه ای وجود نداره در قرآن.
شاید آیه ای با این تفسیر وجود داشته باشد اما دقیقا چنین آیه ای وجود نداره.
این سخن کلامی از امیر المومنین حضرت علی (ع) است . که با یه کافر دارن مباحثه می کنن .
تقریبا تو مایه های استدلاهای ahmad.
من نماز و روزمو میگیرم به نظرم وجود خدا پنجاه پنجاه هست ، من هم اعتقاد دارم هم اعتقاد ندارم ، به نظرتون من توفاز گناهم الان؟
نه داداش گلم این ممکنه برای همه ما اتفاق بیفته
اگه اشتباه نکنم آیت الله مطهری به این شک گفته ” شک مقدس”.
وقتی نماز می خونید یعنی به خدا اعتقاد دارید
و درجه یقین کامل ، آهسته آهسته در انسان بوجود می آید.
نگران نباشید
خدا همیشه با ماست.
ببین اقای هولاکویی ولی من به یک چیز اعتقاد دارم البته بهش یقیق و ایمان بسیار دارم که اولا ما از ماده تشکیل شدیم و فیزیک میگه هر مخلوقی خالقی داره ، من توی یکی از تالار های فلسه سوالی از همگان پرسیدم ، هیچکی نتونست جواب بده اونم اینه( ۴=۲+۲ ، هر مخلوقی خالقی داره ) این قواعد جزو قواعد ثابت و دقیق فیزیکی هستش و کسی هم نمیتونه اونهارو نقض بکنه
معادله اول جواب محکمی به بی خدایان است اگه به علم فیزیک اعتقاد داشته باشند مثال میزنم : شما میتونین یک شیء رو بدون هیچ نیرویی بحرکت برانید اگه تونستین یه خبری هم بما بدین…. یعنی کلی عرض بکنم علم فیزیک بر تمام هستی حکومت میکند تازه علم فیزیک از قاعده اول پیروی میکنه یعنی علم فیزیک هم یک بوجود آورنده ای دارد اینو هم عرض بکنم قواعد فیزیکی یا علم فیزیک در مقابل خالق علم فیزیک حتی جزو اعداد بحساب نماید چه برسه به عدد ۰ (مخت سوت کشید نه ….)یا یه مثال دیگه مثلا:خالق، علمی به ما ارائه بده که این کره خاکی را از یک سوزن بتونی رد کنی یا توی یک لیوان یک لیتری بتوی دو لیتر جابدی (فکر کنم اینجاش دیگه مخت آژیر خط رو کشید) شاید برای مخلوق این امر محاله و شدنی نباشه ولی مخلوق باید و یقین صدرصد رو داشته باشم که همچین چیزی باید باشد معادل این گفتم مثال میارم : ایا یک انسان میتونه یک چوب کبریت رو بشکنه؟ اصلا دوستان عزیز این سوال برای یک انسان که خالق یک چوب کبریت باشه هیچ محسوب میشه ، من میگم تصور خدا محاله مثل این میمونه که بگیم دو بعضافه دو پنج ، ببینید این معادله برای ما محاله ولی این برای خداوند هیچ حساب میشه اصلا بنظرم تفکر در مورد خدا واقعا محاله ، از همه ممنون میشم نظراتتون راجع به سوالات ذکر شده بیان کنید ممنون میشم
دوست عزیز سلام
مساله چیستی خداوند نیست ، مساله وجود و یگانگی خداوند است.
مجید هلاکویی
تمامی علوم و تمامی هستی نشانی از خداوند می دهند.
اگرچه در ریاضیات عدد تقسیم بر صفر می شود ” هیچی ”
اما همین هیچی در کامپیوتر کاربرد داره
حالا کجا؟
اون قسمتی که متغیر رو می تونی null تعریف کنی؟
حالا کجا بدرد می خوره ؟
این دیگه باید برنامه نویس باشی.
اگرچه در ریاضیات عدد تقسیم بر صفر می شود ” هیچی ”
اما همین هیچی در کامپیوتر کاربرد داره
حالا کجا؟
اون قسمتی که متغیر رو می تونی null تعریف کنی.
حالا کجا بدرد می خوره ؟
این دیگه باید برنامه نویس باشی.
اما در مورد سوالتون
“هیچکی نتونست جواب بده اونم اینه( ۴=۲+۲ ، هر مخلوقی خالقی داره ) ”
دوست عزیز هم ۲ به علاوه بی نهایت می شه بی نهایت
هم ۳ به علاوه بی نهایت می شه بی نهایت
هم ۴ به علاوه بی نهایت می شه بی نهایت
و…
………………………………………………..
وقتی پیچیده ترین سوالهای آنالیز ریاضی یا مثلا برنامه نویسی کامپیوتر نیاز به طی کردن چندین سال تحصیل در این رشته ها داره مثلا شما باید ۵۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ خط (مثال گفتما) شما بخونی و مثلا یه وقت ده یا ۲۰ ساله براشون بگذاری
چطور انتظار دارین
پیچیده ترین سوالهای هستی رو تو یه خط کسی به شما جواب بده
……………………………………………..
به یک علم از علوم انسانی و به یک علم از علوم پایه و به یک علم از علوم مهندسی مجهز بشید
بعد به جواب سوالهاتون می رسین.
بین نظریه و اصل در علوم مختلف تفاوت قائل می شن
……………………………………….
ان شاء الله که همیشه شاد و همیشه موفق باشید
یا حق
هولاکویی سلام و عرض ادب
فرمایشات شما متین ولی مختصر سوالم اینه که ایا یک چوب کبریت که خالقش انسان هست ایا میتونه تصوری از خالقش که انسان باشه داشته باشه؟ وایا میتونه قدرت های انسانی و قدرت انسان و اختراعات و ویژگی رو متصور باشه؟ که به نظرم این محاله
در مقابل این فرضیه هم برای انسان هم صدق میکنه، منتظر نظرات گرانمایه تان هستیم
سلام صحبتی که داشتید جالب بود
………………………………………………
مساله چیستی خداوند نیست مساله وجود و یگانگی خداوند است.
هلاکویی
………………………………………………….
در آلا فکر کردن شرط راه است ولی در ذات حق محض گناه است
بود در ذات حق اندیشه باطل محال محض دان تحصیل حاصل
چو آیات است روشن گشته از ذات نگردد ذات او روشن ز آیات
همه عالم به نور اوست پیدا کجا او گردد از عالم هویدا
گلشن راز شیخ محمود شبستری
در آلا فکر کردن شرط راه است ولی در ذات حق محض گناه است
بود در ذات حق اندیشه باطل محال محض دان تحصیل حاصل
چو آیات است روشن گشته از ذات نگردد ذات او روشن ز آیات
همه عالم به نور اوست پیدا کجا او گردد از عالم هویدا
گلشن راز شیخ محمود شبستری
راستی بچه ها یه مدت سایت بسته شده بود از جانب ترکهای فکر کنم ترکیه هکر ترکی هم اومدش هههههه