آیا با تصمیم جدید غول رسانه ای دنیا وب سایتهای خبری رایگان به پایان خط خود می رسند؟

۳ نظر »

روپرت مرداک در سال ۱۹۳۱ در استرالیا متولد شد. وی کار رسانه ای اش را با انتشار یک روزنامه در آدلاید استرالیا آغاز کرد. در سال ۱۹۸۹ شبکه ی تلویزیونی بریتانیایی Sky را خرید و پس از آن سیاست خرید رسانه های معتبر را ادامه داد تا در سال ۲۰۰۷ روزنامه ی معتبر وال استریت ژورنال را تصاحب کرد.
ارائه ی فهرستی از داراییها و رسانه های تحت مالکیت این غول رسانه ای دشوار است. در زیر تنها فهرستی از مهمترین رسانه های وی می آید.
بریتانیا:

استرالیا:

امریکا:

رسانه های تصویری:

وب سایت:

گفته می شود وی که مالک شرکت معظم News Corporation است، صاحب ۱۷۵ روزنامه ی معتبر در سراسر دنیا می باشد. وی اخیرا با اعلام خبر پولی کردن دسترسی آنلاین به روزنامه هایش شوک شدیدی به جامعه ی کاربران آنلاین وارد کرده است. عده ای معتقدند عملی کردن این تصمیم می تواند مهر پایانی بر دسترسی رایگان اطلاعات و اخبار باشد و عصر جدیدی در خبررسانی و خبرخوانی آنلاین آغاز خواهد شد. روزنامه ی گاردین به این خبر و جزییات آن می پردازد.


روپرت مرداک، غول رسانه ای جهان به محض این که خبردار شد شرکت میلیارد دلاری اش ضرر هنگفتی کرده است، با یک تصمیم عجیب، شاید آینده ی صنعت رسانه ها را دچار تحول کند. وی اعلام کرد که دسترسی به اخبار پایگاه اینترنتی تمامی روزنامه هایش از جمله سه روزنامه ی معتبر بریتانیایی تایمز، سان، و اخبار جهان از این پس مجانی نخواهد بود. این تصمیم از تابستان سال آینده اجرایی خواهد شد.

روپرت مرداک

روپرت مرداک (Photo: Bloomberg)

مرداک به دلیل افت ناگهانی درآمدهای تبلیغاتی روزنامه هایش با این تصمیم اعلام کرد عمر خبر آنلاین مجانی به پایان رسیده است. او گفت: “روزنامه نگاری با کیفیت بالا کار ارزانی نیست. انقلاب دیجیتالی کانالهای ارتباطی ارزان قیمتی را در اختیار ما قرار داده است، اما هزینه ی تولید محتوا را از بین نبرده است. ما قصد داریم که تمام پایگاه های خبری خود را پولی کنیم.”

News Corporation بنگاه خبررسانی مرداک استرالیایی که دارای لقب اشرافی بارون است، در ماه ژوئن ضرر خالص ۳٫۴ میلیارد دلاری اش در سال گذشته را اعلام کرد. قسمت عمده ی این ضرر ناشی از افت قیمت داراییهای این شرکت و افت درآمدهایش بوده است.

روزنامه های مرداک در سراسر جهان پراکنده اند. از روزنامه اش در استرالیا، تا وال استریت ژورنال در امریکا. در قلب اروپا نیز وی صاحب شرکت معظم News International است که در لندن واقع می باشد.

در حال حاضر تنها وال استریت ژورنال از بازدیدکنندگان پایگاه آنلاینش برای خواندن خبرها طلب پول می کند. هرچند به نظر نمی رسد که خوانندگان مطالب آنلاین این روزنامه آمادگی پرداخت پول داشته باشند.

مرداک می گوید که وی امکان سنجی خبرخوانی پولی را مورد بررسی قرار داده است و می خواهد به عنوان اولین کسی که این الگو را در شرکتش به اجرا می گذارد، خطر آن را به جان بخرد. هرچند وی معتقد است که “سرعت از الگوی ما پیروی می کنند.”
وی همچنین گفت: “News Corporation با بهتر کردن و متفاوت کردن محتوای خبرهایش از مهاجرت خوانندگانش به وب سایتهای خبری مجانی جلوگیری خواهد کرد.” الگوی وب سایت پولی به وب سایتهای روزنامه های زرد این شرکت از جمله روزنامه ی سان و اخبار جهان نیز گسترش پیدا خواهد کرد. وی اضافه می کند: “وقتی ما خبر داغی را درمورد هنرپیشه یا ورزشکار معروفی منتشر می کنیم، تعداد بازدیدکنندگان وب سایتهایمان سر به فلک می کشد.”

خوانندگان آنلاین وال استریت ژورنال برای دسترسی به تمامی خبرها باید حق عضویت بپردازند.

خوانندگان آنلاین وال استریت ژورنال برای دسترسی به برخی از خبرهای این روزنامه باید حق عضویت بپردازند.

در عین حال آقای مرداک قبول می کند که هنوز نیاز فراوانی وجود دارد تا با وضع و اجرای قوانینی سفت و سخت از کپی و بازنشر محتوای روزنامه هایش در دیگر فضاهای آنلاین جلوگیری بشود. وی می خواهد با سختگیری بیش از پیش قوانین حقوی مولف (کپی رایت) بر این چالش غلبه کند.

وی با برشمردن خبر جنجالی رسوایی هزینه های نمایندگان مجلس بریتانیا که توسط دیلی تلگراف منتشر شد می گوید:”من مطمئنم که مردم برای خواندن چنین خبری بدون معطلی پول می دهند.”

روزنامه های بریتانیایی مرداک به دنبال رکود اقتصادی در سال گذشته ۱۴% افت درآمد تبلیغاتی را تجربه کردند. سود کل روزنامه های شرکت News Corporation نیز از ۷۸۶ میلیون دلار به ۴۶۶ میلیون دلار افت کرد.

بخشهای دیگر امپراتوری آقای مرداک نیز به دلیل هزینه های ناشی از بازسازی و افت شدید ارزش برخی از آنها از جمله وب سایت اجتماعی MySpace آسیب زیادی دید.

سود سالانه ی استودیوی فیلمسازی فاکس قرن بیستم نیز از ۱٫۲۴ میلیارد دلار به ۸۴۸ میلیون دلار سقوط کرد. چرا که فیلمهایی مانند X-Men Origins: Wolverine و the Night at the Museum نتوانستند رکوردهای فروش فیلمهای دو سال قبل این شرکت از جمله The Simpsons Movie و Live Free or Die Hard تکرار کنند.

با این حال درآمد شبکه های کابلی با رسیدن به رقم ۱٫۶۷ میلیارد دلار، ۳۱% افزایش داشتند. اما سود شاخه ی تلویزیونی شرکت آقای مرداک شامل FOX در امریکا و Star TV در آسیا از ۱٫۱۲ میلیارد دلار به ۱۷۴ میلیون دلار سقوط کرد.

مرداک گفت: “سال گذشته بدترین سال در تاریخ معاصر را داشتیم و عملکرد اقتصادی ما در سال ۲۰۰۹ به روشنی بازتاب دهنده فضای ناپایدار اقتصادی است که ما در طول سال پشت سر گذاشتیم.”


منبع:

Guardian: Rupert Murdoch plans charge for all news websites by next summer (06/08/2009)

ببینید:
رویترز: مای اسپیس، وب سایت آی لایک را می خرد (۱۹/۰۸/۲۰۰۹)

ادعای جدید دانشمندان:گرمایش جهانی از ۷۰۰۰ سال پیش شروع شده است

بدون نظر »

Telegraph دانشمندان امریکایی براین عقیده هستند که افراد کمی که در گذشته کشاورزی می کردند، با پاکسازی وسیع زمین و با کارهایی مانند آتش زدن جنگلها برای بهره وری از زمین برای کشاورزی باعث انتشار مقدار قابل توجهی گاز کربن به هوا شده اند. کاری که شاید حاصلش برای آنها تنها مقدار کمی غذا بود.

کشاورزی آنان بهره وری خیلی کمی نسبت به کشاورزی امروزه داشته زیرا در گذشته هیچ محدودیتی بر زمینهای کشاورزی وجود نداشت.
یک مطالعه که توسط محققانی از دانشگاه ویرجینیا و دانشگاه مری لند-بالتیمر کاونتی (UMBC) در نشریه علمی Quaternary Science Reviews بصورت آن لاین منتشر شد، گزارش می دهد کشاورزان اولیه تا ۵ یا ۶ برابر زمینی را که برای کشاورزی استفاده می کردند پاکسازی می کرده اند.

طبق گفته ی پژوهشگران، جمعیت ۶ ملیاردی امروز در مقایسه با جامعه ی کشاورزان اولیه، ۹۰درصد از زمین/نفر (زمین به ازای هر نفر) کمتری برای رشد و پرورش غذا بهره می برد.

William Ruddiman نویسنده ی اصلی مقاله و استاد بازنشسته ی رشته ی محیط زیست در دانشگاه ویرجینیا گفت: “کشاورزان اولیه احتمالاً جنگلها را می سوزاندند تا زمین مساعد کشاورزی را بدست بیاورند. سپس دانه ی گیاهان را در میان کنده ی درختان مرده می کاشتند و وقتی که حاصلخیزی کم می شد، به زمینهای جدید برای کشاورزی روی می آوردند.”

kangaroo

او گفت “آنها از زمین های بیشتری برای کشاورزی استفاده می کردند، زیرا از طرفی مشوق چندانی برای بهینه کردن برداشت از زمینهای کمتر وجود نداشت و از سویی دیگر جنگلهای فراوانی برای سوزاندن وجود داشتند. آنها ممکن است نا خواسته آب و هوا را تغییر داده باشند.”

آقای Ruddiman نظریه ای را پنج سال پیش منتشر کرد که انسانها هزاران سال پیش شروع به تغییر دادن آب و هوا کرده اند. بعضاً فعالیت انسانها در ۷۰۰۰ سال پیش منجر به افزایش تولید گاز دی اکسید کربن شده است.

نظریه او توسط دانشمندانی که براین عقیده بودند که نقش بشر روی آب و هوا با انقلاب صنعتی شروع شد مورد انتقاد قرار گرفته است. آنها بیان داشتند که جمعیت بشر خیلی کم شمار بوده و نمی توانسته تاثیری برروی مقدار انتشار گاز کربن به جو داشته باشد.

اما آقای Ruddiman امروز گفت که علی رغم جمعیت کم انسان ها در تمدنهای نخستین، روشهایی که در کشاورزی اولیه مورداستفاده قرار می گرفته (با استفاده از ۱۰ برابر زمین/نفر در مقایسه با کشاورزی مدرن) می توانسته نقش زیادی بر روی آب و هوا داشته باشد.

او افزود “وقتی که جمعیت زیادتر شد تکنولوژی های کشاورزی بهبود پیدا کردند و باعث افزایش بهره وری با استفاده از زمین های کمتری شدند.”

نویسنده ی دیگر مقاله از Erle Ellis، UMBC گفت: “بسیاری از مدلهای آب و هوایی براین فرض استوار هستند که زمین هایی که در گذشته و حال مورد استفاده قرار گرفته اند، مشابه هستند و انفجار جمعیتی در ۱۵۰ سال گذشته متناسباً باعث افزایش استفاده از زمین شده است. ما پیشنهاد می دهیم که جمعیت بسیار کم اولیه مقدار بسیار بیشتری زمین/نفر استفاده می کرده و منجر به تاثیرگذاری بیشتری روی آب و هوا در مقایسه با مدل های کنونی شده اند.”


منبع:

Telegraph (17/08/2009): Early farmers ‘began global warming process’

داستان سگ گمشده ای که پسری را از تشنج کشنده نجات داد

بدون نظر »

استیسی (Stacey) سگ کوچکی را در مقابل یک مدرسه ابتدایی پیدا کرده بود. سگ نه چندان بزرگی که شبیه سگ تریر هست. او را به دامپزشک برد در حالی که اون حتی تراشه ی مخصوصی که مشخصاتش در آن ثبت شده است هم به همراه نداشت. حالا وقتی استیسی می خواست بره سر کار، آیا یولاندا (Yolanda) می تونست از سگ نگهداری کنه؟ یولاندا یک مادر مطلقه است که دو پسر دارد. وی در طول دو سال اخیر از سرطان سی.نه و رحم جان سالم به در برده است. موها و مژه هایش را به خاطر شیمی درمانی از دست داده است. وی یک آرایشگر بود که از سال ۲۰۰۶ کار نمی کند. یولاندا به استیسی پیشنهاد داد که: استیسی با عکسی که از این سگ گرفت، به امید پیدا کردن صاحب سگ، یک آگهی درست کرد و ۴۰۰۰ نسخه از اون را به کمک یولاندا در صندوق پست افراد مختلف انداخت. وی حتی در وب سایت Craigslist هم آگهی زد.

رایی لی و یولوندا

ری لی و یولوندا (Photo: AP)

یولاندا به پسرهاش گفت که به مغازه ی ارزان فروشی بروند و برای سگ یک قلاده، یک بند، یک توپ، و یک تخت خواب بگیرند. پسر ۱۰ ساله ی یولاندا،آزیاه (Azaiah) اسم سگ را “ری لی” (RaeLee) گذاشت. اسمی که توی تلویزیون شنیده بود.
آزیاه تمام بعداز ظهر را با سگ مشغول بازی و خندیدن با سگ بود. گاهی با توپ به همراه سگ بازی می کرد، و گاهی سگ صورتش را لیس می زد.

یولاندا دائما به پسرش هشدار می داد که مواظب باشه زیاد به این سگ دلبسته نشه.
کریستین ۲۱ ساله، پسر بزرگتر یولاندا، از پنجره به برادرش نگاه می کرد. کریستسن از سندروم داون و دیگر ناهنجاری ها (عقب ماندگی ذهنی و تشنج) رنج می برد.
او تا الان یک عمل جراحی قلب و یک جراحی پیوند کلیه را پشت سر گذاشته است. با این حال هنوز قادر به صحبت کردن و یا حمام گرفتن نیست. اون شب وقتی بچه ها رفتند که در تحت دوطبقه ی خودشون بخوابند، سگ، تختخواب جدید خودش را از اتاق یولاندا به اتاق بچه ها کشوند.

چهار روز بعد، هنوز سگ در خانه ی آنها بود و داشت آروم آروم به اسم جدیدش عادت می کرد و وقتی اون را می شنید واکنش نشون می داد.

عاشق از سر و کول آزیاه بالارفتن بود و می دونست که باید با کریستین با نرمی برخورد کنه. روز شنبه آزیاه به خانه ی پدرش رفت. کریستین به اتاقش برگشت تا ویدیوی مورد علاقه اش را تماشا کنه. سگ هم در کنار او آرام گرفت.

یولاندا تازه قدم به ورودی خانه گذاشته بود تا گیاهان را آبیاری کنه که ناگهان سگ خودش را به جلوی در خانه کوبوند و دیوانه وار پارس کرد. وقتی که او در را باز کرد، سگ به طرف اتاق نشمین و سپس اتاق کریستین حرکت کرد. یولاندا جیغ زد! چیزی که دید باورنکردنی و وحشتناک بود. کریستین دچار تشنج شده بود و پیکر بی جانش نقش بر زمین شده بود. خون، دماغ و دهانش را فراگرفته بود. سگ تا وقتی که یولاندا کریستین را در آغوش گرفت سر و صدا می کرد.

متخصص عصب شناس بعدها به یولاندا گفت اگر اون سگ خبرش نکرده بود، کریستین در خون خودش غرق می شد و می مرد.

یولاندا وقتی نتونست سگ را پیدا کنه، تصمیم گرفت خودش از اون نگهداری کنه.

***

صبح روز بعد تلفن استیسی زنگ خورد. اون طرف خط آقای رندی صاحب سگ بود که تلفن استیسی را از روی آگهی پیدا کرده بود و با شماره ی روی آن تماس گرفته بود.

استیسی شوکه شد. خیلی تلاش کرده بود تا صاحب سگ را پیدا کند ولی حالا که صاحب سگ پیدا شده، دنیا وارونه جلوه می کند.

او از مرد چندین سوال پرسید تا مطمئن شود که او صاحب واقعی سگ است. مرد تمام سوالات را درست جواب داد. سوالاتی که فقط صاحب اون سگ می تونست درست جواب بدهد. سگی که حالا می دونستند اسم واقعیش اُدی (Odie) است.

رندی کلیف، ۳۴ ساله، یک لوله کش بیکار است که ۶ تقاطع دورتر از خانه یولاندا به همراه همسر، ۴ فرزند و نوه خردسالش زندگی می کند. او گفت که بیشتر از یک هفته دنبال ادی می گشته است. استیسی به او گفت که آن سگ جان پسر دوستش را نجات داده است.

***

وقتی اُدی صدای وانت رندی را که اومده بود دنبالش شنید، به سمت اون رفت و با خوشحالی بالا و پایین پرید و در نهایت خودش را در آغوش رندی رها کرد. رندی هم از خوشحالی صورتش را هی به پوست ادی می مالوند.

آزیاه که این صحنه را دید نتونست جلوی اشکهاش را بگیره و جلوی در خانه، گریان ایستاد. او گفت”دلمون برایت تنگ می شه!”

رندی به یاد می آوره که به پسرک نگاه کرد و چهره ی ترسان کریستین را در پنجره دید. رندی پرسید “او برادرت است؟” آزیاه به نشونه ی تایید سرش را تکان داد.

رندی سگ را به پای آزیاه بست. و گفت:

“شاید تقدیر بر این بوده که اُدی شما را پیدا کند. شاید شما باید از او نگهداری کنید.”


پیوند مطلب در فاکس نیوز

پیوند مطلب در بالاترین

آیا ربات های هوشمند انسان ها را پشت سر خواهند گذاشت؟

بدون نظر »

تصور کنید رباتی وجود دارد که می تواند در را بازکند، پریز برق را پیدا کند و با اتصال به آن خودش را شارژ کند. ویروسهای کامپیوتری را تصور کنید که هیچ چیز جلودارشان نیست. به نظر می رسد اجرام پرنده ای که هنوز عده ای فکر می کنند به وسیله ی انسان هدایت می شوند، به زودی می توانند بدون نیاز به کنترل انسان، آدم بکشند.

روبتی که به طور خودکار شارژ می شود

روباتی که به طور خودکار شارژ می شود (Photo: Ken Conley/Willow Garage)

عده ای ازدانشمندان علوم کامپیوتر در عین حال که از پیشرفتهای هوش مصنوعی متحیر شده اند، مشغول بحث درمورد این نکته هستند که آیا باید برای تحقیقاتی که ممکن است منجر به از دست دادن کنترل انسان بر رباتها شود حد و مرزی معین کرد یا خیر؟

نگرانی دانشمندان از این جهت است که پیشرفت های بیشتر در این زمینه منجر به اختلال های اجتماعی و پیامدهای ناگوار می شود. بطورمثال، دانشمندان به تکنولوژی هایی از قبیل سیستم های پزشکی که قادر به برقراری حس عواطف انسانی با مریضان هستند، ویا کرم ها و ویروس های کامپیوتری که به هیچ طریفی نمی توان آنها را نابود کرد و میتوان گفت به مرحله پلیدی از هوش ماشینی دست پیدا کرده اند.

دانشمندان علم کامپیوتر متفق القول موافق هستند که تا تولد “هال” کامپیوتری که در فیلم ادیسه ی فضایی ۲۰۰۱ کنترل سفینه رو بدست گرفت راه زیادی باقی مانده است. نگرانی دانشمندان بی دلیل نیست. آنها می گویند پیشرفتهای تکنولوژی باعث از دست رفتن مشاغل بسیار زیادی در زمینه های مختلف و مجبور شدن بشر به فراگیری زندگی با ماشین که دائم در حال فرگیری رفتارهای انسان است می شود و بدین سان نیروی کار دگرگون خواهد شد.

پژوهشگران برجسته ی کامپیوتر، هوش مصنوعی و رباتیکس که در Asilomar Conference Grounds در مانتری بی در کالیفرنیا شرکت کرده بودتد، احتمال خلق یک سیستم اَبَرهوشمندِ مرکزیِ پیشرفته و این ایده را که اینترنت باعث پیدایش خودبخودی هوش و فکر می شود کنار گذاشتند. اما موافق بودند که ربات های کشنده خودگردن یا وجود دارند یا به زودی خواهند آمد.

هواپیماهای شکاری هوشمند که هنوز هم به انسان نیاز دارند

هواپیماهای شکاری هوشمند که هم اکنون در افغانستان استفاده می شوند، فعلا برای هدایت شدن به انسان نیاز دارند

آنها به این نکته هم توجه داشتند که هوش مصنوعی پس از تکامل ممکن است مورد سوءاستفاده خرابکاران و جنایتکاران قرار بگیرد. تصور کنید چه کار هایی که یک جنایتکار با یک سیستم مصنوعی که می تواند مانند انسان صحبت کند و در پوشش انسان گنجانده شود، انجام دهد. چه اتفاقی می افتد اگر هوش مصنوعی برای استخراج داده های شخصی از گوشی های پیشرفته (امثال گوشی های موبایل و …) مورد استفاده قرار گیرد؟

پژوهشگران همچنین در مورد تهدید احتمالی مشاغل انسانی مانند ماشینهای خودران، کمکیار شخصیِ نرم افزاری، و ربات های سرویس دهنده در منزل هم بحث کردند. اتفاقا ماه پیش یک ربات سرویس دهنده به وسیله ی Willow Garage در سیلیکن وَلی ساخته شد و ثایت کرد که قادر به پیمایش دنیای واقعی است. (مانند حرکت، باز و بسته کردن درها و حتی شارژ کردن خود!)

یک گزارش از این کنفرانس خصوصی که در تاریخ ۲۵ فوریه برگزارشد، قرار است امسال منتشر شود.

این کنفرانس توسط اتحادیه ای برای پیشرفت هوش مصنوعی برگزار شد. این گروه تعمداً محل کنفرانس را اسیلومار انتخاب کردند تا یک واقعه ی برجسته در تاریخ علم را یادآوری کرده باشد. در سال ۱۹۷۵، زیست شناسان پیشروی جهان در اسیلومار ملاقات کردند تا در مورد توانایی جدیدی بحث کنند که می تواند با تبادل مواد ژنتیکی در بین اندامها به زندگی شکل دیگری دهند. پیرو نگرانیهای ناشی از احتمال خطرات بیولوژیکی و مسائل اخلاقی، پژوهشگران بعضی موارد از آزمایش های خاص را متوقف کردند. کنفرانس، خط مشی مطالعات DNA نوترکیب را مشخص کرد و بدین ترتیب پژوهشگران را به ادامه آزمایشها ترغیب کرد.

جلسه ای هم برای آینده ی هوش مصنوعی توسط Eric Horvitz، یک پژوهشگر شرکت مایکروسافت، که هم اکنون ریاست اتحادیه را بر عهده دارد، برگزارشد . او عقیده دارد دانشمندان علم کامپیوتر باید به اوهام شکل گرفته حول ماشبنهای اَبَرهوشمند و سیستمهای هوش مصنوعی که دیوانه وار بکار خواهند افتاد واکنش نشان دهند.

ایده ی یک “انفجار هوش” اتفاقی که در آن ماشینهای هوشمند می توانند حتی ماشینهای هوشمندتر از خود را طراحی کنند به وسیله ی یک ریاضی دان به نام I. J. Good در سال ۱۹۶۵ مطرح شد. بعدها در مباحث علمی و رمانهای علمی تخیلی، یک پژوهشگر کامپیوتر به نام Vernor Vinge این فکر را بر سر زبانها انداخت که زمانی فرا می رسد که انسانها ماشینهای هوشمند تر از خود خواهند ساخت و این اتفاق منجر به تحول آنچنان سریعی می شود که بشر به پایان عمر خود می رسد. او این تغییرات را منحصر بفرد خواند.

این تصویر که بارها در بعضی از فیلمها و نوشته ها هم نمایش داده شده، توسط بعضی از دانشمندان مانند William Joy یکی از پایه گزاران Sun Microsystems، محتمل و اعصاب خورد کن توصیف شده است. دیگر کارشناسان تکنولوژی، از جمله Raymond Kurzweil، از پیدایش ماشینهای اَبَرهوشمند استقبال کردند و می گویند آنها می توانند پیشرفتهای زیادی در زمینه افزایش طول عمر و تولید ثروت به ارمغان بیاورند.

آرمان شهر از نوع آقای Kurzweil ذهنها را در سیلیکون ولی به خود مشغول کرده است. همین تابستان، یک موسسه به نام Singularity University شروع به ارائه ی دروس برای ایجاد آمادگی گروهی کرده است تا پیشرفت را هدایت کند و به جامعه در راستای ‘ساختن’ با این آرمان شهر و با پیچیدگیهای آن کمک کند.

دکتر Horvitz می گوید: “من فکر می کردم دیر یا زود ما باید به نوعی نگرانی فزاینده ی مردم را درمورد افزایش بی رویه ی ماشینهای هوشمند بررسی یا حداقل ابراز کنیم”
گزارش A.A.A.I تلاش خواهد کرد تا احتمال از دست دادن کنترل بشر بر روی هوش مبتنی بر کامپیوتر را بررسی کند. دکتر Horvitz می افزاید: “این گزارش همچنین مسائل اجتماعی، اقتصادی، قانونی، و اخلاقی این ماشیتها را بررسی می کند. علاوه بر این، تغییرات پیش رو در تعامل انسان و کامپیوتر موشکافی می شود. به عنوان مثال، چگونه می توان رابطه با یک ماشین را به عنوان زوج یا همسر تعریف کرد؟”
وی اضافه کرد: “تلاش این مجمع در راستای ارائه ی خط مشی مشخصی به پژوهشگران بوده است تا آنها بتوانند با پیشرفتهای علمی به ارتقای جامعه کمک کنند، نه این که به یک فاجعه ی تکنولوژیک منتهی شوند. به عنوان نمونه برخی از پژوهشها ممکن است در آزمایشگاه هایی تحت تدابیر شدید امنیتی انجام شوند.”

جلسه ای که در ارتباط با هوش مصنوعی برگزارشد می تواند برای آینده این رشته پراهمیت باشد. Paul Berg که از برگزارکنندگان جلسه سال ۱۹۷۵ در اسیلومار بود و جایزه نوبل در رشته شیمی را در سال ۱۹۸۰ دریافت نمود، گفت “برای جامعه علمی خیلی مهم بود که عموم را قبل از اینکه هشدارها و مخالفت ها جدی شوند، درگیر مسئله کند. همانطور که در مورد قضیه مواد غذایی ژنتیکی (G.M.O) این اتفاق اقتاد و شرایط دشوار و پیچیده ای رغم خورد.

Tom Mitchell از اساتید هوش مصنوعی و فراگیری ماشین در Carnegie Mellon University گفت”جلسه ماه فوریه نظر او را تغییر داده است. من قبل از جلسه خیلی به آینده هوش مصنوعی خوش بین بودم ودر این فکر که پیش بینی های Bill Joy و Ray Kurzweil دور از واقعیت هستند. این جلسه مرا متقاعد ساخت که صریحتر درباره ی مشکلات، از قبیل جمع آوری داده های شخصی که به طور وسیع صورت خواهد گرفت، صحبت کنم.

به رغم نگرانیهای او، آقای Horvitz امیدوار است که تحقیقات هوش مصنوعی برای بشر سودمند خواهدبود و حتی شاید بتواند کاستی های بشر را جبران کند. او به تازگی یک سیستم نرم افرازی را طراحی و معرفی کرده است که از بیماران راجع به علائم بیماریشان می پرسد و به آنها با عواطف انسانی پاسخ می دهد. وقتی مادری گفت فرزندش از اسهال رنج می برد، صورت روی نمایشگر گفت: “اُه، با شنیدن این خبر متاثر شدم”. یک پزشک بعدها به آقای Horvitz گفت که برایش خیلی جالب است که این سیستم به احساسات انسانی پاسخ می دهد. من برای این کارها وقت ندارم.

[media id=7]

___________________________________________________________________
چند اسکرین شات از ویدیوی فوق:

روبت | روبت | روبت | روبت

منبع:
نیویورک تایمز: آیا ربات های هوشمند انسان ها را پشت سر خواهند گذاشت؟ (۲۵/۰۷/۲۰۰۹)

لینک مطلب در بالاترین

بی اعتنایی رسانه های آلمان به قتل «شهید حجاب» مروه الشربینی

بدون نظر »

هنوز فراموش نکرده ایم که مدتی پیش مروه الشربینی، زن مصری فقط به خاطر بر سر داشتن روسری به دست یک آلمانی افراطی در دادگاه و در حضور قاضی و نیروهای پلیس به قتل رسید. فردی که با وجود مجرم شناخته شدن در نوامبر سال گذشته به دلیل آزار و اذیت مروه، هیچ تلاشی توسط دادگاه برای دور نگه داشتنش از مروه توسط دادگاه انجام نشده بود و وی همچنان به آزار و اذیت مروه ادامه می داد، تا این که مروه مجددا علیه وی شکایت کرد. این بار وی در دادگاه به مروه حمله کرد و در حالی ۱۸ ضربه‌ی چاقو به بدن مروه زد که علاوه بر نیروهای پلیس مستقر در دادگاه، همسر و پسر سه ساله اش مصطفی هم شاهد این اتفاق بودند. حتی زمانی که همسرش علوی علی عکاظ، تلاش کرد که جلوی حمله‌ی مهاجم را بگیرد، یک افسر پلیس به او شلیک کرد (البته به اشتباه)

مروه الشربینی و همسرش

مروه الشربینی و همسرش (Photo: EPA)

یک هفته پس از این اتفاق رسانه های آلمان به جای این که درمورد انگیزه های نژادپرستانه‌ی این قتل صحبت کنند، تمرکزشان بر روی امنیت دادگاه های آلمان بود.

اولین خبرگزاری آلمانی که قتل مروه (شهید حجاب) را مخابره کرد هیچ اشاره‌ی نکرد که وی یک زن مسلمان بود. هیچ اشاره ای به این نکرد که دعوا با فریادهای قاتل بر سر مروه آغاز شد. فریادهایی که قاتل مروه را فاحشه‌ی مسلمان، اسلامگرا، و تروریست خواند. این خبرگزاری آلمانی چنین گزارشی را مخابره کرد و به همراه جامعه‌ی آلمان به خواب فرو رفت.

تنها بعد از تظاهرات مردم مصر بود که رسانه های آلمان جزییات قتل مروه را منتشر کردند (Photo: AP)

تنها بعد از تظاهرات مردم مصر بود که رسانه های آلمان جزییات قتل مروه را منتشر کردند (Photo: AP)

چند روز بعد بود که تظاهرات هزاران نفری مصریها علیه اسلام ستیزی آلمان گویا مردم و دولت فدرال آلمان را از خواب بیدار کرد. دولت ناگهان بعد از یک هفته فهمید که کلمه ای به نام تاسف هم وجود دارد.

شاید قتل مروه به خودی خود ثابت نکند که در آلمان اسلام ستیزی وجود دارد اما مطمئنا نشانگر این حقیقت آزاردهنده است که جامعه‌ی آلمان دید واقعگرایانه ای به مسلمانان این کشور ندارد. هرچقدر هم بیشتر در این مورد کاوش می کنیم، به حقایق آزار دهنده تری برخورد می کنیم.
مروه مدتها در داروخانه ای در شهر درسدن مشغول به کار بود و همسرش نیز در همین رشته و در انستیتیویی شاغل بوده است. چرا هیچ یک از همکاران مروه یا همسرش صدایش را بلند نکرد و فریاد نزد که کل ماجرای قتل مروه یک رسوایی اسلام ستیزانه بود؟ چرا هیچ یک از رسانه های آلمان از همکاران این زوج در این مورد سوالی نپرسیدند؟ چرا هیچ کس حقایقی را که بعدها در دادگاه آشکار شد بیان نکرد؟

قاتل روسی-آلمانی مروه در دادگاه خطاب به وی گفت:
“تو اصلا حق زندگی در آلمان را داری؟ می دونی وقتی حزب NPD به روی کار بیاید، تو باید این کشور را ترک کنی؟ من به این حزب رای دادم.”
مطبوعات آلمان حداقل می توانستند به خوانندگانشان یادآوری کنند که حزب دست راستی تندروی NPD در انتخابات محلی ژوئن ۲۰۰۸ در سکسونی (استانی که درسدن مرکزش است) حداقل ۵٫۱ درصد آرا را به خودش اختصاص داده است. آنها می توانستند به خوانندگانشان یادآوری کنند که تقریبا ۵۰ درصد مردم آلمان شرقی و ۲۵ درصد مردم آلمان غربی با جملات بیگانه هراسانه موافق هستند. (تحقیق بنیاد فردریش ابرت) آنها می توانستند این سوال را مطرح کنند که چرا اگر مروه روسری بر سر نمی گذاشت می توانست امروز زنده بماند؟
آنها می توانستند این سوال را بپرسند که چرا زمانی که همسر مروه در دادگاه تلاش کرد جلوی حمله‌ی قاتل را بگیرد و به همسرش کمک کند، با شلیک نیروهای پلیس مستقر در دادگاه مضروب شد؟ فقط به خاطر این که او بلوند نبود؟
و در نهایت آنها می توانستند این سوال را مطرح کنند که چرا سخنگوی دادگاه در نخستین مصاحبه‌ی مطبوعاتیش هیچ اشاره ای به مذهب مقتول نکرد؟ نکته ای که در این پرونده‌ی خاص، نقش ویژه ای را بازی می کرد.
اما هرگز این سوالها مطرح نشد، و رسانه ها با این پرونده‌ی قتل، طوری برخورد کردند که گویا این قتل همانند پرونده های قتل دیگر، یک پرونده‌ی معمولی بود.

از همه‌ی این حرفها بگذریم، یک نکته وجود دارد که به هیچ وجه قابل توجیه نیست. همه می دانیم جزییات قتل مروه تنها زمانی انتشار پیدا کرد که تظاهراتی در قاهره برگزار شد. و تازه در این زمان حدس بزنید نگرانی رسانه های آلمان که تا آن روز سکوت کرده بودند چه بود؟ روز بعد از تظاهرات قاهره، مجری یک رادیوی آلمانی از کریم الجواهری، خبرنگار مستقر در مصر یک روزنامه‌ی آلمانی پرسید:
“فکر می کنی با این شرایط، چقدر اوضاع برای توریستهای آلمانی در مصر خطرناک است؟”


منبع:
Guardian قتلی که آلمان آن را نادیده گرفت ۱۰/۰۷/۲۰۰۹
Guardian خشمگینی مصر از قتل شهید حجاب در آلمان ۰۷/۰۷/۲۰۰۹

Simplified Theme by Nokia Theme transform by TowFriend | Powered by Wordpress | Aviva Web Directory
XHTML CSS RSS